اسباب و روش ضبط صدا


راهنماى فورى استفاده از ميکروفون



چه نوع ميکروفونى استفاده کنيد؟


مهم نيست چه نوع دستگاهى براى ضبط صدا داريد؛ اگر به کيفيت صدا اهميت مى دهيد بايد ميکروفون جداگانه اى داشته باشيد. اگر مصاحبه مى کنيد و يا صداى موجودات زنده را ضبط مى کنيد، بهتر است از ميکروفون مونو استفاده کنيد. 
براى ضبط صداى محيط و صداهاى صحنه اى ميکروفون استريو بيشتر به درد مى خورد. البته وقتى مى خواهيد صداى استريو ضبط کنيد بايد حواستان باشد که چند ميکروفون لازم داريد و کجاها بايد قرارشان بدهيد.

انواع ميکروفون هاى مونو (تک‌باندى)
ميکروفون هاى کارديويد (Cardioid) يا جهت دار


اين ميکروفون ها به صدائى که از يک جهت خاص مى آيد (معمولاً روبرو) حساس تر هستند. 
کارآئى اين ميکروفون ها در حذف صداهاى ناخواسته و حاشيه اى در موقع ضبط است. اما کار با آنها به دقت بيشترى از جانب صدابردار نياز دارد.
اگر تجربه ی زيادى با ميکروفون نداريد بهتر است از ميکروفون هاى آمنى (چند جهتى) استفاده کنيد.

ميکروفون‌هاى آمنى Omni-directional يا چندجهتى

آمنى به ميکروفون هائى گفته مى شود که قادرند صدا را از جهت هاى مختلف بگيرند. 
ميکروفون هاى آمنى اصولاً متداول ترين و پر‌کاربردترين نوع ميکروفون در صدابردارى‌ هستند. اين نوع ميکروفون‌ در مصاحبه ها و ضبط صداى محيط و صداى در‌ صحنه بسيار کارآمد است. بسيار اتفاق مى افتد که يک برنامه ی راديوئى به طور کامل با يک ميکروفون آمنى ضبط مى شود.

ميکروفون هاى کارديويد و آمنى متداول ترين انواع ميکروفون اند، اما شما ممکن است با ميکروفون هاى ديگرى هم برخورد کرده باشيد.

ميکروفون‌هاى تفنگى (Gun Mics)

اين نوع ميکروفون براى ضبط صدا از راه دور، مثلاً صداى يک بازيگر روى صحنه ی نمايش، يا در مصاحبه ی مطبوعاتى، به کار برده مى شود. اين نوع ميکروفون ها معمولاً روى پايه يا گيره ی مخصوص استفاده مى شوند.

ميکروفون‌هاى يقه‌اى (Clip Mics)

اين نوع ميکروفون به خاطر کوچک بودن و دست و پاگير نبودن در برنامه هاى تلويزيونى مورد استفاده قرار مى گيرد. معمولا اين ميکروفون ها چند جهتى (آمنى) هستند و در اندازه‌ اى مختلفى عرضه مى شوند اما در هر صورت طورى ساخت و طراحى مى شوند که بتوان آنها را به يقه يا لباس گوينده وصل کرد.
 در اين نوع ميکروفون جاى نصب از اهميت زيادى برخوردار است. اگر از منبع صدا زياد دور باشد صدا فاصله دار به گوش مى رسد و اگر به چانه و دهان گوينده زيادى نزديک باشد صدا حالت خفگى پيدا مى کند.


جنس لباسى که ميکروفون را به آن وصل مى کنيد هم مهم است. پارچه هاى سفت و پر خِش خِش حتماً صدا را خراب مى کنند. اگر اين ميکروفون را به پيراهن گوينده ی مردى با کراوات مى چسبانید بايد دقت کنيد که کراوات روى ميکروفون نيفتد.

ميکروفون هاى يقه اى کارآئى خودشان را دارند اما به طور کلى ميکروفون هاى دستى کيفيت صداى بهترى دارند.

لوازم اضافى براى ميکروفون
شما غير از خود ميکروفون به لوازم ديگرى هم در کار نياز داريد.

بادگير- در موقع صدابردارى در هواى آزاد براى کنترل صداى وزيدن باد از اين نوع کلاهک هاى اسفنجى روى قسمت حساس ميکروفون گذاشته مى شود.

داشتن سيم رابط ميکروفون به دستگاه ضبط صدا بسيار اهميت دارد. هميشه قبل از حرکت براى گرفتن صدا از داشتن سيم درست براى وصل کردن ميکروفون خودتان به ضبط صوت مطمئن بشويد.

بعضى انواع ميکروفون با باطرى کار مى کنند. مطمئن شويد که هم براى ميکروفون و هم براى دستگاه ضبط‌ تان به تعداد کافى و از نوع مناسب باطرى همراه داريد.

براى ضدآب کردن ميکروفون هميشه يک کاندوم با خودتان ببريد و در شرايط اضطرارى آن را روى ميکروفون بکشيد.

گوشى را فراموش نکنيد. يادتان باشد ميکروفون صداهائى را مى گيرد که شما ممکن است نشنويد يا مغز شما به طور ناخودآگاه آن را فيلتر کند. به همين خاطر هميشه در موقع ضبط گوشى داشته باشيد.

ميکروفون را چطور بگيريد
؟
بِکُن‌ها

ميکروفون را محکم اما راحت نگه داريد؛ حتماً هم با نقطه اتصال سيم اش به دستگاه ضبط فاصله کافى داشته باشد.

اگر يک مصاحبه طولانى ضبط مى کنيد بد نيست که دست تان را روى ميز يا صندلى تکيه بدهيد.


سيم رابط را طورى در دست تان بگيريد که بتوانيد جلوى برخورد آن با پايه ی ميکروفون، يا صندلى، يا بدن خودتان را بگيريد.


اگر از ميکروفون يقه اى استفاده مى کنيد مراقب باشيد که قسمت حساس ميکروفون با لباس گوينده تماس نداشته باشد.


نَکُن‌ها

نگذاريد که انگشتر يا دستبندتان به بدنه ی ميکروفون يا سيم اش بخورد.

ميکروفون را خيلى سفت نگيريد. فشار زياد براى نگه داشتن ميکروفون و سيم اش دست را خسته مى کند و به لرزه می اندازد. اگر دستتان در وضعيت خاصى خسته شد (که مى شود) به مصاحبه شونده بگوئيد يک لحظه مکث کند تا شما بتوانيد ميکروفون را دست به دست کنيد.

ميکروفون را دور دست تان تاب ندهيد. با کمترين ضربه اى قسمت حساس ميکروفون آسيب مى بيند.

آنچه دستگاه ضبط شما مى‌شنود
صداها در فضاى بسته

اگر در محل دربسته اى هستيد به صداهاى اطرافتان گوش کنيد؛ صداى دستگاه تهويه، همهمه ی انواع دستگاه هاى الکترونيکى و برقى که در اتاق هست، صداى سيفون دستشوئى همسايه، صداى دورِ موسيقى و و هياهوى ترافيک، آسانسورى که بالا و پائين مى رود و... همه ی اين ها در موقع صدابرداى ضبط مى شوند و پاک کردن و فيلترکردن آنها اگر غير ممکن نباشد بسيار دشوار است.

قبل از ضبط اگر ممکن بود دستگاه هاى برقى را خاموش کنيد، در و پنجره ها را ببنديد و اگر قرار است قطارى از کنار محل ضبط شما عبور کند کارتان را براى قبل و بعد از عبور قطار برنامه ريزى کنيد.

کامپيوتر، تلفن همراه، و چراغ هاى فلورسنت ممکن است امواج صوتى مزاحمى توليد کنند. در حد امکان اين نوع دستگاه ها را در محل ضبط خاموش کنيد.

درچه نوع فضائى هستيد؟

در اتاق‌هاى بزرگ (مثل سالن هاى ورزشى يا شبستان مسجد) ممکن است صدا برگردان زيادى داشته باشد و مصاحبه ی شما در چنين جاهائى حالت صداى ضبط شده در حمام را پيدا کند. با نزديک تر کردن ميکروفون به دهن گوينده مى توانيد اين مشکل را تا حدى تعديل کنيد. البته در اين کار بايد حواس تان به پاف صداى او در ميکروفون باشد. رفتن به يک اتاق کوچک تر، حتی داخل يک گنجه، ممکن است نتيجه ی بهترى بدهد.

اگر مجبوريد در يک سالن بزرگ که بازتاب صداى زيادى دارد مصاحبه کنيد، سعى کنيد در مرکز اين محل نباشيد.
 به کنارى برويد، اما نه زياد به گوشه ها، که به صدا حالت جاى بسته و در صندوق ندهيد. 
خيلى نزديک ديوار نايستيد چون برگشت صدا از ديوار زياد خواهد بود. 
اگر پرده اى هست آن را ببنديد. کشيدن پرده ها جلوى بخشى از انعکاس صدا را مى گيرد.

اگر در بيرون صدابردارى مى کنيد

در وهله ی اول سعى کنيد جاىِ در پناه و نسبتا پوشيده اى پيدا کنيد که جلوى صداى باد را بگيريد.
ريختن قطره هاى باران روى ميکروفون صداى ناخوشآيندى توليد مى کند (در واقع آب و وسائل تکنيکى اصولا با هم جور نيستند). اگر در نزديکى ترافيک هستيد سعى کنيد به جاى خيابان اصلى به کوچه ی ساکت ترى برويد. داخل ماشينى با پنجره هاى بسته معمولا استوديوى موقت بهترى است تا خيابانى پر ازدحام يا هوائى پر رعد و بارانى.

ميکروفون را کجا بگيريد؟

اين که دقيقاً ميکروفون را کجا نگه داريد بستگى به نوع ميکروفون شما دارد اما بعضى قواعد کلى در اين مورد اين‌هاست:

در يک جاى آرام و با ميکروفون چندجهتى بهترين جا براى ميکروفون در فاصله ى ۱۵ تا ۲۰ سانتيمترى منبع صدا (خودتان يا مصاحبه شونده) است. اگر خيال داريد در محصول نهائى هم از صداى خودتان استفاده کنيد و هم از صداى مصاحبه شونده بايد سطح ضبط دو صدا يکى باشد. براى اين کار:


  • در يک جاى آرام ميکروفون را در فاصله مساوى نسبت به دو نفر، يا کمى نزديک تر به آن که صداى ضعيف ترى دارد، بگيريد.

  • در جاى شلوغ ميکروفون را بين خودتان و مصاحبه شونده جا‌به جا کنيد. اما مراقب سروصدائى که حرکت ميکروفون توليد مى کند باشيد.

مصاحبه را مى توانيد نشسته، ايستاده يا در حال راه رفتن بگيريد. يادتان باشد که مى خواهيد حتى الامکان به مصاحبه شونده نزديک باشيد اما نه آنقدر که آرامش او را به هم بزنيد. هميشه بهتر است که هر دو نسبتاً در يک جهت بنشينيد يا بايستيد. رو به رو بودن حالت برخورد و درگيرى را القا مى کند.

مراقب پوف‌ها و صداهاى ديگرى که از دهن مردم در مى‌آيد باشيد

اگر ميکروفون را زيادى به دهن گوينده نزديک کنيد در موقع اداى حروفى که با فشار هواى زيادى لب را حرکت مى دهند، مثل ب و پ، صداى پوف ناهنجارى ضبط مى شود. اين مشکل با ويرايش صدا به طور کامل پاک نمى شود و بهتر است در موقع ضبط مراقب اش باشيد. 
اولاً هميشه موقع ضبط، گوشى داشته باشيد که اين صداهاى ناخواسته را بشنويد. 
و در مقابل کسى که زيادى پوف مى کند دقت کنيد ميکروفون با زاويه جلوى دهن اش قرار بگيرد. 
مصاحبه شونده اى که دستپاچه باشد دهن اش خشک مى شود و صداى خوردن زبان اش به اين طرف و آن طرف شنيده مى شود. يک ليوان آب به او بدهيد.

دو مشکل ميکروفون و کنترل صدا
خيلى وقت‌ها تنظيم صدا فقط با بالا و پائين بردن میزان (Level) صدا عملى نيست. يکى دو مورد از مشکلات احتمالى و راه حل هايشان اين هاست:


مشکل ۱: ضبط يک مصاحبه در جاى شلوغ (مثلا خيابان پرترافيک، ميدان ورزشى، کنفرانس مطبوعاتى) و تنظيم ميکروفون به نحوى که صداى گوينده/ مصاحبه شونده به طور شفاف و بالاتر از صداى زمينه شنيده شود.

راه حل: ميکروفون را نزديک تر از معمول به دهن گوينده بگيريد اما مراقب پوف وپاف ها باشيد.

مشکل ۲: ضبط گفتگوى دو نفر که صداى يکى خيلى قوى و ديگرى خيلى ضعيف است.

راه حل: براى اين که دائماً با تنظيم Level صدا بازى نکنيد، ميکروفون را براى يکى از دو صدا تنظيم کنيد و با نزديک يا دور نگه داشتن آن از نفر ديگر تناسب صدا را تنظيم کنيد.

منبع:درسنامه



 
در گزارشگری چند رسانه ای صدا و گفتار نيز از عوامل مهم گزارش اند. آشنائی با مبانی صدابرداری و تدوين صدا را در درس های بعدی خواهيم ديد اما در اين بخش به کلياتی در مورد نحوه ی خواندن و گويندگی و بعضی مشخصات اصلی ميکروفون ها خواهيم پرداخت. به عنوان تمرينی بر اين درس ها خوب است که شما متن هائی را برای خودتان بخوانيد، ضبط کنيد و بعد با شنيدن آن به نقاط قوت و ضعف خودتان در گويندگی توجه کنيد.

مى گويند درک ما از همديگر در ديدارهاى رو در‌ رو بستگى به عوامل بسيارى دارد که فقط ۹ درصد آن به صدا و کلام متکى است. اما وقتى تماس تنها از طريق راديو يا تلفن برقرار مى شود درک و دريافت ما از آن ديگرى صد درصد به صدا و کلام او بستگى پيدا مى کند. براى همين در کار گزارشگرى چندرسانه اى پرداختن به صدا و گويندگى هم مثل نوشتن پر اهميت مى شود.

در گزارش هاى اينترنتى يا راديوئى اگر صداى خود شما به عنوان راوى در نقل داستان ها شنيده شود بخش مهمى از ارزيابى مخاطب ها از کيفيت گزارش شما، و حتی بخشى از تصور آنها از دقت و قابل اعتماد‌ بودن گزارش، به صداى شما و نحوه ى بيان تان بستگى پيدا مى کند.

همچنان که در مباحث نوشتن هم اشاره کرديم آنچه تعيين کننده ی لحن کلام و نوع بيان شماست محتواى حرف و محل ارائه ى آن است. همانطور که موقع ورود به يک مجلس محترمانه ى خانوادگى در حضور بزرگان فاميل نمى‌ گوئيد «نوووکريم»، در يک مجلس دوستانه از همکلاسى هاى خودتان هم هر جمله را با گفتن «اگر اجازه بفرمائيد» شروع نمى کنيد. اين قانون ساده اى که ما هر روز در روابط اجتماعى مان رعايت مى کنيم، يعنى انتخاب لحن کلام و نوع بيان به اقتضاى موقعيت، در کار نويسندگى، گويندگى و مصاحبه هم صادق است.

اولين درس گويندگى اين است که کلام و صداى خودتان را مثل آواى يک ساز فرض کنيد. بايد در دستگاه و گوش نواز باقى بماند. جهش هاى بيرون از نُت حواس شنونده را به بيراه مى برد. مى توانيد با لحن محاوره اى صحبت کنيد يا نوشتارى اما معمولاً بهتر است يک لحن را در سراسر گفتارتان دنبال کنيد. ميزان براى يکدستى اين لحن در مراحل اوليه ی کار پيروى از قواعد است اما وقتى مهارت زبانى و بيانى کافى پيدا کرديد همه ى درهاى نوآورى و دست کارى در کلام و لحن را به اختيار خودتان خواهيد گرفت و از آنجا به بعد پاى ميکروفون به همان راحتى حرف خواهيد زد که پاى تلفن با دوست تان حرف مى زنيد يا موقع دعوا با برادرتان.

بعضى نکته ها که در گويندگى ممکن است به دردتان بخورد:

  • قبل از اين که ضبطِ گفتار شما شروع بشود به خودتان فرصتى براى آرام شدن و خو‌گرفتن به دستگاه صدا و محيط اطراف تان بدهيد. مثلاً براى آزمايش کيفيت صدا به جاى شمردن يک، دو، سه با مخاطبى فرضى احوال پرسى کنيد و از حال خودتان بگوئيد. اگر مصاحبه مى کنيد به مصاحبه شونده بگوئيد بايد دستگاه هاى صدا را تنظيم کنيد و با او حرف هاىِ بيرون از موضوع گفتگو بزنيد. اين عمل هم به شما فرصت تنظيم دستگاه ها را مى دهد و هم اضطراب پيش از شروع کار را کم مى‌‌‌‌‌ کند.
  • هميشه در موقع ضبط گوشی داشته باشيد تا تمام صداهای زائد احتمالی را بشنويد و در صورت لزوم مطلب را بازخوانی کنيد. معمولاً در حين خواندن متن و ضبط صدا توجه به جزئياتی مانند صدای ورق زدن کاغذ بدون استفاده از گوشی دشوار است.
  • آدم‌ها معمولاً تندتر از آن که خودشان تصور مى کنند حرف مى زنند. آرام و شمرده حرف بزنيد. کلمه ها را به روشنى ادا کنيد. کلمه هاى نيم جويده و ناقص مخاطب شما را کلافه مى کند.
  • درست نفس بکشيد. روش هاى مختلف نفس کشيدن را تمرين کنيد. اگر مى خواهيد متنى را از رو بخوانيد/ ابتدا آن را با صداى بلند براى خودتان بخوانيد/ و هر جا در ميان کلام/ احتياج به نفس کشيدن پيدا کرديد/ علامت بگذاريد/ (مثل همين خطوط مورب که در اين بخش گذاشته شده)/ تا در موقع اجراى نهائى هم/ به خودتان/ در همانجا/ فرصت نفس کشيدن بدهيد./ فاصله ى اين علامت ها بستگى به نفس شما و سرعت کلام تان دارد.
  • ايستاده حرف بزنيد و اگر بايد بنشينيد بدن تان را صاف و افراخته نگه داريد که صداتان از قفسه ى فشرده ى سينه در نيايد.
  • طبيعى حرف بزنيد. سعى نکنيد صدائى براى خودتان جعل کنيد چون خيلى زود يا صداى اصلى خودتان را از ياد مى بريد و يا در ميانه ى ضبط صدای اصلی تان برمی گردد و همه چيز به هم می ريزد.
  • لبخند شما، خوشى يا اندوه شما در صداتان منعکس مى شود. به احساسات خودتان اجازه ی حضور بدهيد. اما سعى نکنيد با غلو کردن در بازى هاى صوتى احساسات کاذبى را به صداى خودتان تزريق کنيد. حتی بازيگرهاى حرفه اى هم به جز از راه هم ذات پندارى با شخصيتِ نمايشى شان از عهده ى اين کار بر نمى آيند.
  • ياد بگيريد که در موقع گويندگى نه با يک تصور جمعى و کلى از شنونده ها بلکه با تک تک آنها حرف بزنيد.

اگر مصاحبه مى‌کنيد:

  • از پيش، تا حد ممکن، در موضوع مصاحبه و در مورد مصاحبه شونده تحقيق کنيد که بتوانيد هم پاى او بحث را دنبال کنيد. ياداشت‌ ها و سؤال هاى احتمالى را با خودتان داشته باشيد.
  • به شنونده فرصت شنيدن و به مصاحبه شونده فرصت فکر کردن بدهيد.
  • با دقت به مصاحبه شونده گوش کنيد و نسبت به آنچه مى شنويد با علاقه و به قصد فهميدن مطلب توجه کنيد.
  • بحث را نه از طريق سؤال هاى از پيش نوشته شده بلکه با جريانِ حرف هاى مصاحبه شونده جلو ببريد.
  • سؤال ها و نظر خودتان را در حداقل کلمات اما به روشنى بگوئيد و وقت بيشتر را براى حرف زدن به مصاحبه شونده بدهيد. در عين حال مراقب باشيد که مصاحبه شونده هم طولانى صحبت نکند و به ويژه مطالب اش را مکرر نگويد.
  • به سؤال هاى خودتان فکر کنيد و آنها را در آرامش و شمرده بيان کنيد. اين کار به تمرکز ذهن شما بر مطلب کمک مى کند.
  • به مصاحبه شونده فرصت بدهيد صحبت اش را تمام کند و به جز در مواقع ضرورى به ميان حرف اش نرويد.

البته هميشه به ياد داشته باشيد که غرض از تمام اين حرف ها رساندن بهتر و دقيق تر پيام شما به مخاطب است. هر جا که فکر مى کنيد شکستن اين قواعد به بهتر شنيده شدن حرف تان کمک مى کند از شکستن آنها ابائى نداشته باشيد.

منبع:درسنامه



 
درک و نحوه ی پیگيری متن های آنلاين به شکل ارائه ی آنها بستگی دارد. يک پژوهش در دانشگاه پرينستون آمريکا نشان داده که حتی فونت مورد استفاده برای يک متن می تواند به درک دقيق تر مطلب توسط کاربرها کمک کند.

در اين پژوهش از ۲۸ دانشجوی داوطلب ‌خواسته شده بود که در ۹۰ ثانيه هفت مشخصه ی مجعول برای سه گونه از موجودات تخيلی را حفظ کنند و ۱۵ دقيقه بعد به سؤالاتی در مورد آنها جواب بدهند. انتخاب موجودات تخيلی برای اين بود که هيچ کدام از داوطلب ها پيش زمينه ی اطلاعاتی در مورد اين موجودات نداشته باشند.

داده های اطلاعاتی درباره‌ی اين موجودات برای نيمی از داوطلبان با فونت ۱۶ آريل (Arial)، که خط آسان خوان و متداولی است، و به رنگ سياه نوشته شده بود و برای نيم ديگر با خط بودونی ۱۲ و کميک ۱۲، هر دو دشوار برای خواندن، و به رنگ خاکستری ۷۵ درصد نوشته شده بود. پس از ۱۵ دقيقه سرگرم کردن داوطلبان به موضوع های ديگر از آنها آزمونی درباره ی آنچه خوانده بودند گرفته شد. بنا به اين آزمايش پاسخ های گروهی که با فونت های دشوار‌خوان سر و کار داشتند ۱۴ درصد دقيق تر از گروه ديگر بود.

تکرار همين آزمايش با مواد درسی گروه بزرگی از دانش‌آموزان ۱۵ تا ۱۸ ساله نيز به نتايج مشابهی رسيد و پژوهشگران با قيد احتياط نتيجه گرفتند که ايجاد چالش های مناسب در ارائه ی مطالب و بر‌انگيختن کنجکاوی و دقت در مخاطب ها می تواند به درک بهتر مطلب کمک کند.

البته اين تنوع و چالش نبايد با شلوغی و ازدحام در صفحات آنلاين اشتباه شود. شلوغ بودن صفحه و پرکردن آن با عکس و مطالب متنوع مربوط و نامربوط اکثراً باعث پراکندگی ذهن مخاطب و توجه کمتر او به محتوای گزارش و متن می شود. يکی از راه های آموختن جاگذاری مفيد و کارآمدِ مطالب و تصاوير در يک صفحه بررسی نحوه ی چينش مطالب در نشريات معتبر آنلاين و ارزيابی کارکرد آن بر خودتان و دوستان‌تان است.

يکی از نکاتی که در نوشتن برای وب می تواند و بايد مورد توجه قرار گيرد يک دستی در نحوه ی نگارش کلمات است. مثلاً برای برجسته و نمايان کردن يک کلمه بعضی ها از حروف پررنگ تر استفاده می کنند و بعضی از حروف مورب، شما بهتر است يکی از اين روش ها را انتخاب و دنبال کنيد. يا اگر به جدانويسی کلمه ها معتقديد همه جا از همين روش استفاده کنيد، مقصود از چنين تدبيری اين است که مخاطب ذهن و وقت اش را صرف نکات انحرافی و نامربوط به متن گزارش شما نکند. معمولاً نشريات معتبر يک دستور‌ کار و شيو‌ه ی نگارش ثبت شده دارند و همه ی گزارشگران را موظف به پيروی از آن می کنند. خوب است شما هم، حتی برای وبلاگ شخصی خودتان، چنين دستورالعمل و راهنمائی در نظر بگيريد.

نکته ی ديگری که بايد به آن توجه کرد اين است که احتمال اين که متن شما در خارج از متن و زمينه ی خودش خوانده شود وجود دارد. ممکن است کسی بدون آمدن به سايت شما يا نشريه تان و فقط از راه يک جستجوی آنلاين به صفحه ی شما هدايت شده باشد. برای چنين کاربری دادن پيش زمينه و اطلاعات جانبی که به درک موضوع کمک کند اهميت دارد.

هميشه مطمئن شويد که در هر صفحه ی شما اطلاعات کافی در مورد موضوع بحث و اين که مخاطب در کجای موضوع است نوشته شده. گاهی تکرار مطلب مفيدتر از ايجازی است که ممکن است مطلب را نامفهوم و غيرقابل دسترس کند.

نوع کلام و نحوه ی طرح آن بستگی به مخاطبان گزارش دارد. اگر مخاطبان شما جوان و موضوع گزارش رويدادی مرتبط با زندگی روزمره ی آنهاست بهتر است از لحنی خودمانی تر استفاده کنيد و خواننده را با دوم شخص مفرد (تو) خطاب کنيد. اما اگر گزارشی خطاب به جمعی از انديشمندان حافظ شناس با متوسط سن ۶۰ سال می نويسيد شرط احتياط اين است که آنها را شما خطاب کنيد و در نوع نگارش تان از طنازی و ناسنجيده گوئی پرهيز کنيد.

هر چند استفاده از تصوير در کنار متن هميشه به جاذبه ی آن اضافه می کند اما با توجه به اين که بسياری اوقات با سرعت های پائین اينترنت بارگذاری عکس ممکن است زمان و ظرفيت زيادی را اشغال کند بهتر است در تعداد و اندازه ی عکسی که در کنار متن می گذاريد دقت کنيد.

هميشه يادتان باشد که مخاطب های شما به دنبال اين هستند که يا چيز تازه ای ياد بگيرند و درباره ی موضوع گزارش شما بيشتر بدانند و يا می خواهند با جمع تازه ای ارتباط پيدا کنند و با آنها به دليل علاقه و پيوندی که با موضوع يک گزارش دارند آشنا، مرتبط و احتمالاً همراه شوند. در اين زمينه دادن لينک های لازم و ايجاد امکان پیگیری و تعامل در پايان يک مطلب مفيد است و امکان مراجعه ی مجدد کاربرها يا لينک دادن به مطلب و سايت شما توسط آنها بيشتر خواهد شد.

پيش تر گفتيم که خوانش اکثر مردم در صفحات آنلاين بيشتر به شکل مروری (اسکن) است. شما بايد در نوشتن و جاگذاری مطلب خودتان طوری عمل کنيد که در همين مرور سريع مخاطب را به پی گيری گزارش جلب کنيد. نکات برجسته در اين زمينه مثل انتخاب سرتيترها، ارائه ی گزيده های جالب از متن و جاگذاری آنها در خطوط اصلی نگاه مخاطب ها و برجسته کردن اين گزينه ها را در بخش های ديگر مرور کرده ايم.

همه کس در کار صفحه بندی و آرايش مطالب مهارت ندارند، اگر می توانيد از کسانی که در اين زمينه حرفه ای هستند برای بهتر کردن گزارش خودتان کمک بگيريد. هم چنين قواعد نويسندگی الزاماً نقطه‌ی تبحر و توانائی هر گزارشگری نيست. کمک گرفتن از يک ويراستار بی گذشت و تيزبين در اين مورد بسيار مفيد است.

پت هولت، ويراستار آمريکائی در نوشتاری با عنوان ده اشتباه تکرار مطلب، نوشتن بدون اشتياق، استفاده از صفت و قيدهای بی معنا، گفته های مجعول، ابداع ها و اشتباهات لغوی نامناسب، دادن فهرست های طولانی از چيزها به جای توصيف آنها و ايجاد رابطه ای ميان آنها و مخاطب، استفاده از واژه هائی مثل زيبا، احمقانه، آزاردهنده… به جای دادن تصويری که نمايانگر زيبائی، حماقت، يا آزارنده گی باشد، جمله بندی های عجيب، و نقطه گذاری مخلوط را اشتباهات متداول نويسنده ها می داند و معتقد است ترکيبی از دقت در موقع نوشتن و ويرايش حرفه ای می تواند اين مشکلات را به سادگی برطرف کند.

هرچند مخاطب های يک گزارش ممکن است نتوانند خودشان چنين ايرادهائی در يک متن را فهرست کنند اما معمولاً اينگونه نقص ها- ولو ناخودآگاه- بر دريافت آنها از يک نوشتار تأثير منفی می گذارد.

منبع:درسنامه



 
در نوشتن برای وب نقطه ی شروع اهميت زيادی دارد. از آنجاست که شما کسی را به خواندن تمام مطلب جلب می کنيد يا نمی کنيد. اگر اشاره های اصلی به چند نکته ی کی، کِی، کجا، چی، چرا، و چطور را در اولين پاراگراف متن خودتان به نحو جذابی قرار دهيد که مخاطب را به پی گرفتن داستان ترغيب کند، نويسنده ی موفقی برای وب خواهيد بود.

با قرار دادن خلاصه ای از اين شش پايه ی خبری در پاراگراف اول مخاطب شما بلافاصله می تواند تصميم به ادامه يا قطع مرور در گزارش شما بگيرد. در جهان پرشتاب اينترنت دادن امکان اين تصميم گيری به مخاطب از لوازم گزارشگری حرفه ای است. پاراگراف اول مثل تمام پاراگراف های ديگر يک نوشته ی آنلاين بهتر است از حداکثر سی کلمه تجاوز نکند.

يکی از دلائل دقت در نگارش پاراگراف اول اين است که به طور معمول اين بخش از يک خبر يا گزارش است که به صفحه ی اول يک نشريه ی ‌آنلاين می رود و در نسخه های آن برای تلفن های هوشمند يا پادکست يا ايميل نيز معمولاً همين قسمت است که به طور خودکار به مشترکين و مخاطبان نشريه ارسال می شود.

بعضی اوقات ممکن است در گزارش های غير خبری، مثلاً در گزارشی پيرامون يک کارگاه قاليبافی، نکته های خبری پايه ای يا وجود نداشته باشند و يا تازه و مهم نباشند. ممکن است در چنين گزارشی ارائه ی يک صحنه ی جالب يا حرف تازه ای که يکی از مصاحبه شوندگان زده برای استفاده در پاراگراف اول و جذب مخاطب به ادامه ی داستان کارآمدتر باشد.

انتخاب تيتر مناسب و نحوه ی ارائه ی مطلب در چند کلمه ی کوتاه يکی از شگردهای گزارشگری است. تيترها مثل آگهی برای يک گزارش اند. در انتخاب و نحوه ی ارائه‌ ی آنها شناخت مخاطبان يک رسانه اهميت زيادی دارد. گزارشگر بايد از ميانگين سنی و سليقه ای ‌مخاطب هايش تصوير نسبتاً دقيقی داشته باشد که بتواند به اقتضای آن تيتر/آگهی گزارش اش را تنظيم کند.

مهارت در نوشتن تيتر با تجربه به دست می آيد. در بعضی نشريات کار انتخاب تيترها تخصصی است و در بعضی ديگر اين تصميم در هيأت دبيران و با مشورت گرفته می شود. خلاصه کردن يک متن ۱۰۰۰ کلمه ای در يک سطر پنج کلمه ای مهارت حرفه ای زيادی ‌لازم دارد. شما برای تمرين می توانيد برای مطالبی در نشريات مختلف تيتر بنويسيد و با يکی دو نفر از دوستان علاقمندتان در مورد علت گزينش يک تيتر و کارآئی ‌يا عدم کارآئی آن تبادل نظر کنيد.

پيش تر در مورد نحوه ی خوانش متن‌ها در وب صحبت کرده ايم. با توجه به اين که بخش بزرگی از مردم نوشتارها را فقط مرور (اسکن) می کنند و کلمات يک متن را به طور گزينشی و گاه تصادفی می خوانند، گزارشگر آنلاين بايد تا جای ممکن کوتاه و گزيده بنويسد. استفاده از کلمه ها و تعبيرهای تکراری و دشوار مخاطب ها را فراری می کند.

نگارش برای وب جای تعارف و مجادله نيست. مخاطبان آنلاين می خواهند هر چه زودتر به اصل مطلب دسترسی پيدا کنند و نه وقت و نه حوصله ی بازی های لفظی يا تکرارهای غيرضروری را ندارند. نوشتن جمله‌ای مانند «بر هر کسی واضح و مبرهن است»، که نه مستند چيزی است و نه بر داده های اطلاعاتی يک مطلب می افزايد، فقط اسباب کم حوصله تر شدن مخاطب می شود.

گزارشگر آنلاين بايد هميشه اين حضور ذهن را داشته باشد که مخاطب او برای رفتن به گزارشی ديگر و يا حتی نشريه ای ديگر فقط کافی است تقه ای روی تخته کليدش بزند. نگه داشتن او در يک صفحه به کيفيت نگارش و تازگی مطالب آن بسته است.

استفاده از صفات عالی و حتی تفضيلی «بهترین»، «داناتر» و امثال آن معمولاً مخاطب ها را نسبت به دقت گزارشگر دچار ترديد می کند. اين نوع قياس و ارزش گذاری اگر مبتنی بر داده های علمی باشد، مثلاً بگوئيم «زمين از ماه بزرگ تر است» قابل قبول است؛ اما اگر قياس بر مبنای ذهنيات گوينده باشد و مثلاً بگوئيم «زمين از ماه زيباتر» است چون مبنای آن سليقه ی گوينده است امری اعتباری خواهد بود و جائی در يک گزارش ندارد.

چنين اشاره ای فقط در صورتی ممکن است که بگوئیم «به نظر من (يا کسی که از او اسم برده ايد) زمين از ماه زيباتر است.» تفاوت اصلی در اين دو گونه ی ارائه ی يک نظر نحوه ی بيان آنها و قطعی ندانستن برداشت گزارشگر در نوع دوم است.

در نشريات چاپی به خاطر آن که بعد از چاپ امکان اصلاح و ترميم نوشته ها به سادگی فراهم نيست معمولاً کار بازخوانی متن و ويرايش آن جدی و در حد ممکن دقيق است. اما نشريات آنلاين به خاطر شتابی که در کار انتشار آنها هست و نيز امکان بالقوه ی تصحيح بعدی متن اين کار اکثراً با دقت انجام نمی شود.

ميزان غلط های املائی و انشائی در يک متن آنلاين به مراتب بيشتر از متن های مشابه چاپی است. گزارشگر حرفه ای اما بايد با استفاده از انواع امکاناتی که برای جبران اين مشکل وجود دارد در اصلاح اين مقوله بکوشد. نرم افزارهای غلط گير هر چند تا حدی می توانند در رديابی اين گونه اشتباهات مفيد باشند اما کافی نيستند و هميشه بازخوانی دقيق متن پيش از انتشار، به خصوص توسط کسی غير از نويسنده ی آن، مفيد خواهد بود.

استفاده ی نا‌مناسب و خارج از معنای کلمات نيز در آنلاين زياد به چشم می خورد. اگر معنای لغتی را نمی دانيد يا از دانش خودتان در آن مورد مطمئن نيستيد از لغت نامه و فرهنگ نامه هائی که در دسترس هستند کمک بگيريد. درست نوشتن بخش مهمی از خوب نوشتن است.

استفاده از لينک و ارجاع مخاطب ها به صفحاتی که اطلاعاتی مشابه يا مرتبط با گزارش شما را درج کرده اند به آنها در فهم مطلب و استفاده‌ ی بهتر از گزارش شما کمک می کند. اما در گذاشتن لينک ها بايد با وسواس و دقت عمل کرد، انبوهی از لينک ها در يک متن مثل افزودن پانوشت‌‌های متعدد برای هر سطر از يک متن می تواند آزارنده و گيج کننده باشد.

به حداقل لينک های لازم و مفيد اکتفا کنيد و هميشه لينک را به اصل مطلب مورد نظر خودتان بدهيد و نه به صفحه ی اصلی سايتی که آن مطلب را منتشر کرده است.

تا جای ممکن به مخاطبان خود فرصت مشارکت و تعامل بدهيد. امروزه ابراز نظرهای کاربران و آنچه آنها در مورد يک گزارش می گويند و به آن می افزايند بخش مهمی از خوانش کاربرها از يک مطلب را تشکيل می دهد. هر قدر امکان اين تعامل بيشتر باشد، دايره ی مخاطب های يک گزارش می تواند گسترده تر بشود.

منبع:درسنامه



 
نوشتن برای اينترنت مثل هر نوع نوشتن ديگری است. اگر کسی آداب و قواعد خوب نوشتن و کمی ويراستاری و روش های حذف زوائد يک نوشته را بلد باشد در اينترنت هم نويسنده ی موفقی خواهد بود.

قبل از اينکه به جزئيات بيشتری در اين زمينه بپردازيم به دو دستورالعمل برای وب نويسی نگاه کنيم:

سايت اينترنتى لغتنامه هاى آکسفورد مى گويد چون روش خواندن از اينترنت با خواندن متن چاپى فرق دارد رعايت بعضی نکات به جذب و نگه داشتن مخاطب ها در صفحه کمک می کند. توصيه های اين سايت به اين شرح است:

  • برجسته کردن نکات اصلى: برجسته ترين و جذاب ترين نکات نوشته تان را در بالاى صفحه بگذاريد.

  • پرگردهاى (پاراگراف) کوتاه. فضاهاى سفيد به نمايش بهتر متن در اينترنت کمک مى کنند. سعى کنيد نوشته تان را به تکه هاى کوتاه تر حدود سى کلمه در پاراگراف بشکنيد و بين پاراگراف ها يک سطر خالى بگذاريد.

  • جمله هاى ساده. در هر جمله فقط يک فکر را مطرح کنيد و جمله تان را به کمتر از هفده کلمه محدود کنيد.

  • حاضر و نزديک. از زمان حال و ماضى نقلى استفاده کنيد.

  • صريح و مستقيم. اينترنت فضاى دوستانه‌اى است. از«ما» و «شما» بنويسيد نه از «متقاضيان» و «جامعه» و «دست‌اندرکاران».

  • مثبت. به جاى نوشتن «وضع اينترنت بد نيست» بنويسيد «وضع اينترنت خوب است.»

قبل از اين که مطلب تان را بنويسيد اين سؤال ها را از خودتان بپرسيد:


  1. هدف اين سايت چيست؟

  2. مى خواهد چه کسانى را جلب کند؟

  3. لحن مناسب براى اين مخاطب ها کدام است؟

گارت بوخهولتز، يک کارشناس کانادائی که پژوهش های زيادی زير عنوان محتواشناسی در اينترنت انجام داده، نيز دستورالعمل کوتاه اما دقيقی در مورد نوشتن برای اينترنت با عنوان «ده فرمان نوشتن برای اينترنت» فراهم کرده است. ده فرمان او را بخوانيد:

۱- مطلب چاپ شده از نظر ساخت و عملکرد با مطلبى که در اينترنت مى نويسيم متفاوت است. متن چاپى رسمى نوشته شده و به حالت انفعالى خوانده مى شود. روايتى خطى است که زمان دارد و ديدگاهى پيوسته را ارائه مى کند. متن اينترنتى لحن غيررسمى ترى دارد، تکه تکه شده، غيرخطى، تعاملى، زنده و در‌ زمان است. يکى خواندن مرکب از کاغذ است و ديگرى خواندن نور.

۲- فقط «تغيير مصرف» نوشته کافى نيست. بايد براى اينترنت نوشت. مقصود از «تغيير مصرف» اين است که نوشته اى را که اصلا براى چاپ آماده شده به صورت word.doc يا acrobat.pdf يا excel.xls در سايت اينترنتى بچسبانيم. هر چند اين کار بعضى اوقات لازم است اما کاهلانه ترين و ناکارآمدترين شکل ارائه ی مطلب در اينترنت است. بايد با توجه به قابليت هاى اينترنت به شکل ارائه‌‌ ى متن خودتان دوباره فکر کنيد.

۳- متنِ آنلاين فقط کلمات نيست. وقتى براى اينترنت مى نويسيد به «شکل ارائه» و «تعامل آن با کاربر» فکر کنيد. عوامل ديگرى را که در کنار آن قرار خواهد گرفت در نظر بگيريد. همانطور که اگر مى خواستيد براى يک آگهى تلويزيونى چيزى بنويسيد حتما حضور صدا و تصوير را در نظر مى گرفتيد در نوشتن براى اينترنت هم فضاى کلى سايتى را که مطلب در آن گذاشته مى شود در نظر بگيريد.

۴- کلمه ها هم تصاوير گرافيک هستند. مردم معمولا قبل از اين که مفهوم نوشته اى را دريابند به نوع خط، رنگِ متن و اندازه ی حروف آن توجه مى کنند. طرح و جاگذارى مطالب در يک رسانه ی بصرى مثل اينترنت بسيار اهميت دارد.

۵- نوشته تان را تکه تکه کنيد و تکه هاى اضافه اش را دور بريزيد. حتی اگر متنى را به صورت pdf يا در نرم افزارى مثل word در اينترنت مى‌‌‌ گذاريد بايد حواستان باشد که کاربر اينترنت در وهله ی اول متن شما را به حالت اسکن يا مرورى ارزيابى مى کند. اينترنت و رسانه هاى ديدارى تحمل مردم براى نوشتارهاى بلند را خيلى کم کرده است. وقتى براى يک تارنما مطلب مى نويسيد نوشته تان را اولاً در حد ممکن کوتاه کنيد و به پاراگراف هاى کوچکى که با فاصله از هم جدا شده اند تقسيم کنيد. يادتان باشد اگر کسى مطلب شما را نخوانَد نوشتن اش فايده اى ندارد.

۶- از عوامل قوىِ نوشتارى- تصويرى مثل تيتر، سرخط، عنوان بندى و غيره استفاده کنيد. کاربران اينترنت به جستجو و بازيافت عادت دارند. ترجيح می دهند به جاى پى گرفتن و خواندن متن دنبال لينک ها و کليدواژه هاى آن بگردند. داشتن عنوان‌بندى و برچسبِ (tag) خوب به بهتر فهميدن و دنبال کردن آسان تر مطلب هم کمک مى کند.

۷- لازم نيست چرخ را دوباره اختراع کنيد. کافى است لينک اش را در صفحه یتان بگذاريد. فکر کنيد چقدر مطلب شما کوتاه تر مى شد اگر به جاى تکرار نوشته هاى ديگران فقط به آنها لينک مى داديد. من به يک قاعده ۱۰۰/۲۵ در اصالت مطالب اينترنتى قائل هستم. يعنى صد درصدِ مطالبِ بکر در تارنماى جهانى حاصل کار ۲۵ درصد از کاربران آن است. بهتر است به جاى دوباره نويسى مطالب آنها لينک مطلب شان را در نوشته ی خودتان بگذاريد.

۸- در نوشتن براى اينترنت از همان قانون هرم معکوس در روزنامه نويسى استفاده کنيد. مثل روزنامه، اينترنت هم بايد آسان خوان باشد، اطلاعات زيادى بدهد و چشم کاربر را جلب کند. مطمئن شويد که جواب سه ’ک‘ و سه ’چ‘ (کى، کجا، کِى، چى، چرا و چطور) را در همان اوائل مطلب داده ايد. جزئيات کم اهميت تر را مى توانيد در ادامه ی آن بياوريد (براى همين مى گويند هرم معکوس، چون در بالا پهن و پرمطلب و در پائين باريک و ظريف کارى است). هدف اين است که اگر کاربر فقط تيتر مطلب را هم بخواند تصور روشنى از محتواى آن پيدا کند. و اگر فقط چند سطر اول آن را بخواند تمام نکات اصلى مقاله را دريابد.

۹- نوشته‌ ی شما بايد قوى، زنده و شخصى باشد. در نوشتن براى اينترنت جمله بندى فاعلى هميشه بهتر است. سبک نوشته تان را يک دست نگه داريد. وقتى متن اجازه مى دهد «شما»ى خواننده را مستقيماً مخاطب قرار دهيد، مصمم و با تشخص بنويسيد. مردم به خواندن متن هائى که صادق به نظر بيايند؛ مثبت، خلاق و شخصى باشند علاقه دارند. مى توانيد به «زبان ساده» بنويسيد اما لازم نيست مطلب شما ساده باشد. از همه مهمتر موجز بنويسيد، متظاهر نباشيد و از لغت پرانى بى مورد پرهيز کنيد.

۱۰- مخاطب تان را بشناسيد. همانطور که در روزنامه خوانندگان تان را مى شناسيد و در راديو سعى مى کنيد شنوندگان برنامه را شناسائى کنيد، در اينترنت هم مراجعين سايت خودتان را بشناسيد. آيا براى يک سايتِ مرجع مطلب تهيه مى کنيد يا براى خبرنامه اى ايميلى چيز‌ی مى نويسيد؟ براى چه کسانى، در چه گروه سنى و چه مقدار تحصيلات چيز مى نويسيد؟ کاربران شما چه تعلق ها و تعصب هائى دارند؟ اطلاعاتى که شما مى دهيد چطور استفاده خواهد شد؟ و بقيه ی مطالب آن صفحه به کجا راه مى برد؟

يادتان باشد وقتى براى اينترنت مى نويسيد يکى يعنى همه.

منبع:درسنامه



 
با اينترنت کارِ نويسندگی ابعاد گسترده ای پيدا کرد. بسياری کسان که تا پيش از آن احتمال ورودشان به اين عرصه بسيار اندک بود فرصت يافتند تا در اوقات فراغت به بازی با فکرهايشان بر روی تخته کليد کامپيوتر بپردازند و بعد هم با انتشار آن نوشته ها در وبلاگ و شبکه های اجتماعی خوانندگانی پيدا کنند و به اقتضای تذکر و سليقه ی آنها برای بهبود کيفيت نگارش شان تلاش کنند.

بسياری از روش ها و لوازم نوشتن برای اينترنت همان هاست که در انتشار چاپی نوشته ها مراعات می کنيم؛ اما بعضی ضوابط در اين رسانه ی نو اقتضاهای تازه ای را در نوشتن ايجاب می کند. مراعات اين ضوابط باعث می شود که هم نوشته ی شما خواننده ی بيشتری را جلب کند و هم حجم داده هائی که خواننده و مخاطب اينترنتی از آن نوشته جذب می کند زيادتر شود.

پيدا‌ شدن شبکه ی تارنماهای جهانی نيروی بالقوه ی بيان را در اکثر کاربرهای اينترنت و کامپيوتر آزاد کرد. همه ی ما تا حدی، ولو در حداقلی که نوشتن چند ايميل باشد، ذوق نويسندگی مان را به کار انداختيم. خواه برای نوشتن يادداشتی به جمع دوستانمان يا برای انتقال اطلاعی به جمع های بزرگ تر يا اظهار‌نظری درباره ی تازه ترين فيلمی که ديده ايم، اينترنت عرصه ی عمل گسترده ای در اختيار تک تک ما قرار داد.

کارشناس هائی که هرگز وقت و حوصله ی پيدا کردن ناشری برای ارائه ی ديدگاه های خودشان را نداشتند متوجه شدند که به سادگی می توانند اطلاعات خودشان در زمينه ی تخصصی شان را با ديگران مطرح کنند و در قبال آن نه تنها اعتبار حرفه ای بلکه درآمد هم کسب کنند.

در اين درس ها ما می خواهيم به طور کلی نحوه ی نگارش در اينترنت را بررسی کنيم و از آن مهمتر به گزارش نويسی ‌برای وب بپردازيم.

متأسفانه به دليل اين که در نوشتن برای وب نويسنده با حجمی از کاغذ روبرو نيست گاه طول نوشتار‌ها بسيار زياد می شود و نويسنده ها با دستِ باز به تکرار مکررها و ارائه ی بديهيات می پردازند.

شايد همين سابقه و نحوه ی نگارش در اينترنت بوده که باعث شده امروز ميانگين کاربران اينترنت به شکلی کاملاً گزينشی تنها تکه هائی از متن ها را می خوانند و فرصت اندکی برای درک و جذب همه ی کلمه ها می گذارند. اين نکته که ميزان دقت افراد در خواندن مطالب با رفتن به سايت های اينترنتی کاهش پيدا می کند مورد توافقِ جمعیِ پژوهشگران در اين زمينه است.

به همين خاطر اولين توصيه و پيش شرط در نوشتن برای وب دقيق و موجز نوشتن است. هر قدر نويسنده در نوشتارش بر موضوع بحث متمرکزتر باشد و از حواشی و زوائد پرهيز کند بخت نگه داشتن مخاطب در صفحه و دنبال کردن مطلب از جانب او بيشتر می شود.

اما خلاصه ی نوشتن و پرهيز از زوائد نبايد به حدی باشد که متن را از زندگی تهی کند. اگر همه ی لطائف داستان گوئی از يک نوشتار حذف شود حاصلِ کار شبيه جزوه های راهنمای لوازم برقی خواهد شد که صرفاً برای دادن اطلاعات فنی و کاربردی نوشته می شوند. يک نوشتار خوب برای وب بايد همراه با دادن اطلاعات جذاب و به نوعی سرگرم کننده هم باشد.

همچنان که در نشريات چاپی نحوه ی صفحه بندی و جاگذاری مطالب در صفحه اهميت دارد در وب هم نوشته ها بايد علاوه بر جذابيت های متنی در نحوه ی چينش شان در صفحه آراسته باشند. جلوه هائی مثل تغيير اندازه ی خط، فاصله گذاری بين پاراگراف ها، برجسته کردن قسمت‌هائی از متن و ارائه ی جداگانه ی آنها در حاشيه ی متن به درک و جذب کاربرها کمک می کند. اصولاً هر کاری که بتواند اطلاعات مهم در يک متن را به نحو چشمگيرتری در برابر کاربر قرار دهد در انتقال داده های يک متن مفيد خواهد بود.

يکی از نکاتی که نويسنده های آنلاين بايد در نظر داشته باشند دايره ی گسترده ی مخاطبان آنها در سراسر جهان است. در وب نويسی اين که شما در کجای جهان هستيد و اهالی شهرتان چند نفرند و چه درصدی از آنها سواد بيشتر يا کمتری از شما دارند تعيين کننده نيست. مخاطبِ شما شهروند جهان است و می تواند در هر کجا و با هر سطحی از دانش باشد. نوشتار شما نيز بايد به گونه ای برای اين طيف گسترده هم مفهوم باشد و هم دقيق و پر مطلب.

با افزايش تعداد نويسنده ها و مخاطبان آنها از طريق اينترنت ميزان اعتماد به دقت مطالب روز به روز کمتر می شود. اين نکته که «هر چه در وب می خوانی و می بينی باور نکن» اشاره ی متداولی چه در سطح فردی ‌و چه در آموزش های کاربردی اينترنت است.

مراجعين به اينترنت در روند دريافت اطلاعات کاری کاملاً متفاوت با کاربران يک کتابخانه يا مرکز اسناد انجام می دهند. اگر شما در کتابخانه ای دنبال يک مطلب می گرديد، معمولاً با نوشته ای مواجهيد که هم نويسنده و هم منابع اش قابل شناسائی و ارزيابی اند.

در جستجو‌ی اينترنتی اما شما با وارد کردن کليدواژه ها به انبوهی از اطلاعات دسترسی پيدا می کنيد که بلافاصله بايد از يک غربال تميزِ اوليه عبور دهيد تا بعد، و به تدريج، با دقت در آن بخش از داده های اطلاعاتی که از غربال عبور کرده اند، مطالب مورد نظر خودتان را برگزينيد.

در اين غربال اوليه هم کليدواژه ها نقش اساسی دارند. بنابراين اگر مثلاً مطلبی در باره ی اثر گرمايش زمين در حيات وحش در قطب شمال می نويسيد بايد در متن و در تگ های‌ (tag) پيوست آن از واژگانی که در جستجوی احتمالی کاربران استفاده خواهد شد بهره ببريد. اين کار در جذب اوليه ی کاربران اينترنت به متن شما نقش مفیدی خواهد داشت.

اما در مرحله ی بعد از اين تجسس اوليه کاربرها مايل اند بدانند «چه کسی» و با «چه صلاحيتی» و «در چه زمانی» اين مطلب را نوشته است. دادن اين اطلاعات به کاربران نشان می دهد که تا چه حد می توانند به آنچه شما نوشته ايد اطمينان کنند. بهترين شکل روشن کردن اين نکته ارائه ی صريح و بدون ابهام اطلاعات درباره ی خودتان است.

اما اگر نمی خواهيد در مواردی اين اطلاعات را به وضوح بيان کنيد حداقل در متن روشن کنيد که بر چه پايه ای از اطلاعات مطلب تان را نوشته ايد. مثلاً به سال های خدمت خودتان در مؤسسه ی محيط زيست ايران يا پژوهش های دانشگاهی خودتان پيرامون گرمايش زمين اشاره کنيد. البته اشاره به اين نکات يک بار و در جائی از متن يا عنوان آن کافی ست و لازم نيست مکرراً و جا به جا به آن اشاره شود.

نکته ی بعدی که هميشه مخاطبان مايلند نسبت به آن روشن باشند نوع حمايت مالی است که نويسنده از آن برخوردار بوده. اگر مطلب و پژوهش شما توسط نهاد يا مؤسسه ی خاصی سفارش شده بايد به کاربرها اطلاع بدهيد تا آنها حق قضاوت پيدا کنند. هميشه مطمئن باشيد اگر برای کالا يا فکری در نوشته تان بازاريابی کنيد نه تنها کاربرها خواهند فهميد، بلکه در صورت پنهان کاری در مورد آن اعتبار حرفه ای شما به خطر خواهد افتاد.

منبع:درسنامه



 
در درس پيش آموختيم چگونه كيفيت كلى نور يا رنگ را در یک عكس تصحيح كنيم. در اين درس مى آموزيم چگونه بخش هائى از عكس را كه به اصلاح احتياج دارند، مستقل از بقيه عكس تغيير دهيم.

تصحيح نور و رنگ
معمولاً قسمت بالاى عكس هائى كه از مناظر طبيعى مى گيريم، به دليل وجود آسمان، روشن تر از پائين عكس هستند و احتياج به تصحيح دارند. يا اگر كسى در عكس جلوى منبع نور ايستاده باشد صورتش تاریک مى شود و لازم است آن را روشن تر كنيم. يكى از رايج ترين اصلاحات در عكس آدم ها صورت مى گيرد كه به آن پرتره مى گويند. گاهى در عكس خوبى كه از كسى گرفته ايم تكه اى مو در جاى اشتباه قرار مى گيرد يا لكه اى روى صورت عكس را غيرقابل استفاده مى كند.

با فتوشاپ مى شود بيشتر اشكالات بالا را برطرف كرد اما چالش كار در اين است كه اثرى از اصلاحاتى كه صورت گرفته در عكس باقى نماند. براى اين كار لازم است با حوصله ی فراوان و در بخش هاى کوچک كار كرد.

ابتدا تا آنجا كه مى توانيد با استفاده از لايه هاى اصلاحى (Adjusment Layers) كل عكس را تصحيح كنيد و بعد به تصحيح بخش هاى ‌کوچک تر بپردازيد.

پيش از شروع كار لايه ی اصلى عكس را كپى كنيد تا اصلاحات در لايه ی كپى شده انجام شود و در صورت اشتباه، اصل عكس محفوظ بماند. براى اين كار روى طرف راست ماوس کلیک (Right Click) كنيد و در فهرستى كه باز مى شود (Douplicate Layer) را انتخاب كنيد.

در صورتى كه امكان بالا را نداريد، در گوشه ی نوار خاكسترى در بالاى پنجره ی لايه ها علامتى مى‌بينيد كه از چند خط تشكيل شده، با کلیک كردن روى آن فهرست مورد نظر باز مى شود.

روى لايه ی تازه اى كه ايجاد كرده ايد، کلیک كنيد تا اين لايه فعال شده و تغييراتى كه مى‌دهيد در اين لايه صورت بگيرد.

در جعبه ابزار (Toolbox) چند وسيله براى اين نوع اصلاحات وجود دارد كه معمول ترين آنها Dodge و Burn است كه هر دو در يك خانه قرار دارند.

با کلیک كردن روى ابزار Dodge و يا تايپ حرف O روى Keyboard اين ابزار فعال شده و نوار كنترل آن در بالاى قاب برنامه ديده می شود.

در نوار كنترل ابزار لازم است قلم موئى (Brush) انتخاب كنيد كه شكل آن شبيه باشد به بخشى از عكس كه احتياج به اصلاح دارد. در خانه ی پهلوئى روى همان نوار، اندازه يا قطر قلم مو را هم مى توانيد انتخاب كنيد.

انتخاب بعدى ميزان تاثير ابزاريست كه انتخاب كرده ايد. در مربع كوچكى كه در كنار Exposure روى نوار كنترل ابزار قرار گرفته و ميزان اين تاثير را نشان مى دهد، عدد دلخواه را وارد كنيد. بهتر است براى شروع عدد پائين ترى انتخاب كنيد.

با استفاده از اين ابزار، روى قسمتى از عكس كه احتياج به روشن تر شدن دارد کلیک كرده و آن را اصلاح كنيد. مراقب باشيد در اطراف محلى كه کلیک مى كنيد اثرى از قلم موى شما باقى نماند. با کوچک و بزرگ كردن قطر قلم مو و كم و زياد كردن ميزان تاثير آن، ساير قسمت هاى تاریک عكس را نيز روشن كنيد.

در جعبه ابزار روى همان خانه اى كه Dodge را انتخاب كرده ايد کلیک كنيد و نگه داريد تا دو ابزار ديگر اين خانه نمايان شوند. روى Burn کلیک كرده و با روشى كه در بالا خوانديد شكل، اندازه و قدرت اين ابزار را هم تعيين كنيد.

با تغيير اندازه و قدرت اين ابزار و کلیک كردن روى بخش هاى روشن عكس، نور اين بخش ها را تنظيم كنيد.

ابزار سومى كه در اين خانه از جعبه ابزار وجود دارد اسفنچ (Sponge) است. اين ابزار به شما امكان مى دهد اشباع رنگ (Saturation) را به دلخواه در بخش هائى از عكس كم يا زياد كنيد.

عكس زير را پيش و بعد از اصلاح نور و رنگ مى بينيد:

ترميم جزئيات عكس
اين ترميم نيز روى لايه اى كه از اصل لايه ی پس زمينه كپى شده صورت مى گيرد كه (Background Copy) نام دارد. براى ترميم جزئيات در عكس رايج ترين ابزار Clone Stamp Tool است. اين ابزار را با کلیک كردن روى آن در جعبه ابزار Toolbox يا تايپ كردن حرف S روى صفحه كليد (Keyboard) مى توانيد فعال كنيد.

روى نوار كنترل ابزار مى توانيد كنترل هاى مربوط به Clone Stamp را ببينيد و آنها را به دلخواه تنظيم كنيد.

با زوم كردن روى بخشى از عكس كه احتياج به ترميم دارد جزئيات آن را بهتر خواهيد ديد. با پائين نگه داشتن كليد alt/option، نشانگر ماوس شما تبديل به علامت هدف مى شود و در حالى كه همچنان alt/option را نگه داشته ايد روى بخشى از عكس كه سالم است اما از حيث نور و رنگ شبيه به بخش لكه دار است کلیک كنيد.

با اين كار، كامپيوتر محل اين کلیک را در حافظه ی خود ذخیره مى كند. با رها كردن alt/option نشانگر مجدداً به شكل اصلى خود بازمى گردد و مى توانيد روى بخشى از عكس كه احتياج به ترميم دارد کلیک كنيد. با اين كار فتوشاپ از پيكسل هاى بخشى از عكس كه در ابتدا روى آن کلیک كرده ايد نمونه برمى دارد و آنها را جايگزين پيكسل هاى بخشى از عكس مى كند كه احتياج به ترميم دارد.

اين روش براى ترميم بخش هاى کوچک مثل دكمه اى كه افتاده يا لكه اى روى لباس مفيد است. اشكال آن در اين است كه اگر كيفيت بخش سالم كاملاً شبيه به بخش ترميم شده نباشد، جاى ترميم با محيط اطراف اش یک دست نخواهد شد.

ابزار ديگرى كه براى ترميم بخش هاى کوچک عكس وجود دارد Spot Healing Brush Tool است. براى فعال كردن اين ابزار روى خانه ی آن در جعبه ابزار (Toolbox) کلیک كنيد يا حرف J را تايپ كنيد.

پيش از استفاده از اين ابزار لايه ی تازه و خالى اى روى لايه ی Background Copy ايجاد كنيد تا همه ی تغييرات روى آن صورت بگيرد و بتوانيد به اصل عكس دسترسى داشته باشيد. در نوار كنترل ابزار كنار (Sample All Layers) و همچنين كنار Proximity Match کلیک كنيد تا فعال شوند. اولى براى نمونه برداشتن از لايه هاى ديگر و دومى براى همخوانى پيكسل هاى ترميم شده با پيكسل هاى اطرافشان است.

با اين ابزار احتياجى به نمونه برداشتن از بخش سالم و جايگزين كردن پيكسل ها نيست. با کلیک كردن روى آنچه محتاج ترميم است، فتوشاپ پيكسل هائى را كه با اطرافشان متفاوتند به پيكسل هاى اطرافشان شبيه مى كند و به اين ترتيب آنچه احتياج به تعمير دارد ترميم مى شود.

Spot Healing Brush ابزار متداولى براى ترميم و يكدست نشان دادن پوست صورت در عكس هاى پرتره است.

بعد از پايان كار مى توانيد اين فايل را با نام كپى اصلاح شده و به صورت فايل فتوشاپ PSD ذخیره (Save) كنيد. فايده ی اين كار اين است كه لايه هاى اصلاحى و اصل عكس در آن باقى مى مانند و در صورت لزوم مى توانيد با باز كردن مجدد آن را تغيير دهيد. براى ايجاد یک كپى كه تنها یک لايه ی پس‌زمينه داشته باشد فايل را به صورت JPG ذخیره (Save) كنيد.

 

منبع:درسنامه



 
فتوشاپ به ما امكان مى دهد نور و رنگ عكس هاى ديجيتال را تصحيح كنيم. هر چه دوربين ما پيشرفته تر باشد عكس هائى كه ايجاد مى كند به تصحيح كمترى احتياج دارند. با اين حال، همه ی عكس هاى ديجيتال را مى توان در فتوشاپ تصحيح كرد و به آنها تعادل و گيرائى بيشترى بخشيد.

در اين درس هدف ما متعادل كردن نور و رنگ است به صورتى كه واقعى به نظر آيند نه ايجاد جلوه هاى ويژه.

براى تصحيح عكس در فتوشاپ دو راه وجود دارد:

  1. ايجاد تغيير در لايه ی اصلى عكس (Background Layer) كه تغييرى نهائى و بدون بازگشت است.
  2. ايجاد لايه هاى تصحيح كننده (Adjustment Layers) مستقل از لايه ی اصلى. در اين صورت لايه ی اصلى بدون تغيير باقى مى ماند و تغييرات هميشه روى لايه هاى مستقل از هم صورت گرفته و قابل تغيير هستند. با اين روش مى توان در صورت لزوم لايه ها را در هم ادغام كرد و يا با ايجاد یک نسخه ی JPG از فايل عكس، آن را به یک لايه تبديل كرد.

در اين درس با توجه به امكاناتى كه روش دوم در اختيار ما مى گذارد، براى كار از روش لايه هاى تصحيح كننده (Adjustment Layers) استفاده خواهيم كرد.

براى تصحيح عكس بايد ابتدا آن را در برنامه ی فتوشاپ باز كرد. در اين مرحله، پنجره ی لايه ها (Layers Window) تنها لايه ی اصلى دارد كه پس زمينه يا Background عكس است.

تصحيح تعادل نور (Levels) در عكس
در منوى برنامه كه در بالاى قاب برنامه واقع شده روى Layer کلیک كرده، در فهرستى كه باز مى‌شود با نشانگر روى New Adjustment Layer رفته و در فهرستى كه در مقابل آن باز مى شود روى ...Levels مى كنيم.

در پنجره ی كوچكى كه باز مى شود روى OK کلیک كنيد. با بسته شدن اين پنجره لايه ی تازه اى به پنجره ی لايه هاى فايل اضافه مى شود كه Levels 1 نام دارد. همراه با ايجاد اين لايه ی جديد، پنجره ی كوچكى هم باز مى شود كه Levels نام دارد.

پنجره ی Levels به ما امكان مى دهد كه Input Levels و Output Levels را تغيير دهيم. در اين مرحله تنها با Input Levels كار مى كنيم و در Output Levels تغييرى نمى دهيم.

آنچه در اين پنجره مى بينيم ميزان روشنى بخش هاى روشن (Highlights)، ميزان تاريكى بخش هاى تاریک (Shadows)، و نسبت اين دو به هم است. اگر مثلث كوچكى را كه طرف راست زير منحنى سايه و روشن ها واقع شده حركت دهيم، روشنى هاى عكس ما روشن تر مى شوند تا آنجا كه همه ی عكس سفيد شود.

با حركت دادن مثلث کوچک سمت چپ، سايه ها يا تاريكى هاى عكس ما تيره تر مى شوند تا جائى كه تمام عكس سياه شود.

مثلث ميانى نسبت سايه و روشن را تغيير مى دهد. حركت اين مثلث به طرف راست خاكسترى هاى عكس را كم كرده و تفاوت تاريكى و روشنى را زياد مى كند. حركت اين مثلث به طرف چپ، تفاوت تاريكى و روشنى را كم كرده و عكس را خاكسترى مى کند.

ضمن حركت دادن اين مثلث ها به چپ و راست، به عكس نگاه كنيد. هدف ما از اين تغييرات اين است كه بخش هاى روشن عكس ما به اندازه اى روشن شوند كه جزئيات عكس از بين نرود. همين قاعده شامل بخش هاى تيره نيز مى شود. مثلث سمت چپ را به حدى حركت مى دهيم كه بخش هاى تاریک عكس ما به اندازه ی كافى تاریک شوند اما جزئياتشان همچنان ديده شود.

مى توان با مثلث ميانى اين تصحيح را شروع كرد و بعد با مثلث چپ و راست تصحيح را نهائى كرد.

توجه داشته باشيد كه همه ی اين تصحيحات روى لايه ی تصحيح كننده (Adjusment Layer) صورت مى گيرد و لايه ی پس زمينه تغييرى نمى كند. به همين دليل مى توانيم در صورت لزوم بعداً آن را تغيير دهيم.

با كلیک كردن روى OK پنجره ی Levels را ببنديد. تغييرات روى لايه ی Levels حفظ خواهد شد.

تصحيح تعادل رنگ (Colour Balance) در عكس
با استفاده از روش بالا به سراغ لايه ی تصحيح كننده ی جديدى ()New Adjustment Layer برويد و اين بار در فهرستى كه در مقابل آن باز مى شود بر روى تعادل رنگ (...Colour Balance) کلیک كنيد. در پنجره ی كوچكى كه باز مى شود بر روى OK كنيد تا لايه ی تصحيح كننده ی تازه اى براى تصحيح رنگ در پنجره ی لايه ها (Layers Window) ايجاد شود.

در پنجره ی كوچكى كه با نام Colour Balance باز مى شود رنگ هاى تشكيل دهنده ی فايل عكس را مى بينيم. اين رنگ ها عبارتند از قرمز (Red)، سبز (Green) و آبى (Blue). توجه كنيد كه از تركيب حروف اول اين سه رنگ يعنى RGB نام اين نوع فايل به وجود آمده است. فايل RGB به فايلى مى گويند كه از تركيب رنگ هاى قرمز، سبز و آبى ايجاد شده باشد.

حركت دادن مثلث ميانى به طرف هر یک از رنگ ها، تصوير ما را به طرف آن رنگ خاص برده و از ميزان رنگ مقابلش كم مى كند. به عنوان مثال كشيدن مثلث به طرف آبى (Blue)، ميزان زردى را در عكس كم كرده و عكس را آبى تر مى كند.

با حركت دادن مثلث هاى آبى به چپ و راست و نگاه كردن به عكس تغييرات جزئى در عكس ايجاد كنيد. هدف از اين تغييرات واقعى تر شدن رنگ‌ها در عكس است و نه ايجاد يك رنگ غالب.

با کلیک كردن روى OK پنجره بسته شده و تغييرات روى لايه ی (Colour Balance 1) حفظ مى شود.

تصحيح اشباع رنگ (Hue/ Saturation) در عكس
با استفاده از روشى كه در ابتداى درس آمد به سراغ لايه ی تصحيح جديدى (New Adjustment Layer) برويد و اين بار در فهرستى كه در مقابل آن باز مى شود روى اشباع رنگ (...Hue/ Saturation) کلیک كنيد. در پنجره ی كوچكى كه باز مى شود روى OK کلیک كنيد تا لايه ی تصحيح تازه اى براى تصحيح اشباع رنگ (Hue/Saturation 1) در پنجره ی لايه ها (Layers Window) ايجاد شود.

همزمان پنجره ی كوچكى با نام Hue/Saturation باز مى شود. با حركت دادن مثلث آبى وسط مى توانيد تغييراتى را كه در عكس ايجاد مى كنند تجربه كنيد. با وارد كردن عدد صفر در مستطيل کوچک سمت راست مثلث هاى آبى را به جاى اول خود برگردانيد.

كار اصلى ما اين بار تصحيح ميزان اشباع رنگ (Saturation) است. كشيدن مثلث ميانى به سمت راست رنگ هاى عكس ما را درخشان تر و ميزان اشباع آنرا بيشتر مى كند. كشيدن اين مثلث به سمت چپ، اشباع رنگ را كم كرده و عكس را به طرف سياه و سفيد مى برد.

هر چند ممكن است عكسى كه از اشباع رنگى زياد برخوردار باشد روى صفحه كامپيوتر گيرا‌تر به نظر آيد اما اين اشباع رنگى عكس را غيرواقعى به نظر آورده و در چاپ روى كاغذ هم نتيجه خوبى نمى دهد.

كم كردن بيش از حد اشباع رنگ (Saturation) نيز عكس را «كم جان» كرده و از گيرائى آن مى‌كاهد. براى اطمينان مى توانيد روى بخش هائى از عكس كه اشباع زياد دارند زوم كرده و آنها را از نزدیک نگاه كنيد. بالا بردن اشباع رنگ نبايد در آنها موجب از بين رفتن جزئيات و به اصطلاح «سوختن» عكس شود.

براى تصحيح مجدد هر كدام از لايه هاى اصلاحى (Adjustment Layers) در آينده، با کلیک كردن روى آن لايه، كنترل هاى مربوط به آن را در پنجره ی كلى Adjustments خواهيد ديد.

توجه كنيد كه هر یک از تصحيحات بالا، كل عكس را تغيير مى دهد و نمى توان از آنها براى تصحيح بخش كوچكى از عكس استفاده كرد. اگر تنها بخشى از عكس شما احتياج به تصحيح نور يا رنگ دارد لازم است با مراجعه به لايه ی پس زمينه، Background Layer و استفاده از ابزارى كه به اين منظور در جعبه ابزار وجود دارد عكس را تصحيح كنيد.

عكس زير، اصل عكس را در سمت چپ و كپى تصحيح شده آن را در سمت راست نشان مى دهد.

در درس آينده بيشتر به نحوهی تصحيح كردن بخشى از عكس مىپردازيم.

منبع:درسنامه



 
با باز كردن فايل عكس ديجيتال در نرم افزار فتوشاپ به اطلاعات دقيقى در مورد كيفيت، اندازه و نوع فايل دسترسى پيدا مى كنيم.

براى شروع لازم است در منوى برنامه روى Image کلیک كرده و در فهرستى كه باز مى شود روى Image Size کلیک کنیم. با اين كار پنجره اى باز مى شود كه مشخصات عكس ديجيتال ما در آن است.

در قسمت بالاى اين پنجره به تعداد پيكسل هاى موجود در عرض عكس توجه كنيد. در عكس بالا مى بينيم كه تعداد اين پيكسل ها ٣٦٤٨ است. اين كل تعداد پيكسل هائی است كه هنگام عكس بردارى، دوربين در عرض عكس ايجاد كرده. اين عدد را نمى توانيم به دلخواه تغيير دهيم مگر اينكه به همان نسبت اعداد ديگر هم تغيير پيدا كنند.

تعداد پيكسل هاى موجود در ارتفاع عكس هم ٢٧٣٦ پيكسل است. با ضرب اين دو عدد در هم مساحت عكس را به دست مى آوريم. حاصل اين ضرب ٩٩٨٠٩٢٨ پيكسل است. بنابراين تعداد كل پيكسل هاى عكس ما به ده ميليون پيكسل يا ده مگا پيكسل است. براى ايجاد اين عكس از دوربين ديجيتالى استفاده شده كه قابليت ايجاد عكس هاى ده مگاپيكسلى را داشته است.

حالا به ابعاد عكس يا Document Size توجه كنيد. عرض اين عكس ۵۱.۴۸ سانتيمتر است. با کلیک كردن روى مربع آبى رنگ در سمت راست كلمه ی cm، اين معيار را مى توان به اينچ يا پيكسل هم تبديل كرد.

ارتفاع عكس هم ۳۸.۶۱ سانتيمتر است. عدد بعدى كيفيت يا Resolution عكس را نشان مى دهد كه در اصطلاح رايج به آن Pixel Per Inch يا PPI مى گويند. معيار اين عدد را هم مى توان به پيكسل در سانتيمتر تبديل كرد اما به صورت رايج، براى اشاره به كيفيت Resolution عكس، از واحد اينچ استفاده مى شود.

با توجه به اينكه براى چاپ با كيفيت خوب از عكس حداقل به ١٥٠ پيكسل در اينچ احتياج است، عكس بالا را مى توانيم با ابعاد ٦١ سانتيمترعرض و ۴۵.۷۵ سانتيمتر ارتفاع با كيفيت ١٥٠ پيكسل در اينچ چاپ كنيم. يعنى رزولوشن را پائين آورده، به عرض و ارتفاع بيفزائيم.

اما براى نمايش اين عكس روى صفحه ی كامپيوتر يا انتشار آن روى شبكه ی اينترنت تنها به ٧٢ پيكسل در اينچ احتياج هست. بنابراين لازم است هم كيفيت عكس را پائين آورده و هم از ابعاد آن كم كنيم تا بيش از حد لازم بزرگ به نظر نيايد.

بعد از تغييرات لازم، ابعاد عكس ما به صورت زير در مى آيد.

توجه كنيد پيش از ايجاد تغيير در ابعاد عكس، مربع كنار حفظ نسبت‌‌ها (Constrain Proportions) علامت خورده باشد. بعد از اطمينان از روشن بودن اين مربع به ترتيب زير عمل مى كنيم:

١- عدد دلخواه را در پنجره Resolution وارد مى كنيم.

٢- اندازه ی یک طرف عكس را (يا عرض يا ارتفاع) تغيير مى دهيم و مى گذاريم كامپيوتر اندازه ی طرف ديگر را مناسب با آن تعيين كند. به اين ترتيب نسبت ابعاد عكس ثابت مى ماند.

حجم عكس ما با اين تغيير اندازه از ۲۸.۶ مگابايت به ٢٥٤ كيلوبايت كاهش يافته و جاى بسيار كمترى اشغال مى‌كند (مگابايت برابر هزار كيلوبايت است) اما ديگر مناسب چاپ نيست.

بعد از حفظ (Save) كردن فايل عكس اين تغيير اندازه قابل برگشت نبوده و نمى توانيم مجدداً اندازه ی عكس را بزرگ كنيم چون اطلاعات لازم براى اين كاراز فايل حذف شده است. به همين دليل بهتر است موقع حفظ (Save) فايل به جاى کلیک كردن روى Save، روى Save As کلیک كنيد و به فايل اسم تازه اى بدهيد تا اصل عكس محفوظ بماند و كپى از عكس با تغييراتى كه داده ايد ايجاد شود.

عكس زير بعد از اصلاحات بالا کوچک شده.

تغيير اندازه و تصحيح كادر عكس
تغييرابعاد عكس در پنجره ی Image Size اندازه ی كل عكس و كيفيت (Resolution) آن را تغيير مى دهد، اما نسبت ابعاد عكس به ‌یکديگر و همچنين كادر تصوير ثابت باقى مى ماند. براى تغيير ابعاد و تصحيح كادر عكس لازم است از ابزار برش (Crop Tool) استفاده كرد.

در جعبه ی ابزار (Toolbox) روى ابزار برش (Crop Tool) کلیک كنيد. براى دسترسى سريع تر به اين وسيله مى توانيد تنها روى كليد C در صفحه كليد کلیک كنيد.

با نشانگر ماوس در گوشه اى بيرون از محدوده ی عكس کلیک كنيد و نگه داريد و با كشيدن نشانگر ماوس به سمت گوشه ی پائين و روبرو، كل عكس را انتخاب كنيد.

با اين كار قابى در اطراف عكس تشكيل مى شود كه در هر گوشه اش مربع كوچكى وجود دارد. در فاصله ی هر دو گوشه نيز مربع ديگرى قرار گرفته است. با حركت دادن اين مربع ها بين گوشه ها مى توانيد آنچه را مى خواهيد از اطراف عكس حذف كنيد.

بعد از ايجاد كادر دلخواه در اطراف عكس، با دو کلیک در داخل جعبه اى كه اطراف عكس تشكيل شده، برش را نهائى كنيد. براى اين كار مى توانيد بر روى طرف راست ماوس کلیک كنيد و در پنجره ی كوچكى كه باز مى شود Crop را انتخاب كنيد. براى از سر گرفتن اين كار مى توانيد در همان پنجره روى Cancel کلیک كرده و از ابتدا شروع كنيد.

اگر اندازه ی خاصى براى عكس خود در نظر داريد مى توانيد بعد از انتخاب ابزار برش (Crop Tool) در نوار كنترل ابزار كه در بالاى قاب برنامه قرار دارد اندازه ی مورد نظر خود را وارد كنيد. براى عكس كبوتر اندازه ی مورد نظر چهارصد پيكسل در عرض و چهارصد پيكسل در ارتفاع بوده است. كيفيت (Resolution) لازم براى اين عكس هم هفتاد و دو پيكسل در اينچ.

بعد از وارد كردن اين اطلاعات در نوار كنترل ابزار برش، مطابق راهنمائى هاى بالا با استفاده از نشانگر ماوس در عكس، قابى ايجاد كنيد. ابعاد اين قاب مطابق اندازه اى خواهد بود كه در نوار كنترل ابزار برش وارد كرده ايد.

با دو کلیک در داخل قاب، عكس را ببريد. توجه داشته باشيد كه قاب ايجاد شده را مى توانيد حركت داده و در جاى مورد نظر قرار دهيد.

كادر عكس زير با استفاده از ابزار برش (Crop Tool) و ابعادى كه در عكس بالا مى بينيد، به صورت مربع در آمده و سوژه در وسط آن قرار گرفته است.

منبع:درسنامه



 
در درس پيش نماى كلى نرم افزار فتوشاپ يا قاب برنامه را به سه بخش تقسيم كرديم. بخش هاى اول و دوم شامل قسمت بالاى قاب و پنجره هاى سمت راست را نامگذارى كرديم و با كاربرد لايه‌ها (Layers) آشنا شديم. در اين درس با بخش سوم يعنى جعبه ابزار Toolbox آشنا مى شويم.

جعبه ابزار يكى از پنجره هائی است كه با باز شدن نرم افزار فتوشاپ در سمت چپ قاب برنامه باز مى شود. اگر نمى توانيد آن را ببينيد، در فتوشاپ CS5 در سمت راست نوار كنترل صفحه، روى كلمه ی ESSENTIALS كلیک كنيد تا همه ی بخش هاى قاب برنامه در جاى خودشان قرار بگيرند. اگر از فتوشاپ CS4 استفاده مى كنيد لازم است در منوى برنامه روى كلمه ی Window كليک كنيد و در فهرستى كه باز مى شود بر روى كلمه ی Workspace و در مقابل آن روى Essentials كليک كنيد.

جعبه ابزار معمولاً در سمت چپ قاب برنامه و به صورت ستونى از نشانه ها (Icons) قرار دارد. با كليک كردن و گرفتن (Click & Hold) نوار باريک خاكسترى در بالاى اين جعبه مى توانيد محل آن را تغيير دهيد. با دو كليک بر روى اين نوار، اين نشانه ها در دو ستون قرار مى گيرند و ارتفاع جعبه كم مى شود.

هر نشانه اى در اين جعبه مربوط به يک ابزار است و بعضى نشانه ها مجموعه ی چندين ابزار در یک خانه هستند. اگر نشانگر ماوس (Curser) را روى هر نشانه اى نگاه داريد، اسم آن نشانه همراه با حرفى از الفبا ظاهر مى شود. اين حرف ميانبرِ (Shortcut) رسيدن به آن ابزار است. با تايپ كردن اين حرف روى صفحه كليد (Keyboard)، آن ابزار در دسترس شما قرار مى گيرد و احتياجى به كليک كردن روى آن در جعبه ی ابزار نيست. اين امكان به سرعت كار شما اضافه مى كند.

به عنوان مثال، حرف V ميانبر ابزار حركت است. هر گاه در ميانه ی كار اين حرف را بر روى صفحه كليد تايپ كنيد، نشانگر ماوس (Curser) شما تبديل به ابزارى براى حركت دادن همه يا قسمتى از تصوير مى شود.

آشنائى با بعضى ابزار

بعضى ابزار استفاده ی خاص دارند و بيشتر به كار طراحى يا نقاشى با فتوشاپ مى آيند اما بعضى ديگر عمومى هستند و در همه ی زمينه ها استفاده مى شوند. در زير به ابزارى مى پردازيم كه بيشتر به كار تصحيح عكس مى آيند:

١- ابزار حركت (Move Tool) وسيله‌ا‌‌‌ی است براى حركت دادن كل يا بخشى از تصوير. براى حركت دادن بخشى از تصوير لازم است آن بخش را به وسيله ی يكى از ابزار انتخاب مشخص كرده باشيد. ميانبر (Shortcut) اين ابزار حرف V است.

٢- ابزار انتخاب هندسى (Marquee Tool) با جدا كردن بخشى از يک تصوير و قرار دادن آن روى لايه اى تازه، امكانات متعددى در دسترس ما قرار مى گيرد. به همين دليل فتوشاپ ابزار متعددى براى انتخاب (Selection) در جعبه ی ابزار گنجانده كه هر كدام كاربرد متفاوتى دارند. اينكه كدام يک از ابزار انتخاب مناسب كار ما است بستگى به شكلى دارد كه قصد انتخاب آن را داريم.

ابزار انتخاب هندسى، ٤ نوع ابزار در یک خانه است كه هر كدام امكان ترسيم اشكال مختلفى را ارائه مى كنند. ميانبر (Shortcut) اين ابزار حرف M است.

٣- با ابزار انتخاب ريسمانى (Lasso Tool) مى توان ريسمانى در اطراف محدوده مورد نظر ترسيم كرد. اين ابزار شكل از پيش تعيين شده اى ندارد و تابع نحوه ی ترسيم ماست. آنچه در داخل اين ريسمان قرار مى گيرد انتخاب شده است و مى توان آنرا از بقيه ی تصوير جدا كرد. سه نوع ابزار در اين خانه گنجانده شده كه هر كدام عملكرد متفاوتى دارند اما حاصل كار آنها مشابه است. ميا‌نبر (Shortcut) اين ابزار حرف L است.

٤- با ابزار انتخاب سريع (Quick Selection Tool) كه دو وسيله در يک خانه است مى توان روى نقطه اى از تصوير كليک كرد. به دنبال اين كليک، كامپيوتر پيكسل هاى ديگرى را كه كمابيش مشابه پيكسل هاى حاضر در اين نقطه هستند انتخاب مى كند. ميانبر Shortcut اين ابزار حرف W است.

٥- ابزار برش (Crop Tool) امكان مى دهد محدوده ی دلخواه خود را در يک عكس انتخاب كنيم و آنچه در بيرون اين محدوده واقع شده را حذف كنيم. از اين ابزار براى تغيير و اصلاح كادر عكس استفاده مى شود.

با اين وسيله مى توانيم به مساحت پس زمينه ی عكس بيفزائيم بدون اينكه لايه ی پس زمينه تغيير كند. به عنوان مثال اگر مى خواهيد در پائين عكس جائى براى نوشتن عنوان عكس يا اسم عكاس اضافه كنيد، با اين وسيله محدوده ی تازه اى براى عكس ايجاد مى كنيد كه آن فضاى اضافى را در خود داشته باشد. ميانبر (Shortcut) اين ابزار حرف C است.

٦- ابزار سايه روشن- اسفنج (Dodge-Burn-Sponge Tool) همچنان كه از نامش پيداست به ما امكان مى دهد بخشى از تصوير را تاريک تر و يا روشن تر كنيم.

Dodge براى روشن تركردن، Burn براى تاريک تر كردن و Sponge براى تغيير اشباع رنگ (Saturation) در بخشى از عكس است. ميا‌نبر (Shortcut) اين ابزار حرف O است.

٧- ابزار نوشتن به ما امكان مى دهد روى تصوير تايپ كنيم يا متن نوشته اى را از جائى ديگر كپى كرده و روى تصوير بچسبانيم . نوع ساختمان لايه اى كه متن نوشته روى آن قرار مى گيرد با لايه هاى تصويرى تفاوت دارد. به همين دليل موقع استفاده از اين ابزار، با كليک كردن روى عكس لايه ی تازه اى مخصوص تايپ ايجاد مى شود.

براى تايپ فارسى در فتوشاپ احتياج به نوع خاص آن كه براى خاور ميانه طراحی شده، داريد. نام اين نوع از برنامه Adobe Photoshop Middle East يا Photoshop ME است.

ميانبر (Shortcut) ابزار تايپ حرف T است.

٨- ابزار زوم يكى از راه هاى بزرگ كردن تصوير يا كوچک تر كردن آنست. توجه داشته باشيد كه اين تغيير اندازه تنها شامل نحوه‌ی ديدن عكس بر روى صفحه كامپيوتر مى شود و تغييرى در اندازه ی واقعى فايل عكس نمى دهد.

به دليل امكاناتى كه فتوشاپ براى ايجاد تغيير در جزئيات تصاوير در دسترس ما قرار مى دهد مهم است كه موقع كار بتوانيم با زوم كردن داخل تصوير، جزئيات آن را ببينيم و با ظرافت و دقت كار كنيم.

ميانبر (Shortcut) اين ابزار حرف Z است.

با انتخاب هر يک از ابزار، مجموعه اى از روش هاى استفاده از آن در بالاى صفحه و روى نوار كنترل ابزار ظاهر مى شود. تصوير اين نوار در درس يازدهم (آشنائى با نرم افزار ادوبى فتوشاپ) آمده است. فتوشاپ براى نحوه ی كار هر ابزارى كنترل هاى مربوطه را روى اين نوار ارائه مى كند.

منبع:درسنامه



 
نرم افزار فتوشاپ (Photoshop) يكى از برنامه هائی است كه ادوبى (Adobe) به صورت بخشى از مجموعه CS كه مخفف Creative Suite است عرضه مى كند.

اين نرم افزار امكانات بسيار وسيعى دارد و براى اصلاح، تركيب و ايجاد تصاوير ديجيتال نوشته شده است. تمركز ما در پنج درس آينده بر آشنائى با مقدمات فتوشاپ و نحوه ی استفاده از امكاناتى خواهد بود كه اين برنامه براى اصلاح عكس در اختيار ما مى گذارد.

در اين درس با صفحه ی اصلى نرم افزار Adobe Photoshop CS آشنا مى شويم و كاربرد بخش هاى مختلف آن را مى آموزيم. آخرين نمونه ی اين نرم افزار كه در سال ٢٠١٠ به بازار آمده Adobe Photoshop CS5 نام دارد. هر چند هر نمونه ی اين برنامه از نمونه ی پيش كامل تر و پيشرفته تر شده اما اصول اوليه ی آن تغيير چندانى نكرده و نماى صفحه اصلى كمابيش مشابه است.

ابتدا با دو کلیک بر روى نشان Icon برنامه آن را باز مى كنيم. مشخصات صفحه ی اصلى فتوشاپ در سيستم هاى عامل مک (MAC) و ويندوز (Windows) تقريباً مشابه است. تنها تفاوت اين است كه در مک پنجره هاى مختلف اين نرم‌افزار مستقل هستند و بر روى زمينه ی صفحه‌ی اصلى كامپيوتر (Desktop) قرار مى گيرند در حالیكه در ویندوز فتوشاپ زمينه ی خاكسترى رنگ خودش را ايجاد مى كند و مجموعه ی پنجره ها و زمينه ی خاكسترى برنامه به هم متصل هستند.

در فتوشاپ اين صفحه ی اصلى را قاب برنامه يا Application Frame مى نامد و ما هم در اين درس ها از همين اصطلاح استفاده خواهيم كرد.

قاب برنامه را مى توان به سه بخش كلى تقسيم كرد:

بخش اول: قسمت بالاى صفحه شامل منوى برنامه و دو نوار افقى زير آن مى شود كه نوار بالا امكانات ديدن صفحه و نوار زيرين امكانات كارى هر ابزارى را نشان مى دهد. نوار اول را در اين درس ها نوار كنترل صفحه و نوار دوم را نوار كنترل ابزار مى خوانيم.

بخش دوم: مجموعه ی پنجره هاى دست راست كه امكانات كارى مختلفى را در اختيار ما مى گذارند. اندازه ی اين پنجره ها قابل تغيير است و مى توان به دلخواه آنها را باز، بسته و يا جايگزين ‌ديگر كرد.

بخش سوم: جعبه ی ابزار Toolbox در سمت چپ. هر یک از ابزار موجود در اين جعبه كاربرد متفاوتى دارد. در درس هاى آينده با بعضى از آنها آشنا خواهيم شد. براى اينكه جعبه ی ابزار جاى كمترى در ارتفاع صفحه بگيرد مى توانيد روى نوار خاكسترى بالاى جعبه کلیک كنيد.

پيش از شروع كار در فتوشاپ، اگر از CS5 استفاده مى كنيد، در سمت راست نوار كنترل صفحه، بر روى كلمه ی ESSENTIALS کلیک كنيد تا همه ی بخش هاى قاب برنامه در جاى خودشان قرار بگيرند. اگر از فتوشاپ CS4 استفاده مى كنيد لازم است در منوى برنامه بر روى كلمه ی Window كنيد و از فهرستى كه باز مى شود بر روى كلمه ی Workspace و در مقابل آن روى Essentials كنيد.

باز كردن فايل عكس در فتوشاپ
در اينجا فرض بر اين است كه عكس هاى شما قبلاً از دوربين به پوشه اى در كامپيوتر منتقل شده اند. براى باز كردن عكس در فتوشاپ راه هاى مختلفى وجود دارد. اگر نرم افزار فتوشاپ را باز كرده ايد، ساده ترين راه اين است كه در منوى برنامه بر روى File و در فهرستى كه باز مى شود روى Open كنيد. در پنجره اى كه باز مى شود نشان دهيد عكس شما در كجاى كامپيوتر قرار دارد و بعد روى كلمه Open كنيد.

حالا كه عكس مورد نظر شما به صورت پنجره اى در قاب برنامه ی فتوشاپ باز شده، در پنجره ی دست راست كه عنوانش Layers است مى توانيد ببينيد كه عكس شما لايه ی پس‌زمينه فايل را تشكيل مى دهد كه در انگليسى Background Layer خوانده مى شود. در اين مرحله كل تصوير شما روى یک لايه قرار دارد. یک فايل فتوشاپ می تواند از تعداد زيادى لايه تشكيل شده باشد. لايه ها را مى شود به صفحات شفافی تشبيه كرد كه روى هم چيده شده اند و ما از بالا به آنها نگاه مى كنيم. آنها اين امكان را فراهم مى كنند كه بخش هائى از عكس را جدا كرده و روى لايه مستقلى قرار‌دهيم يا عكسى بسازيم كه از بخش هاى مستقل تشكيل شده باشد.

به عنوان مثال اگر خواستيد روى عكس اسم عكاس را بنويسيد، اين نوشته به صورت لايه ی تازه اى به عكس اضافه خواهد شد.

جدا كردن اجزاى عكس و قرار دادن آنها بر روى لايه هاى مستقل اين امكان را به شما مى دهد كه در آنها تغيير ايجاد كنيد بدون اينكه اين تغيير شامل اجزاى ديگر عكس بشود. اين امكان، اساس كار با برنامه ی فتوشاپ است.

اگر پنجره ی Layers را نمى بينيد، در منوى برنامه كه در بالاى قاب برنامه قرار دارد، روى Window كنيد. در فهرستى كه باز مى شود و به ترتيب حروف الفباى انگليسى چيده شده روى Layers كنيد.

لايه هاى تشكيل دهنده ی تصوير
آشنائى با نقش لايه ها (Layers) در نرم افزار فتوشاپ كار با اين برنامه را آسان‌تر كرده و امكانات وسيع آن را در زمينه ی تركيب تصاوير براى ما قابل دسترس مى كند.

تمرين ساده ی زير به شما مى كند با كاركرد لايه ها در فتوشاپ آشنا‌تر شويد.

١- در نوار پائين پنجره ی لايه ها (Layers) چند نشانه ی کوچک وجود دارد. روى نشانه ی دوم از دست راست كنيد. لايه ی تازه اى در پنجره ی شما ايجاد خواهد شد. هر چند هيچگونه تغييرى در عكس شما ديده نمى شود اما عكس شما در حال حاضر در پس زمينه واقع شده و لايه ی تازه اى روى آن قرار گرفته است. اين لايه ی تازه در حال حاضر خالى و شفاف است، مثل شيشه.

۲- در جعبه ی ابزار، روى ابزار نوشتن يا Type Tool كه با حرف T مشخص مى شود کلیک كنيد. با اين كار نشانگر ماوس (Curser) شما تبديل به علامت نوشتن مى شود.

روى نوار كنترل ابزار كه در بخش یک در بالاى قاب برنامه قرار دارد، مجموعه اى از امكانات نوع، رنگ يا اندازه ی خط در اختيار شما گذاشته شده است. آنچه مناسب كار شماست انتخاب كنيد.

در پنجره ی لايه ها، روى لايه ی تازه اى كه ايجاد كرده ايد کلیک كنيد تا اين لايه فعال شود.

روى پس زمينه ی عكس كنيد و آنچه مى خواهيد روى عكس بنويسيد. اگر از پيش لايه ی تازه اى ايجاد نكرده باشيد، وقتی با ابزار نوشتن روى عكس کلیک كنيد، لايه ی تازه اى خود به خود ايجاد مى شود.

توجه داشته باشيد كه براى فارسى نوشتن در فتوشاپ لازم است از نوع Photoshop Middle East استفاده كنيد. در غير اين صورت حروف الفباى شما به هم نخواهند چسبيد.

به همين ترتيب مى توانيد با ايجاد لايه هاى تازه، عناصر ديگرى به عكس خود اضافه كنيد. اين عناصر هر كدام لايه‌ی مستقل خود را خواهند داشت و به همين دليل، با تغيير شكل، رنگ يا اندازه ی آنها، لايه ی پس زمينه ثابت باقى خواهد ماند.

توجه كنيد كه نوع فايل عكس شما به دليل اضافه شدن لايه ی جديد، به صورت JPG باقى نمانده و به فايل غير فشرده يا psd تبديل شده. اگر به نوار خاكسترى بالاى قاب برنامه نگاه كنيد، نوع فايل را در كنار نام فايل مى بينيد.

اگر موقع حفظ (Save) فايل آن را به صورت JPG حفظ كنيد، لايه ی نوشته در پس زمینه ادغام مى شود و به صورت بخشى جدا نشدنى از عكس در مى آيد. اگر فايل را به صورت psd حفظ كنيد، حجم فايل شما بيشتر مى شود اما لايه هاى آن مجزا از هم باقى خواهند ماند و مى توانيد در صورت لزوم در آينده در آنها تغيير ايجاد كنيد.

در ستون سمت چپ پنجره لايه‌ها (Layers) طرح یک چشم در كنار هر لايه كشيده شده است. با کلیک كردن روى چشم، لايه ی نامرئى و با كلیک كردن مجدد، لايه مرئى مى شود. هر لايه اى كه چشمِ كنارش خاموش باشد در عكس ديده نمى شود اما اطلاعات آن به عنوان بخشى از فايل عكس باقى خواهد ماند.

لايه‌ها به ترتيبى كه در پنجره ی لايه ها (Layers) روى هم چيده شده اند، در عكس ديده مى شوند. براى تغيير جاى لايه در پنجره ی لايه ها مى توان روى آن کلیک كرد و نگه داشت (Click & Hold) و به كمک نشانگر لايه را كشيده بالاتر يا پائين تر از لايه هاى ديگر قرار داد.

٣- هدف از اين تمرين آشنائى با كاركرد لايه ها بود. براى برگرداندن عكس به صورت اصلى، روى لايه ی نوشته در پنجره ی لايه ها کلیک كرده و آن را فعال كنيد. به كمک نشانگر ماوس (Curser) اين لايه را به سطل زباله كه روى نوار پائين پنجره لايه ها قرار دارد بيندازيد.

فايل شما حالا مجدداً تنها لايه ی پس زمينه دارد. از منوى برنامه كه در بالاى صفحه قرار دارد، روى File کلیک كنيد و در فهرستى كه باز می شود بر روى بستن (Close) کلیک كنيد و بدون حفظ (Save) كردن آن را ببنديد تا تغييراتى كه ايجاد كرديد عكس شما را تغيير ندهد.

منبع:درسنامه



 
اكثر دوربين هاى عكاسى ديجيتال به ما امكان مى دهند كيفيت عكسى را كه مى گيريم از پيش تعيين كنيم. توجه داشته باشيد كه كيفيت عكس كه در انگليسى به آن Image Quality يا Picture Quality مى‌گويند با اندازه‌ی عكس يا Picture Dimension كه ابعاد عكس را تعيين مى‌كند تفاوت دارد.

كيفيت فايل عكس تعيين كننده ی مقدار فشردگى آن يا Compression است. جدول زير كيفيت هاى متداول عكس را كه در بيشتر دوربين هاى عكاسى ديجيتال وجود دارد نشان مى دهد.

در ستون دست چپ انواع كيفيت هاى عكس قرار دارند. RAW و Superfine فايل هاى پركيفيت و بدون فشردگى هستند.

Fine و Standard و Economy به ترتيب از فشردگى بيشترى برخوردارند. مثلاً در فايل استاندارد هر چهارده پيكسل در هم فشرده شده تبديل به یک پيكسل مى شوند. هر چه ميزان فشردگى فايل بيشتر باشد، كيفيت آن پائين تر و حجم آن كمتر است.

همچنان كه اين جدول نشان مى دهد، هر چه كيفيت عكس بالاتر و فشردگى آن كمتر باشد، حجم فايل عكس بيشتر و جائى كه روى كارت حافظه مى گيرد بيشتر است.

در ستون دست راست تعداد عكسى كه روى یک كارت حافظه با گنجايش ٢٥٦ مگابايت جا مى گيرد نشان داده شده است. امروز كارت هاى حافظه با ظرفيت بالا و قيمت ارزان تر نسبت به قبل به بازار آمده اند. براى پائين نگاه داشتن قيمت، كارت حافظه در بيشتر دوربين هاى ديجيتال با گنجايش كمى به بازار مى آيد. شما مى توانيد، در صورت امكان، كارت سريع ترو پر گنجايشى (در حدود ٨ گيگابايت) تهيه كنيد تا بتوانيد تعداد بيشترى عكس هاى پركيفيت روى آن جا دهيد.

اينكه كدام از انواع كيفيت هاى بالا را بايد انتخاب كرد بستگى به كاربرد عكس شما دارد. در زير تعريف خلاصه اى از هر یک از انواع فايل عكس مى آيد.

RAW: بسيارى دوربين هاى ساده تر اين كيفيت را عرضه نمى كنند اما مدل هاى بالاتر دوربين هاى تازه اكثراً اين كيفيت عكس را توليد مى كنند.

فايل RAW كيفيت بالائى دارد و فشرده نمى شود. تفاوت اصلى آن با ساير انواع فايل اين است كه عكسى كه به صورت RAW ثبت شود هيچگونه تصحيحى از حيث رنگ يا نور نشده است. اين در مقايسه با بقيه ی انواع كيفيت هاست كه پيش از ثبت به وسيله برنامه اى كه در داخل دوربين ديجيتال وجود دارد، تصحيح مى شوند.

بعضى عكاس ها ترجيح مى دهند كه دوربين همه ی جزئيات را بدون اصلاح ثبت كند و آنها، بعد از انتقال فايل عكس به كامپيوتر، اين تغييرات را با استفاده از برنامه هائى مثل فتوشاپ ايجاد كنند.

به دليل اطلاعات حرفه اى كه براى اين كار لازم است، فايل RAW كمتر استفاده می شود.

سوپرفاين (Superfine) بهترين كيفيت را در اختيار شما مى گذارد و پيكسل ها در آن فشرده نمى شود. در اين نوع فايل، اصلاحات اوليه ی نور و رنگ را دوربين انجام مى دهد.

كيفيت فاين (Fine) هم نسبت به كيفيت هاى استاندارد (Standard) و اكونومى (Economy) كيفيت بهتری است اما هر سه اين انواع فايل فشرده مى شوند.

به طور كلى، همه ی فايل هاى JPEG فشرده شده هستند و كيفيت پائين ترى دارند. در مقابل، فايل TIFF همه ی كيفيت اصلى خود را حفظ مى كند و فشرده نمى شود. بنابراين براى كيفيت بهتر بايد از نوع TIFF استفاده كرد.

بنابر اطلاعات بالا، براى بهترين كيفيت، لازم است دوربين خود را براى ثبت فايل ها به صورت سوپرفاين و نوع TIFF تنظيم كنيد. عكسى كه با فايل هاى كم كيفيت تر مثل JPEG مى گيريد براى ارائه در اندازه ی کوچک و روى صفحه ی كامپيوتر از كيفيت كافى برخوردار است اما براى چاپ يا نمايش در اندازه بزرگ مناسب نيستند.

اندازه‌ی عكس يا Picture Dimension
اندازه ی عكس تعيين كننده ی تعداد پيكسل حاضر در عكس يا Resolution آن است.

بيشتر كسانى كه از دوربين ديجيتال استفاده مى كنند، دوربين خود را براى عكس بردارى در بزرگ ترين ابعاد ممكن تنظيم مى كنند.

هر چند عكسى كه به اين صورت ثبت شود حجم زيادى دارد و اگر كارت حافظه دوربين كم حجم باشد زود پر مى شود اما از سوى ديگر اين امكان هم وجود دارد كه عكس پر ارزشى بگيريد و بخواهيد بخشى از آن را بزرگ كنيد يا آن را در ابعاد بزرگ چاپ كرده و به نمايش بگذاريد. در اين صورت به حداكثر اندازه و كيفيتى كه دوربين در اختيار شما مى گذارد احتياج داريد.

جدول زير انواع اندازه هاى رايج در دوربين هاى ديجيتال را همراه با ابعاد عكسى كه مى گيرند، حجم فايل و تعدادى كه از هر كدام روى یک كارت حافظه با حجم ٢٥٦ مگابايت مى گنجد نشان مى دهد.

توجه داشته باشيد كه ستون دوم از دست چپ، تعداد پيكسل حاضر در عرض و ارتفاع هر عكس را عرضه مى كند. به عنوان مثال اگر عكس خود را در اندازه ی Full بگيريد، در عرض آن دو هزار و پانصد و شصت پيكسل و در ارتفاعش هزار و نهصد و بيست پيكسل وجود خواهد داشت. اين اعداد نمايانگر ابعاد عكس هستند.

در برنامه هاى كامپيوترى مانند ادوبى فتوشاپ مى توان نسبت ابعاد عكس و تعداد پيكسل‌هاى حاضر در هر اينچ را تغيير داد. هر چه ابعاد عكس بزرگتر باشد، تعداد پى پى آى (PPI) كمتر و در نتيجه اندازه ی پيكسل ها بزرگتر خواهد بود. هر چه ابعاد عكس را كوچک تر كنيم، مى توانيم از تعداد بيشترى پيكسل هاى و پر جزئيات در هر اينچ عكس بهره ببريم.

تنظيم نوع كار دوربين
بيشتر دوربين هاى عكاسى ديجيتال انواع تنظيم هاى زير را براى گرفتن عكس در اختيار شما مى گذارند:

تنظيم اتوماتیک (Auto). در اين تنظيم همه ی تصميم ها در مورد بهترين نور و بهترين تركيب از مقدار باز شدن دريچه ی عدسى (Aperture) و سرعتِ باز و بسته شدن اين دريچه (Shutter Speed) به تشخيص دوربين سپرده مى شود. بيشترمصرف كنندگان آماتور دوربين‌هاى ديجيتال از اين تنظيم استفاده مى‌كنند.

در اين تنظيم اكثر اوقات از نور شديد فلاش استفاده مى شود كه كيفيت خوبى در عكس ايجاد نمى كند. به همين دليل اين تنظيم دلخواه عكاسان حرفه اى نيست.

حرف P در ابتداى كلمه Program مى آيد كه در انگليسى يعنى برنامه. در اين تنظيم كه مورد استفاده ی اكثر عكاسان حرفه اى و نيمه حرفه ا‌ی است چند تركيب صحيح از اندازه ی دريچه ی عدسى و سرعت‌ گرفتن عكس در دوربين ديجيتال از پيش برنامه ريزى شده است. موقع گرفتن عكس اگر عقربه تنظيم دوربين شما روى حرف پى باشد، بنا به تخمين دوربين از آنچه مقابلش واقع شده، يكى از برنامه هاى موجود را استفاده مى كند.

حرف S در ابتداى Shutter Priority مى آيد. در اين نوع تنظيم آنچه مهم است سرعت عكس گرفتن است و اندازه ی باز بودن دريچه ی عدسى يا Aperture مطابق آن تنظيم مى شود. به عنوان مثال اگر سوژه شما در حركت است و براى وضوح بيشتر در عكس لازم است با سرعت بالا از آن عكس بگيريد، سرعت مورد نظر خود را انتخاب مى‌كنيد و دوربين اندازه باز بودن دريچه عدسى را با آن مطابق مى كند.

حرف A در ابتداى Aperture Priority مى آيد. در اين نوع تنظيم آنچه مهم است اندازه ی دريچه ی عدسى است و سرعت گرفتن عكس مطابق آن تنظيم مى شود. به عنوان مثال اگر سوژه ی شما در جاى شلوغى واقع شده و مى‌خواهيد با باز كردن دريچه عدسى وضوح را بر سوژه متمركز كرده آنچه مهم نيست را از وضوح خارج كنيد، اندازه‌ی دريچه‌ی عدسى يا Aperture را انتخاب كرده، تنظيم سرعت مناسب يا Shutter Speed را به دوربين واگذار مى كنيد.

حرف M در ابتداى كلمه Manual مى آيد به معنى دستى. در اين تنظيم همه‌ی انتخاب‌ها دست عكاس است. اين تنظيم به شما امكان مى دهد هم سرعت عكس بردارى و هم اندازه ی دريچه ی عدسى را هر طور مى خواهيد تنظيم كنيد. براى اين برنامه ريزى عكاس احتياج به يك دستگاه نورسنج دارد.

همانطور كه در درس هاى پيش تاكيد شد، دوربين شما براى تخمين درستى از آنچه در مقابلش قرار دارد و ايجاد عكس دلخواه احتياج به زمان دارد. اين زمان هر چند بيشتر از چند ثانيه نيست اما بسيار مهم است. پيش از فشار دادن كامل دكمه ی عكس بردارى، دوربين را مقابل سوژه قرار دهيد و دكمه را یک تا دو ثانيه تا نيمه فشار داده نگه داريد. اين عمل به دوربين شما فرصت كافى براى تنظيم مى دهد و مى توانيد بعد از اين فرصت با فشار دكمه تا انتها، عكس مورد نظر خود را ثبت كنيد.

 

منبع:درسنامه



 
در درس پيش با مفهوم پيكسل آشنا شديم. در اين درس به رابطه ی پيكسل با انتخاب دوربين مى پردازيم.

دوربين هاى ديجيتال هر روز با امكان ارائه ی تعداد بيشترى مگاپيكسل (Mega Pixels) به بازار مى آيند. امروز دوربين هائى با قيمت متوسط اين قابليت را دارند كه عكس هائى با تعداد ده مگاپيكسل توليد كنند. براى اينكه بدانيم به دوربينى با چه تعداد مگاپيكسل احتياج داريم لازم است از اطلاعات درس پيش استفاده كنيم.

اگر حد متوسط رزولوشن براى عكسى كه مى خواهيم چاپ كنيم صد و پنجاه پيكسل در اينچ باشد، براى عكسى كه عرض آن ده اينچ است، به هزار و پانصد پيكسل در عرض عكس احتياج داريم. اگر ارتفاع عكس ما هشت اينچ باشد، هزار و دويست پيكسل هم در ارتفاع آن لازم خواهد بود.

با ضرب دو عدد بالا در هم مى توانيم كل تعداد پيكسلى را كه در مساحت اين عكس وجود دارد محاسبه كنيم. پاسخ اين محاسبه يک ميليون و هشتصد هزار پيكسل است.

مگا يعنى يک ميليون. يک ميليون و هشتصد هزار پيكسل مى شود یک مگا و هشتصد هزار پيكسل. بنابراين، براى عكس بالا كه اندازه اش تنها هشت در ده اينچ (حدوداً برابر با بيست در بيست و پنج سانتيمتر) است ما به دوربينى احتياج داريم كه حدود دو مگاپيكسل جزئيات در هر عكس ايجاد كند.

هر چه كيفيت و اندازه ی عكسى كه مى خواهيم چاپ كنيم بالاتر باشد، به مگاپيكسل بيشترى احتياج داريم.

از سوى ديگر، اگر عكس هاى ما تنها براى ديده شدن روى صفحه ی كامپيوتر(٧٢ پی پى آى) استفاده مى شوند، احتياجى به دوربينى با ظرفيت بالا نداريم. با اين وجود، بهتر است دوربينى انتخاب كنيم كه بيشترين مگاپيكسل را در اختيار ما بگذارد. هميشه مى توان برنامه ی دوربين را چنان تنظيم كرد كه عكس هاى کم حجم تری توليد كند اما برعكس اين عمل امكان ندارد.

تعداد مگاپيكسلى كه یک دوربين در هر عكس ايجاد مى كند تنها يكى از نكاتى ست كه موقع خريد دوربين در نظر مى گيريم. كيفيت عدسى، زاويه ی ديد عدسى و نوع زوم از نكات مهم ديگر هستند.

انواع دوربين ديجيتال
دوربين هاى ديجيتال را مى توانيم به سه دسته كلى تقسيم كنيم:

۱- دوربين هاى تک لنزى با سيستم آينه هاى بازتاب كه در انگليسى به آنها DSLR مى گويند (حروف اول كلمات Digital Single Lens Reflex).
ساختمان و نحوه ی كار با اين دوربين ها به دوربين آنالوگ نزديک تر است اما به جاى فيلم داراى صفحه ی حساس سى سى دى (CCD) و بعضى هم CMOS هستند كه نور را به صورت پيكسل يا ديجيتال ثبت مى كند. هر دو اين اصطلاحات نشانگر نحوه ی كار صفحه ی حساس دوربين اند و كاربرد مشابهى دارند. تعداد سى سى دى در صفحه ی حساس دوربين از نكاتى است كه موقع انتخاب دوربين بايد در نظر داشت.

در مقايسه با دوربين هاى ساده و رايج ديجيتال كه به دليل سهولت استفاده به آنها Point & Shoot مى گويند يعنى هدف بگير و بردار، دوربين هاى DSLR دو مشخصه ی اصلى دارند: يكى اينكه به دليل سيستم آينه هاى درون دوربين، موقع عكس گرفتن، صفحه ی بزرگ نمايش در پشت دوربين خاموش است و مثل دوربين آنالوگ لازم است چشم عكاس از درون پنجره ی بالاى دوربين به سوژه نگاه كند.
دومين مشخصه اين است كه عدسى اين دوربين ها با بدنه ی دوربين يک پارچه نبوده قابل تعويض است. به همين دليل مى توان از عدسى هاى با كيفيت بالا و با زاويه ديدهاى متفاوت استفاده كرد. اين قابليت مهمى است و به همين دليل عكاسان حرفه اى بيشتر از اين نوع دوربين استفاده مى كنند.

دوربين هاى اس ال آر بزرگتر از دوربين هاى ساده ی ديجيتال هستند و به نسبت وزن عدسى، وزن دوربين هم متغير است. قيمت آنها هم به نسبت دوربين هاى ساده بيشتر است.

۲- دوربين هاى ساده و رايج Point & Shoot
اين دوربين ها كوچک تر و سبک تر از دوربين هاى اس ال آر هستند و به همين دليل حمل و كار كردن با آنها آسان تر است و توجه كمترى را جلب مى كنند.

اكثر اين دوربين ها يک عدسى ثابت دارند. اين عدسى هر چند قابل تعويض نيست اما مجموعه اى از زاويه ديدهاى مختلف را در درون خود جا مى دهد. به اين معنى كه به شما امكان مى دهد با زوم كردن به عقب از زاويه ديد بازترى استفاده كنيد و فضاى بيشترى را در عكس بگنجانيد، يا، با زوم كردن به جلو از زاويه ديد تنگ ترى استفاده كنيد كه از فضاى اطراف كاسته به سوژه ی عكس نزديک مى شود.

در دوربين هاى نه چندان پيشرفته اين زوم حدود سه برابر است يعنى سوژه را تا سه برابر بزرگ مى كند و در دوربين هاى پيشرفته تر اين زوم به ده تا دوازده برابر هم مى رسد.

دو نوع زوم در دوربين هاى ديجيتال وجود دارد. يكى آپتيكال (Optical) و ديگرى ديجيتال (Digital). دقت كنيد كه موقع انتخاب یک دوربين از ميان بقيه، توجه شما به ميزان زوم آپتيكال باشد و نه ديجيتال.

زوم آپتيكال بدون كاهش از كيفيت عكس سوژه را نزديك تر و درشت تر مى كند. زوم ديجيتال تنها پيكسل هاى عكس شما را بزرگ تر مى كند كه موجب بزرگنمائى سوژه مى شود اما از كيفيت عكس شما مى كاهد.

توجه كنيد كه زوم كردن به جلو هميشه بهترين عكس را به شما نمى دهد و گاهى مقدار باز شدن عدسى شما هم مهم است. براى عكاسى در فضاهاى كوچک تر يا كم نورتر اين باز شدن عدسى مورد احتياج است. به عنوان مثال اگر مى خواهيد از گروهى از آدم ها در محل نه چندان بزرگى عكس بگيريد به زاويه ی باز عدسى احتياج داريد.

بنابراين دوربينى انتخاب كنيد كه به شما پائين ترين عدد را براى حداقل زوم و بالاترين عدد را براى حداكثر زوم بدهد.

۳- دوربين تلفن هاى همراه
در گذشته اين دوربين ها از كيفيت تصويرى بالا برخوردار نبودند و استفاده از آنها بيشتر به منظور يادداشت برداشتن بود. مثلاً برداشتن عكس از محلى كه اتومبيل را پارک كرده ايد براى پيدا كردن سريع آن در بازگشت.

امروزه تلفن هاى همراه، مثل تلفن ساخت كمپانى اپل (Apple) كه آیفون (iPhone) نام دارد، از كيفيت پيشرفته ی عدسى و رزولوشن بالا براى تصوير برخوردار هستند.

براى گرفتن عكس هاى بهتر با دوربين تلفن هاى همراه به نكات زير توجه كنيد:

  1. نور بيشتر روى سوژه كيفيت عكس را بهتر مى كند.
  2. نزديک شدن به سوژه از مقدار زوم كم كرده و تصوير بهترى مى دهد. زوم در اين دوربين ها از كيفيت عكس كم مى كند.
  3. سعى كنيد دست و دوربين شما كم ترين لرزش را داشته باشد.
  4. عدسى دوربين را پاكيزه و عارى از چربى نگه داريد.
  5. براى همه ی عكس ها از بالاترين رزولوشن ممكن در دوربين استفاده كنيد. با توجه به اينكه صفحه ی سى سى دى در اين دوربين ها چندان مرغوب نيست، اين كار به عكس هاى شما شفافيت بيشترى مى دهد.
  6. همه ی قواعد كمپوزيسيون و راهنمائى هاى درس هاى پيش براى گرفتن عكس هاى بهتر، در مورد اين دوربين ها هم كاربرد دارد. آنها را در نظر داشته باشيد.

به طور كلى دوربين هائى كه از باطرى هاى قابل شارژ مجدد استفاده مى كنند، ارجحيت دارند. هر چند قيمت دوربين هائى كه از باطرى هاى يک بار مصرف استفاده مى كنند ارزانتر است اما در دراز مدت هزينه ی خريد باطرى به آن اضافه مى شود. اين باطرى ها دوام بيشترى هم دارند. بهتر است دو باطرى قابل شارژ داشته باشيد كه در صورت تمام شدن يكى موقع كار، بتوانيد ديگرى را جايگزين آن كنيد.

عكس هائى كه دوربين شما مى گيرد روى كارت حافظه ثبت مى شوند. هر چه گنجايش اين كارت حافظه بيشتر باشد، تعداد بيشترى عكس روى آن جا مى گيرد و احتياج به منتقل كردن آنها به كامپيوتر كمتر است. توجه كنيد كه علاوه بر گنجايش، سرعت كارت حافظه در ثبت عكس هم مهم است و بر سرعت آماده شدن دوربين شما براى گرفتن عكس بعدى تاثير دارد.

بهترين كار پيش از خريد دوربين نگاه كردن به تارنماهاى اينترنتى است كه دوربين ها را بر مبناى محبوبيت و رضايت مردم از آنها فهرست مى كنند.

این لینک متعلق به يكى از سايت هاى معتبر براى نقد و بررسى وسائل الكترونيكى از جمله دوربين هاى ديجيتال است.

منبع:درسنامه



 
در سال هاى آخر دهه ی هشتاد میلادی اولين دوربين هاى ساده ديجيتال به بازار آمد. با اين دوربين ها توانستيم به جاى اسكن كردن عكس هاى چاپ شده و انتقال آنها به كامپيوتر، عكس هاى ديجيتال توليد كنيم كه مستقيماً قابل انتقال به كامپيوتر هستند.

امروز اين دوربين ها با ساخت و تكنيک بسيار پيشرفته تر توليد مى شوند و انواع آنها چنان متعدد است كه انتخاب يكى از آن ميان احتياج به مطالعه و اطلاعات كافى دارد. اما حتی ساده ترين اين دوربين ها از امكانات كافى براى توليد يک عكس ديجيتال كه بر روى يک سايت اينترنتى منتشر شود برخوردار است.

براى اينكه بدانيم كدام دوربين ديجيتال براى كار عكاسى ما مناسب است لازم است ابتدا با اصول عكاسى ديجيتال آشنا شويم.

تفاوت اصلى عكاسى ديجيتال و عكاسى آنالوگ در اين است كه در دوربين آنالوگ نورى كه وارد دريچه ی عدسى دوربين مى شود، در اثر فعل و انفعالات شيميائى، تصويرى شبيه به واقعيت جهان خارج را بر روى قسمتى از فيلم كه در دوربين جاسازى شده و پشت عدسى قرار گرفته ايجاد مى كند.

در دوربين هاى ديجيتال جاى فيلم را صفحه ی كوچک مربع يا مستطيلى گرفته كه به آن CCD مى گويند كه از حروف اول كلمات Charge-Coupled Device تشكيل شده است. كاربرد اين صفحه ی كوچک اين است كه نورى را كه وارد دريچه ی عدسى مى شود و آنالوگ است به پيكسل تبديل مى كند.

بعد از گرفتن عكس با دوربين ديجيتال، اين پيكسل ها را، چون به زبان كامپيوتر هستند، مى توانيم مستقيماً به كامپيوتر منتقل كنيم. حاصل اين عمليات عكس هائی است كه ما در كامپيوترهايمان انبار كرده ايم.

صفحه ی سى سى دى (عكس زير) كه در اواخر دهه ی شصت در آمريكا اختراع شد و جاى فيلم را در دوربين هاى عكاسى و فيلمبردارى گرفت، تغيير عمده اى در صنعت و هنر عكاسى به وجود آورد.

عكس هائى كه با دوربين ديجيتال گرفته مى شوند، به دليل تفاوت ساختمان دوربين و نحوه ی ثبت تصوير آن با عكس هاى دوربين های آنالوگ متفاوت هستند. اين تفاوت به اين معنى نيست كه عكس هاى بهتر يا كم ارزش ترى هستند، تنها متفاوتند.

به دليل تفاوتى كه در عملكرد دوربين هاى ديجيتال نسبت به آنالوگ وجود دارد و قابليت انتقال عكس ها به كامپيوتر و حک و اصلاحاتى كه متعاقباً مى شود انجام داد، لازم است به اصول كار با عكاسى ديجيتال توجه كنيم.

پيكسل: سنگ بناى عكس ديجيتال
صفحه ی حساس سى سى دى در دوربين ديجيتال نور را به پيكسل تبديل مى كند. كلمه ی پيكسل در انگليسى از تركيب دو كلمه ی Picture و Element تشكيل شده كه به معناى عنصر تشكيل دهنده ی عكس است. اگر بخش كوچكى از يك عكس ديجيتال را بزرگ كنيد، مى بينيد كه از مربع هاى متعددى تشكيل شده كه كنار هم چيده شده اند.

هر پيكسل را، هر چند كه مربع است، مى توان به آجرى تشبيه كرد كه در كنار آجرهاى ديگر قرار مى گيرد و ساختمان عكس را بنا مى كند.

تعداد و اندازه ی پيكسل هاى یک عكس بستگى به كيفيت عكس دارد كه در انگليسى به آن رزولوشن (Resolution) مى گويند. رزولوشن يك عكس تعيين كننده ی اين است كه چه تعداد پيكسل در هر بخش يك عكس وجود داشته باشد. هر چه رزولوشن یک عكس بالا تر باشد، تعداد پيكسل هاى آن بيشتر خواهد بود.

رزولوشن يک عكس را با حروف پى پى آى (PPI) مشخص مى كنند كه مخفف كلمات Pixel Per Inch است، يعنى تعداد پيكسلى كه در هر اينچ عكس وجود دارد (هر اينچ برابر دو سانتيمتر و پنجاه و چهار صدم ميليمتر است).

مهم است توجه داشته باشيم كه براى محاسبه ی تعداد پيكسل هاى حاضر در یک عكس لازم است ابتدا تعداد پيكسل هاى هر اينچ مربع آن را محاسبه كنيم.

به عنوان مثال اگر رزولوشن عكس ما ٧٢ پى پى آى باشد، منظور اين است كه اين تعداد پيكسل هم در امتداد عرض هر اينچ مربع وجود دارد هم در ارتفاع آن. بنابراين، براى محاسبه كل تعداد پيكسل ها در يك اينچ مربع بايد ٧٢ را در ٧٢ ضرب كرد كه حاصلش ٥١٨٤ مى شود.

رزولوشن از مباحث مهم در عكاسى ديجيتال است و خيلى ها در مورد معنى يا نقش آن اشتباه مى كنند. يكى از اين اشتباهات ناشى از اين تغيير است كه در گذشته به پى پى آى به اشتباه دى پى آى گفته مى شد كه مخفف كلمات Dot Per Inch است يعنى تعداد نقطه اى كه در هر اينچ وجود دارد. اما در عكاسى ديجيتال ما با پيكسل سروكار داريم نه نقطه. پس هر كجا به دى پى آى برخورديد بدانيد منظور پى پى آى يعنى تعداد پيكسل در اينچ است.

در اين درس سعى شده مبحث پيكسل به روشنى و دقیق بيان شود. در درس هاى آينده كه با برنامه ادوبى فوتوشاپ (Adobe Photoshop) آشنا مى شويم، مبحث رزولوشن و رابطه ی آن با حجم فايل روشن تر خواهد شد.

براى تعيين اينكه در عكس ما چه تعداد پيكسل وجود داشته باشد يا پى پى آى آن چه باشد، لازم است بدانيم با عكسى كه مى گيريم چه مى خواهيم بكنيم. اگر مطمئن هستيم عكس هاى ما تنها روى صفحه ی كامپيوتر ديده خواهند شد و قصد بزرگ كردن بخشى از عكس، چاپ آنها را روى كاغذ، يا ارائه شان را در اندازه ی بزرگ نداريم، ٧٢ پى پى آى رزولوشن براى عكس ما كافيست. در غير اين صورت، به حداقل ١٥٠ پى پى آى در عكس احتياج داريم.

كيفيت صفحه ی كامپيوترهاى موجود بيشتر از ٧٢ پى پى اى نيست. كامپيوترهاى جديدتر رزولوشن صفحه شان تا ٩٦ پى پى آى هم بالا رفته اما بالاتر از اين نيست. به همين دليل اگر عكس ما رزولوشن بالاتر داشته باشد بى فايده است و تنها بزرگتر از معمول ديده خواهد شد. از سوى ديگر، ماشين هاى چاپ ديجيتال، براى چاپ يک عكس با كيفيت بالا به حداقل ١٥٠ پى پى آى اطلاعات احتياج دارند.

مهم است به خاطر بسپاريم كه تعداد پيكسل هاى يک عكس در يك اينچ، يا رزولوشن آنرا، موقع گرفتن عكس تعيين مى كنيم. اين رزولوشن اگر بالا باشد، مى توان آن را با استفاده از نرم افزارهای عكاسى، مثل فتوشاپ، پائين آورد. اما در صورتى كه عكس را با رزولوشن پائين گرفته باشيد، بعد از گرفتن نمى شود کيفيت آنرا بالا برد.

به همين دليل است كه توصيه مى شود برنامه ی دوربين را روى بالاترين كيفيت ممكن و بزرگترين اندازه ممكن تنظيم كنيد. اين كار با وجود اينكه به حجم فايل عكس هاى شما مى افزايد اما دست شما را در نوع استفاده اى كه از عكس خواهيد كرد باز مى گذارد.

منبع:درسنامه



 
جهان اطراف ما سه بعد دارد اما عكس صفحه ا‌ی است دو بعدى و بدون عمق كه به عرض و ارتفاع محدود مى شود. از ابتداى تاريخ عكاسى سعى شده از راه هاى هوشمندانه اى تصورى از اين بعد سوم در عكس ايجاد شود.

مى گويند هر عكس برابر هزار كلمه مطلب بيان مى كند. اما اين مطالب خود به خود به بيننده منتقل نمى شوند. مجموعه ی درس هاى گذشته بر اين نكته تاكيد مى كند كه با وجود پيشرفت وسيع تكنولوژى و كامل تر شدن دوربين هاى عكاسى، دانش و خلاقيت عكاس همچنان نقش مهمى در ايجاد عكس خوب دارد.

هر چند يک عكس ظرف كمتر از يك ثانيه ثبت مى شود اما پيش از فشار دادن دكمه ی دوربين و گرفتن عكس، عكاس از همه ی آنچه به صورت نظرى و عملى آموخته و تجربه اى كه اندوخته استفاده مى كند تا عكس را چنان ثبت كند كه آنچه را او در ذهن دارد به زيبائى و كمال بيان كند.

ايجاد عمق در عكس يكى ديگر از چالش هاى عكاس است. علت اينكه ما جهان اطراف را سه بعدى مى بينيم و مى توانيم فاصله را تشخيص دهيم اينست كه از توانائى ديد دو چشم برخورداريم. هر چشم تصوير مستقلى را به ذهن منتقل مى كند و با روى هم قراردادن اين دو تصوير است كه ذهن جهان را سه بعدى مى بيند. دوربين عكاسى اما تنها يک تصوير را مى بيند.

اگر مى خواهيد عكس شما براى بيننده تصور عمق ايجاد كند و جنبه هائى از جهان سه بعدى اطراف در ذهن او منعكس شود تكنیک هاى زير را در نظر داشته باشيد:

فاصله: با باز كردن دريچه ی عدسى يا Aperture از عمق ميدان عكس كم كنيد. هم زمان، سوژه ی خود را در فاصله اى دورتر نسبت به دوربين قرار دهيد و بين سوژه و آنچه احاطه اش كرده فاصله ايجاد كنيد. دقت كنيد كه نقطه‌ی وضوح عكس روى سوژه باشد. اين كار موجب مى شود كه آنچه جلوى سوژه و پشت آن قرار دارد وضوحى كمتر و خودِ سوژه وضوح بيشتر داشته و عمق بيشترى به عكس بدهد.

در عكس زير عكاس با انتخاب محلى كه براى دوربين در نظر گرفته، ظرف غذا را بين خود و بچه هائى كه براى دريافت آن صف بسته اند قرار داده و با تمركز نقطه ی وضوح عكس بر صورت پسرى كه در حال دريافت غذاست، او را به صورت سوژه ی اصلى عكس نشان داده است.

در عكس زير صورت زنى كه در ميانه ی عكس قرار گرفته مركز توجه عكاس است. با قراردادن نقطه ی وضوح عكس بر صورت او و باز كردن عدسى دوربين، دست هائى كه در جلوی عكس ديده مى شوند و از وضوح كمترى برخوردارند، چشم بيننده را متوجه صورت زن مى كنند.

پرسپكتيو: قراردادن آدم ها يا اشيا به صورتى كه نزديک ترين آنها به دوربين در يک سوى كادر عكس واقع شده و دورترين آنها در سوى ديگر كادر واقع شود و بقيه در يک خط افقى بين اين دو قرار گيرند، در عكس ايجاد عمق مى كند.

نکته: در واقع اجزاى عكس به ترتيب در افق از ما دور مى شوند نه لزوما در یک خط افقى يا مستقيم. نكته مهم اينست كه اگر يكى از اجزاى عكس در گوشه اى از كادر نزدیک تر به ما واقع شود و ساير اجزاى عكس در افق از ما دور شوند، اين حالت براى بيننده ايجاد تصور عمق مى كند. براى نمونه بچه هاى زير آب در افق از ما دور مى شوند و همينطور ماشين هاى در حركت روى جاده يا قايقى كه به نسبت صخره در افق دورتر واقع شده است.

سايه و روشن: اگر سوژه ی عكس خود را در سايه روشن قرار دهيد به صورتى كه زمينه ی پشت آن تاريک باشد و نور از طرف مقابل كادر به آن بتابد، عكس عمق بيشترى پيدا مى كند.

لايه هاى نور: قرار دادن صفحاتى كه نور را از خود عبورمى دهند مثل پارچه، شيشه يا كاغذ نازک بين دوربين و سوژه، به عمق عكس اضافه مى كند و مى تواند در عكس حالت رمانتيكى ايجاد كند.

عكاسى منظره
ايجاد عمق در عكسى كه مناظرى از طبيعت را نشان مى دهد به دقت عكاس احتياج دارد. چالش عكاس اين ‌است كه مناظر طبيعت را كه از عمق بسيار برخوردارند به صحنه ى بى عمق عكس منتقل كند.

يكى از ساده ترين راه ها، استفاده از پرسپكتيو خطى است. يعنى استفاده از خطوطى كه در عكس تصور عمق ايجاد مى كنند. خطوط در عكس چشم بيننده را مسحور خود كرده آن را با خود به نقطه بعدى مى برند. اگر جاده اى را در كادر عكس جا دهيم كه از جائى نزديک به دوربين شروع شده به طرف دوردست ادامه پيدا كند، چشم بيننده ی عكس هم به دنبال جاده متوجه دوردست مى شود.

در عكس زير جاده اولين عنصر‌ی است كه تصور عمق ايجاد مى كند. خطوط دو طرف جاده هم به اين تصور كمک مى كنند. اتومبيل هائى كه اندازه شان با دور شدن از ما كوچک مى شوند اين تصور را كامل مى كنند.

پرسپكتيو هوائى: اگر در مقابل منظره اى بايستيم كه در افق اش كوه و تپه قرار گرفته باشد مى بينيم كه درخت ها و تپه هائى كه به ما نزديک هستند پررنگ تر و تيره تر و آنچه در دوردست تر واقع شده، به نسبت فاصله، كم رنگ تر به نظر مى آيد.

حضور مه يا غبار در هوا كه در ساعات اوليه‌ی طلوع آفتاب و هنگام غروب بيشتر مى شود به اين محو شدن كمک مى كند. استفاده از اين محو تدريجى رنگ مى تواند در عكس هائى كه از مناظر هوائى گرفته مى شوند تصور عمق ايجاد كند.

تغيير اندازه: اشيائى كه به ما نزديک هستند بزرگ تر از آنهائى به نظر مى آيند كه در فاصله ی بيشترى از ما قرار دارند. اگر دوربين را جائى قرار دهيم كه قسمت هائى از آنچه سوژه ی ماست به تدريج از ما دور شود، چشم با اينكه مى داند اندازه ی همه ی آنها يكی است، آنها را كه كوچک تر به نظر مى آيند، دورتر تصور مى كند.

تقسيم بندى در كادر: آنچه در بالاى كادر عكس قرار مى گيرد به نظر بيننده دورتر از چيزی‌ست كه در پائين آن قرار دارد. اين تنها یک خطاى باصره است كه آنچه در كادر بالاتر است را نزديک تر به خط افق و در نتيجه دورتر تصور مى كند. از اين خطا اما مى توان براى ايجاد عمق در عكس استفاده كرد.

راه ديگرى كه براى ايجاد اين تصور در كادر عكس وجود دارد پائين آوردن سر دوربين است كه موجب ايجاد فضاى بيشترى در جلوى سوژه مى شود.

در عكس زير، متمايل شدن زاويه ی دوربين به طرف پائين، موجب شده قايق بادى نزديک تر به افق و همچنين فاصله ی افق و ساحل طولانى تر به نظر آيد.

به خاطر داشته باشيم كه همه ی عكس ها احتياج به عمق ندارند اما رعايت نكات بالا به ما كمک مى كند بتوانيم در صورت لزوم در عكس تصور عمق ايجاد كنيم.

 

منبع:درسنامه



 
موقع گرفتن عكس بيشتر حواس ما به سوژه است و ممكن است از توجه به پس زمينه یا Background عكس غافل شويم در حالیكه پس زمينه نقش مهمى در بيان عكس ايفا مى كند. اولين قدم در ايجاد پس زمينه مناسب در عكس توجه به آن است.

پس زمينه در عكاسى، مثل بوم يا كاغذ در نقاشى، خود بخشى از تصوير است و عناصر تصوير روى آن قرار مى گيرند. اگر اين پس زمينه شلوغ باشد بيننده متوجه موضوع عكس نخواهد شد. شلوغى پشت عکس را در زبان عکاسی می‌شود به هياهويی تشبيه کرد که مانع رسيدن صدای ما به گوش مخاطب شود.

پس زمينه آرام و مناسب موجب مى شود نگاه بيننده به سرعت متوجه ی سوژه ی عكس شود. در عكس زير، عكاس با استفاده از زاويه ى سر بالا براى دوربين، شلوغى شهر و ساختمان هاى اطراف را حذف كرده تا بر زمينه ی آرام آسمان، نقش آتش بازى و فرم برج ايفل تنها عناصر عكس باشند.

اما سوژه ی مورد نظر ما هميشه در جاى مناسبى قرار ندارد و براى ايجاد پس زمينه بهتر، گاهى لازم است عكاس تغييراتى ايجاد كند.

براى تغيير پس زمينه موقع عكس گرفتن راهنمائى هاى زير مى توانند مفيد باشند:

  1. سوژه ی عكس را به جاى ديگرى ببريد كه امكان استفاده از پس زمينه ی بهترى را به شما بدهد.
  2. جای دوربين را تغيير دهيد. از پنجره ی دوربين به سوژه ی عكس نگاه كنيد و آرام در اطرافش بچرخيد. سعى كنيد از زاويه هاى متعدد به سوژه نگاه كنيد. خواهيد ديد كه با حركت دوربين پس زمينه تغييرمى كند. با نزديک يا دور شدن به موضوع مى توانيد آنچه را در عكس مى آيد كنترل كنيد.
  3. تغيير زاويه ی دوربين مى تواند آنچه را در پشت سوژه ديده مى شود تغيير دهد. اگر شخصى در اتاق شلوغى ايستاده، مى توانيد با بالا بردن دوربين و گرفتن عكس از بالا يا پائين آوردن آن و گرفتن عكس از زير، اشخاص ديگر را از كادر عكس حذف كنيد.
  4. با نزديک شدن به سوژه يا زوم كردن عدسى به طرف آن مى توانيد آنچه پس زمينه را شلوغ كرده از عكس حذف كنيد و كادر عكس را با سوژه ی مورد نظر پر كنيد.
  5. اگر امكان تغيير جاى دوربين يا جاى سوژه را نداريد، با استفاده از عدسى هائى كه عمق ميدان كمى ايجاد مى كنند، وضوح عكس را بر سوژه متمركز كرده و آنچه در پس زمينه است را از وضوح خارج كنيد.

عدسى هائى كه زاويه ی بسته تر دارند يا زاويه ی آنها متغيير است (زوم) براى اين كار موثرند. عمق كمى كه اين عدسى ها در عكس ايجاد مى كنند موجب مى شود زمينه ی عكس كاملاً غيرواضح و آرام شود.

اگر امكان تغيير عدسى را نداريد مى توانيد با باز كردن دريچه ی عدسى كه به آن Aperture گفته مى شود از عمق ميدان عكس خود كم كنيد. متوجه باشيد كه اندازه ی اين دريچه نسبت معكوسى با سرعتِ گرفتن عكس يعنى Shutter Speed دارد. هر چه دريچه بازتر باشد سرعت بيشتر و هر چه دريچه تنگ تر، سرعت كمتر.

گاهى هم پس زمينه ی عكس خود موضوع عكس است. در اين صورت بايد هوشمندانه از آن در كمپوزيسيون استفاده كرد. عناصر عكس را چنان بچينيد كه اهميت پس زمينه نمايان باشد. درعكس زير زنى در رودخانه گنگ در هندوستان به دعا مشغول است. به دليل اهميت رودخانه كه زن را احاطه كرده، عكاس از بالا عكس را گرفته تا رودخانه سطح عكس را پر كند و بخش عمده اى از فضاى تصوير به آن اختصاص داده شود.

تعيين اينكه پس زمينه عكس شما چه باشد در داخل يك استوديوى عكاسى بسيار آسان تر است. پرده ی بلندى كه در استوديوهاى عكاسى از سقف آويزان شده و به عكاس امكان استفاده از رنگ ها و نقش هاى مختلف را براى پس زمينه مى دهد از لوازم اوليه ی استوديو است. شما هم می توانيد با همراه بردن پارچه يا كاغذى كه به اندازه ی كافى بزرگ باشد به محل عكسبردارى و آويزان كردن آن پشت سر سوژه، پس زمينه ی بهترى براى عكس هايتان ايجاد كنيد.

براى به كار بردن هر يک از راهنمائى هاى بالا، لازم است ابتدا ذهن عكاس به اهميت پس زمينه ی عكس حساس شود. براى تمرين اين حساسيت، از سوژه ی مشابهى ده عكس با پس زمينه هاى متفاوت، زاويه هاى متفاوت دوربين و فاصله هاى متفاوت با دوربين بگيريد. انتخاب كنيد كدام عكس بهترين پس زمينه را دارد.

 

منبع:درسنامه



 
وضوح يا فوكوس از عناصر مهم زبان تصويرى و نقطه ی تاكيد عكس است. عكاس با واضح نشان دادن بخشى از عكس به بيننده مى گوید «به اينجا نگاه كن!».

گاهى همه ی سطح يک عكس واضح است و عناصرش كم و بيش از اهميت يکسانى برخوردار هستند. بعضى اوقات اين اهميت در بخشى از موضوع متمركز مى شود. اين عكاس است كه با استفاده از وضوح تعيين مى كند چه چيزى در عكس مهم تر است. در عكس زير اين واضح بودن دهان و چشم راست قورباغه است كه نظر ما را به خود مى كشد.

براى گرفتن اين عكس عكاس نقطه فوكوس دوربين را روى دهان و چشم قورباغه قرار داده. در نتيجه، آنچه نزديک به منطقه ی وضوح عكس بوده از وضوح نسبى برخوردار شده و آنچه در جلو يا پشت آن قرار داشته از وضوح خارج شده است.

تغيير نقطه ی وضوح معناى عكس را هم تغيير می دهد. در عكس زير كه از يک موضوع و يک زاويه گرفته شده مى بينيم كه در عكس اول مرد، به دليل واضح بودن، موضوع اصلى عكس نيز هست در حالیكه در عكس دوم اين درخت ها و علائم روى آنها هستند كه توجه ر اجلب مى كنند.

نكته ی قابل توجه ديگر تغيير عمق عكس در دو نمونه‌ی بالاست. در عكس دوم عمق بيشترى وجود دارد زيرا عكاس نقطه ی وضوح عكس را بر بخش دورترى از موضوع قرار داده. اين فوكوس بر دور دست موجب عمق و وضوح بيشترى در عكس مى شود. عكس اول عمقش كمتر است زيرا فوكوس دوربين بر بخش نزديک تر و كوچک ترى از موضوع متمركز شده است.

حالا كه متوجه ی نقش و اهميت نقطه ی وضوح در عكس شده ايم مى توانيم با تمرين ذهنمان را عادت دهيم كه موقع عكس گرفتن تعيين كند كدام بخش از عكس وضوح لازم دارد و دوربين را به طرف آن هدايت كند. مثلاً در پرتره اى از يك آدم، بيشتر اوقات چشم ها عناصر مهم عكس هستند و خوب است بيشترين وضوح را داشته باشند.

اگر عكاس سيستم فوكوس دوربين ديجيتال را هدايت نكند بيشتر اوقات دوربين به طور اتوماتيک بيشترين وضوح را متوجه وسط كادر عكس مى كند. اما اين نقطه لزوماً نقطه ی تاكيد ما در عكس نخواهد بود.

فوكوس اتوماتيک و دوربين هاى ديجيتال
هر چند دوربين هاى ديجيتال داراى قابليت فوكوس اتوماتيک هستند اما توانائى اين تشخيص را ندارند كه بدانند موضوع عكس چيست و عكاس كجا را واضح مى خواهد.

براى نتيجه ی دلخواه لازم است دوربين را هدايت كنيم. سه توصيه در اين مورد كمک مى كند:

  1. دوربين ديجيتال از قابليت هاى بسيارى برخوردار است اما براى به كار گرفتن اين قابليت ها به يكى دو ثانيه فرصت احتياج دارد. موقع عكس گرفتن لازم است اول دكمه ی عكس بردارى را تا نيمه فشار دهيم و چند لحظه صبر كنيم تا دوربين آنچه در مقابلش قرار گرفته را ارزيابى كند.
    در درس ٣ از اين روش براى احتساب نور سوژه استفاده كرديم. اين فرصت همچنين به دوربين اجازه مى دهد با احتساب فاصله با سوژه، ميزان وضوح آن را تعيين كند.
  2. در بسيارى از دوربين هاى ديجيتال نقطه ی وضوح در وسط كادر دوربين قرار دارد. اما اگر سوژه ی مورد نظر ما در وسط عكس واقع نباشد مى توانيم با دو عمل ساده دوربين را فريب دهيم! اول آن بخش از موضوع عكس را كه مى خواهيم واضح باشد در وسط كادر دوربين مى گذاريم و و دكمه را تا نيمه فشار مى دهيم و نگه مى داريم. با اين كار دوربين سوژه ی ما را فوكوس كرده و ما در واقع فوكوس را قفل مى كنيم. بعد كادر عكس را تصحيح كرده، سوژه را در جاى دلخواه مى گذاريم و دكمه را كامل فشار مى دهيم. توجه كنيد كه موقع تصحيح كادر فاصله ی دوربين با سوژه نبايد تغيير كند.
  3. بعضى دوربين هاى ديجيتال اين امكان را فراهم مى كنند كه نقطه ی فوكوس متحرک باشد. با خواندن دفترچه ی راهنماى دوربين مى توانيد اين امكان را در برنامه ی دوربين انتخاب كنيد و موقع گرفتن عكس نقطه‌ی فوكوس را حركت دهيد تا روى سوژه ی مورد نظر شما قرار بگيرد.

با توجه به سه توصيه ی بالا متوجه مى شويم كه براى داشتن وضوح دلخواه در عكسى كه مى گيريم لازم است دوربين را هدايت كنيم تا قابليت هاى تكنيكى اش را در جهتى كه مورد نظر ما هست به كار برد.

توجه كنيد كه هر چه نور بيشترى روى سوژه عكس ما باشد، عمق ميدان وضوح در عكس بيشتر خواهد بود. عمق ميدان به فاصله ای در عكس گفته مى شود كه در آن چيزها از وضوح نسبى برخواردارند. نور كمتر موجب باز شدن دريچه ی عدسى و كم شدن عمق عكس مى شود.

در عكس بالا (روزنامه هاى تا شده) عمق ميدان بسيار كم است و به دو سه خط از روزنامه كه وضوح روى آن قرار گرفته محدود مى شود. اين محدوديت به كمک بيان تصويرى عكس مذكور آمده و آن را عكس موفق ترى مى كند. تصور كنيد اگر تمام روزنامه هاى حاضر در اين عكس واضح بودند چه عكس شلوغ و بى تمركزى مى شد.

از سوى ديگر، بعضى سوژه ها احتياج به ميدان وسيع ترى از وضوح دارند. براى ايجاد اين كيفيت، داشتن نور زياد به ما كمک مى كند. عامل موثر ديگر اين است كه عناصر عكس كمابيش در يک فاصله نسبت به دوربين قرار بگيرند تا همگى كمابيش واضح باشند.

براى گرفتن عكس واضح از سوژه اى كه در حال حركت است، مثل مسابقه هاى ورزشى، لازم است سرعت دوربين Shutter Speed را سريع تر كنيم. سرعت هاى بالاى ۱۲۵ ثانيه سرعت هاى مناسبى براى عكس بردارى از موضوعات متحرک هستند.

گاهى هم واضح نبودن خود تكنيكى براى بيان موضوع عكس است. در اين صورت با كم كردن سرعت دوربين موقع عكس گرفتن، كه موجب بازتر شدن دريچه ی عدسى دوربين مى شود، همه يا بخشى از عكس را از وضوح خارج مى كنيم. سرعت هاى زير يک شصتم ثانيه سرعت هاى مناسبى براى گرفتن عكس كم وضوح هستند.

براى تمرين كنترل وضوح مى توانيد سوژه اى را در نظر بگيريد و آن را در پنج عكس در نقاط مختلف كادر قرار دهيد و سعى كنيد در همه ی عكس ها وضوح روى سوژه ی شما متمركز باشد.

 

منبع:درسنامه



 
کمپوزيسيون يا همچينی زبانى ديدارى است كه در همه ی عرصه هاى هنر از نقاشى، معمارى و موسيقى تا سينما و عكاسى نقش مهمى داشته و دارد. زبان كمپوزيسيون در عکس به نظمى اشاره مى كند كه با آن عناصر عكس را كنار هم مى چينيم. اين نظم بيان كننده ی معناى تصوير ماست. اگر اين بيان زيبا و گويا باشد عكس ما هم مى تواند با بيننده چنين رابطه اى برقرار كند.

رابطه ی بين اجزای عکس، کمپوزيسيون عکس را می سازد. اين رابطه بايد چنان باشد که در عين گيرائى منظور ما را از گرفتن عکس به روشنی بيان کند. رعايت چند نكته به ما در ايجاد كمپوزيسيون زيبا و گويا كمک مى كند. اين نكات به تمرين احتياج دارند تا عادت ذهن شوند.

۱- ايجاد سادگى در كمپوزيسيون با حذف آنچه در عكس نالازم است و ايجاد شلوغى مى كند. نزديك شدن به موضوع به ايجاد اين سادگى كمک مى كند. نزديك شدن مى تواند با تغيير فاصله بين دوربين و موضوع عكس و يا از طريق زوم كردن ايجاد شود. نماى درشت صورت آدم ها چشم بيننده ی عكس را به خود مى كشد و بيننده با آن آسان ارتباط برقرار مى كند.

٢- مرکز عکس هميشه بهترين محل برای قرار دادن سوژه نيست. با حرکت دادن دوربين می توانيم بهترين جا را براى اين منظور پيدا کنيم. قاعده ی رايجى در كمپوزيسيون وجود دارد به اسم «قاعده ی يک سوم» يا "Rule of Third" كه در هنرهاى ديدارى مثل نقاشى و عكاسى كاربرد دارد. براساس این قاعده اگر با دو خط افقى عرض عكس را به سه قسمت مساوى تقسيم كنيم و با دو خط عمودى ارتفاع عكس را هم به سه قسمت تقسيم كنيم نقاطى كه اين خطوط يكديگر را قطع مى كنند بهترين محل براى قرار گرفتن عناصر اصلى عكس هستند.

٣- ايجاد تعادل در عكس. تعريف تعادل در عكس دشوار است اما همه ی ما عكس هائى را ديده ايم كه تراكم موضوع در بخشى از آنها زياد و بخش هاى ديگرشان خالى مانده. نگاهى به عناصر عكس پيش از آنكه دكمه ی دوربين را فشار دهيم به ما فرصت مى دهد تعادل عكس مان را بسنجيم.

تعادل به اين معنا نيست كه آنچه در عكس مهم است در سطح عكس پخش شود. منظور بيشتر اين است كه به بيننده چيزى براى مقايسه و درک بهتر موضوع ارائه كنيم. مثلاً اگر همه ی آنچه مهم است در يک طرف عكس واقع شده، مى توانيم با قراردادن عنصر كم اهميت ترى در طرف ديگر، تعادل بيشترى در عكس ايجاد كنيم.

اگر وضوح، رنگ، نور و فرم همه در يک طرف عكس قرار گرفته اند، مى شود در طرف ديگر از رنگ و نور مقابل يا مكمل آن استفاده كرد يا چيز كم وضوح ترى قرار داد تا بيننده با مقايسه اين دو، موضوع عكس را بهتر درک كند.

۴- توجه داشته باشيد كه گذاشتن فضاى خالى در جلوى عناصر متحرک به انتقال حس حركت به بيننده كمک مى كند. همچنين قرار دادن شئ ساكنى در كنار آنچه در حال حركت است درک بهترى از حركت را به بيننده منتقل مى كند.

۵- ايجاد عمق در عكس. قرار گرفتن عناصر عكس در فواصل مختلف نسبت به دوربين، عكس ما را گيراتر و در آن ايجاد
عمق مى كند. عكسى كه همه ی عناصر آن در يك فاصله نباشند ديناميسم بيشترى دارد. عمق به عكس بعد مى دهد و به بيننده درك بهترى از فضائى كه موضوع در آن واقع شده است. اگر در عكسى كه از يک منظره يا ساختمانى مى گيريم آدمى در قسمت جلوى عكس قرار گرفته باشد بيننده درک بهترى از ابعاد آن پيدا مى كند.

۶- به خطوط داخل عكس توجه كنيد. خط هاى داخل عكس شما (خط افق، خطوط ساختمان، خطوط ديوار و غيره) مى توانند توجه ی بيننده را به موضوع عكس جلب كنند. قرار دادن موضوع در داخل خطوط عمودى و افقى كه نوعى كادر در داخل كادر عكس ايجاد مى كنند، ايجاد حس ايستائى و خطوط زاويه دار ايجاد حس حركت مى كنند. خط هاى افقى و عمودى، مثل خط افق، بهتر است در وسط عكس قرار نگيرند.

منظور از توصيه هاى بالا ايجاد زيبائى و تعادل در عكس و روانى در بيان آنست. اگر رعايت نكردن يكى يا همه اين نكات به قدرت عكس شما كمک مى كند حتماً اين كار را بكنيد. اما دانستن اين نكات براى درك بهترى از كمپوزيسيون لازم است.

براى تمرين در ايجاد كمپوزيسيون بهتر، دوربين عكاسى را بدون اينكه عكسى بگيريد در فضا حركت داده و به صفحه ی نمايش آن نگاه كنيد. خواهيد ديد كه براى نشان دادن هر سوژه ی ساده چندين كمپوزيسيون وجود دارد و هر يک از آنها معنى عكس شما را تغيير مى دهد. از سوژه ی مشابهى چندين عكس با كمپوزيسيون هاى مختلف بگيريد و با كنار هم چيدن آنها به معنى هر كدام توجه كنيد.

تمرين زياد در ايجاد كمپوزيسيون بهتر به ذهن شما اين توانائى را مى دهد كه در مقابل سوژه هاى متحرک بتواند با سرعت تصميم بگيرد و بهترين كمپوزيسيون را ايجاد كند.

 

منبع:درسنامه



 
عكاسى يا «فتوگرافى» از دو كلمه ی «فتو» به معناى نور و «گرافى» به معناى نوشتن يا ثبت كردن ساخته شده است. با گرفتن هر عكس در واقع عكاس صحنه اى را به نور ثبت مى كند. اگر نور نباشد عكس هم وجود ندارد. هر عكسى حاصل تابيدن نور به چيزى، منعكس شدن از آن، رد شدن اين شعاع هاى نور از دريچه ی دوربين و ثبت آن است.

اين قاعده شامل هر دو عكاسى ديجيتال و آنالوگ مى شود. تفاوتش اين است كه در عكاسى ديجيتال اطلاعات مربوط به كيفيت نور از طريق صفحه ی حساس داخل دوربين يا CCD و به زبان ارقام و در عكاسى آنالوگ با فعل و انفعالات شيميائى ذرات نقره بر روى فيلم ثبت مى شود.

توجه كردن به مفهوم «نوشتن با نور» كه نقطه ی شروع عكاسى و در حقيقت فكرى بوده كه بر مبنايش اين ابزار هنرى اختراع شده، مهم است. به اين دليل كه اگر به عكاسى به صورت ابزارى براى ثبت نور فكر كنيم، عكس هاى بهترى مى گيريم، همانطور كه وقتى به نقاشى فكر مى کنيم، توانائى هاى قلم مو و رنگ به ذهن مى آيد و به شعر كه فكر مى كنيم، كلمات.

حالا كه به اهميت نور در عكس پى برديم به ارزش اندازه گيرى صحيح آن هم پى مى بريم. براى برداشتن هر عكس مى توانيم از دو طريق نور را كنترل كنيم:

  1. بيرون از دوربين: كيفيت نورتابيده بر سوژه
  2. داخل دوربين: قطر دهانه ی عدسى و زمان باز ماندن آن

كنترل نورى كه بر سوژه مى تابد
به سوژه اى كه مى خواهيد از آن عكس بگيريد نگاه كنيد. منبع نورى كه بر آن تابيده چيست؟ اين نور چه رنگى دارد؟ جهت تابش آن چيست؟ آيا مقدار اين نور براى عكس بردارى كافى است؟

منبع نور كيفيت نور را تعيين مى كند. نور طبيعى (آفتاب) قوى تر و رنگ آن هم زردتر و گرم تر است. نورهاى داخل خانه اكثراً ضعيف هستند چون چشم ما از حساسيت بسيار بالاترى نسبت به دوربين عكاسى برخوردار است. چراغ هائى كه براى عكاسى ساخته شده اند اكثراً پر قدرت هستند و نور سردى دارند كه بيشتر به آبى مى‌زند.

معمول آن است كه نور به اندازه اى باشد كه هم روشنائى هاى عكس و هم سايه هاى آن از جزئيات برخوردار باشند. نه آنقدر زياد كه آنچه روشن است به اصطلاح «بسوزد» و جزئياتش معلوم نشود و نه آنقدر كم كه آنچه در سايه قرار دارد يكپارچه سياه به نظر آيد.

به همين دليل روزهاى آفتابى براى عكاسى در هواى آزاد مناسب نيستند چون نور پر قدرت آفتاب ايجاد سايه روشن هاى شديدى در عكس مى كند. در عوض، آسمانى كه ابر نازكى آن را پوشانده، نور ملايم تر و یکدست ترى مى تاباند كه براى عكس مناسب تر است. صبح زود و عصر پيش از غروب آفتاب زمان بهترى براى عكاسى در روزهاى آفتابى است.

توجه داشته باشيد كه آفتاب حتى الامكان بايد پشت شما واقع شده باشد و نور آن بر سوژه بتابد نه روبروى شما و مستقيم به دوربين شما.

بهترين نور براى عكاسى نور غيرمستقيم است. نورى كه از منبع خود مستقيم به سوژه نتابد بلكه از جائى منعكس شود. به همين خاطر در استوديوهاى عكاسى چترهاى براقى جلوى نورافكن ها مى گذراند تا نور به داخل آن بتابد و سطح براق داخل چتر نور ملايم شده را به طرف سوژه منعكس كند.

قرار دادن پرده اى نازک و سفيد جلوى پنجره اى كه نور شديد آفتاب را به درون مى آورد، نور را ملايم مى كند. اگر در شرايطى عكس مى گيريد كه بايد از نور فلاش استفاده كنيد، مى توانيد براى ملايم تر شدن نور با پارچه ی نازكى روى فلاش را بپوشانيد. نور فلاش را هم مى شود بر صفحه ی سفيدى كه روى آن قرار مى گيرد تاباند و از آن بر سوژه منعكس كرد. اين صفحه و پايه ی آن در فروشگاه هاى عكاسى به فروش مى رسد.

منابع نورى مختلف را مى توان در هم آميخت تا مشكلات يكديگر را كم كنند. مثلاً اگر نور آفتاب كه از پنجره مى تابد همه ی اتاق را روشن نمى كند، مى توان از نور مصنوعى براى روشن تر شدن سايه ها استفاده كرد.

به خاطر داشته باشيد كه نور فلاش به دليل كيفيت و طرز عملش بيشترين مشكلات را در عكس ايجاد مى كند. تا آنجا كه ممكن است از فلاش استفاده نكنيد. در همه ی اين حالات توجه كنيد كه نور بايد بر سوژه شما بتابد نه بر دوربين شما. براى اندازه گيرى آن هم بايد نورى را كه از سوژه به طرف دوربين منعكس شده اندازه گيرى كنيد.

كنترل نورى كه داخل دوربين مى شود
نور از دريچه ی وسط عدسى وارد دوربين عكاسى مى شود. در انگليسى به اين دريچه Aperture مى گويند. در بيشتر دوربين هاى عكاسى اندازه ی باز شدن اين دريچه و زمان باز ماندن آن را مى توان كنترل كرد. به اين زمان Shutter Speed مى گويند. اين كنترل مى تواند به انتخاب عكاس باشد و يا اتوماتیک، يعنى به محاسبه ی سيستم اندازه گيرى داخل دوربين.

اندازه ی دريچه ی عدسى و زمان باز ماندن آن با هم نسبت معكوس دارند. هر چه نورى كه بر سوژه مى تابد بيشتر باشد، لازم است اندازه ی دريچه ی عدسى كوچك تر شود و يا زمان باز ماندن آن كوتاه تر گردد. هر چه اين نور كمتر باشد، اندازه ی دريچه يا زمان باز ماندن آن اضافه مى شود.

براى اين معادله مى شود آن را به چشم هاى گربه تشبيه كرد. هر چه نور اطراف بيشتر باشد عدسى چشم گربه باریک تر و خطى تر مى شود، هر چه نور كمتر، عدسى بازتر و دايره شكل تر.

دوربين هاى ديجيتال هر روز كامل تر و پيشرفته تر مى شوند و قابليت اندازه گيرى دقيق نور و انتخاب اندازه ی صحيح دريچه ی عدسى و زمان باز ماندن آن در آنها بيشتر. به همين دليل عكاس ها اكثراً اين اندازه گيرى را به دوربين مى سپارند، اما، دوربين هر چه هم پيشرفته باشد به هدايت عكاس احتياج دارد. حتی زمانى كه از تنظيم دوربين استفاده مى كنيد، لازم است نكات زير را رعايت كنيد:

  1. توجه دوربين هاى اتوماتیک و ديجيتال بر بخشی از سوژه است كه در وسط صفحه ی نمايش قرار گرفته. آنها نورى را كه به اين منطقه تابيده محاسبه كرده و بر مبناى آن اندازه ی دريچه و زمان باز ماندن آنرا تعيين مى كنند.
  2. با فشار دادن دكمه ی عكسبردارى كه به آن Shutter مى گويند تا نيمه و نگاه داشتن آن در همان وضع، دوربين فرصت پيدا مى‌كند تا مقدار نورى را كه در وسط عكس وجود دارد تخمين زده و بر آن مبنا اندازه ی دريچه ی عدسى و زمان بازماندن آن را تعيين كند.
  3. وقتى دوربين خود را به طرف سوژه ی عكس نشانه مى گيريد، توجه داشته باشيد كه آن بخشى از سوژه كه مهم است بايد در وسط دايره ی صفحه ی نمايش قرار بگيرد. مثلاً اگر مهم است كه صورت شخص در يك پرتره از نور دقيق برخوردار باشد لازم است صورت را در وسط صفحه ی نمايش قرار دهيد.
  4. اگر نمى خواهيد سوژه در وسط كادر عكس قرار گيرد، همچنان لازم است ابتدا آنرا در وسط كادر قرار دهيد تا دوربين نور و فاصله ی آن را بخواند و در حالى كه انگشت شما هنوز دكمه ی عكس بردارى را در نيمه ی راه نگاه داشته، مى توانيد كمى در كادربندى عكس تغيير ايجاد كرده و دكمه را اين بار تا آخر فشار دهيد و عكس خود را ثبت كنيد.

براى دوره كردن آنچه در بالا آمده، مراحل گرفتن عكس را در زير فهرست مى كنيم:

  1. تعيين كادر عكس
  2. فشار دكمه تا نيمه ی راه و نگاه داشتن آن
  3. دادن فرصتى يكى دو ثانيه اى به دوربين براى خواندن نور سوژه
  4. اصلاح كادر عكس و فشار دادن دكمه تا انتها

توجه كنيد كه مراحل بالا براى وضوح عكس هم استفاده مى شود. به اين وضوح كه در انگليسى به آن Automatic Focus می گويند در بخش «وضوح در عكس» مشروحاً مى پردازيم.

 

منبع:درسنامه



 
انتخاب موضوع عكس
چه عكس شخصى مى گيريم چه براى يك گزارش مصور عكاسى مى كنيم انتخاب موضوع يا سوژه ی جالب قدم اول در برداشتن هر عكس است. موضوع عكس ما بستگى دارد به سليقه ی ما و اطلاعاتى كه براى گزارش ما لازم است.

عكاسى براى گزارشگرى چندرسانه اى بيشتر نوعى عكاسى روايتگر است. به همين دليل معمولاً به مجموعه اى از عكس احتياج داريم كه هر يك جنبه اى از داستان و در مجموع كل داستان را بيان كنند. همچنان كه كل گزارش ما يك موضوع خاص دارد، تک تک عكس ها هم براى خودشان موضوعى دارند كه در كنار هم داستان گزارش را بيان مى كنند.

تقسيم داستان به بخش هاى مختلف، يادداشت برداشتن از قبل و اطمينان از اينكه در آخر كار از آنچه لازم است عكس داريم مراحل مختلف كار را تشكيل مى دهد.

در اين نوع عكاسى سعى مى كنيم هر عكس از نظر كمپوزيسيون و بيان موضوع و ساير جوانب تكنيكى كامل باشد. زيبائى و كمال تک تک عكس ها در يك گزارش موجب زيبائى و كمال كل گزارش مى شود.

در اين نوع گزارش، هر سوژه اى را بايد چنان نشان داد كه بيننده همچنان كه تصورى كلى از شكل آن و رابطه اش با فضاى اطرافش پيدا مى كند، جزئيات موضوع را هم ببيند.

براى تمرين اين نوع عكاسى مى توانيم داستان كوتاه و ساده اى را در نظر بگيريم و بعد سعى كنيم بدون استفاده از كلام و تنها از طريق عكس آن را بيان كنيم. داستان را در ذهن تان به قسمت هاى كوتاه تقسيم كنيد و هر قسمت را با يک يا چند عكس پوشش دهيد. عكس هايتان را به ترتيب لازم پشت هم بچينيد و به اطرافيان تان نشان دهيد و از آنها بپرسيد از مجموع آنها چه مى فهمند.

براى اينكه عكس هاى شما داستان را به بيننده منتقل كنند، لازم است نكات زير در مجموعه عكس هاى شما بيان شده باشد:

  1. نماى كلى محلى كه موضوع داستان در آن جاى دارد.
  2. رابطه ی موضوع با محل
  3. جنبه هاى مختلف موضوع از زاويه هاى متفاوت

براى نمونه به گزارشى درباره ی انار با نام «دانه هاى بهشتى» كه بر روى سايت جديدآنلاين منتشر شده توجه كنيد. در اين گزارش زيبا گزارشگر كار را با نمائى عمومى از شهر تفت در نزديكى يزد شروع مى كند كه گزارش درباره ی آن است. در چند عكس بعدى نماها نزديک تر و درشت تر مى شوند تا اينكه به نماى درشتى از دانه هاى انار مى رسيم. با اين كار گزارشگر محل را براى بيننده تعريف كرده و او را قدم به قدم به سوژه اصلى نزديک مى كند.

بيان در عكس
موضوع عكس هر چه باشد چالش عكاس در اين است كه بتواند بيننده را هم به اندازه ی خودش به آن جلب كند.

اگر بتوانيم موضوعى را كه توجه ما را جلب كرده به روشنى در عكس بگنجانيم، بيننده مفهوم عكس ما را خواهد فهميد، اما، اين كار آسانى نيست. همه ی ما عكس هاى بى هدف، شلوغ و گنگ زياد ديده و گرفته ايم. بيشتر اين عكس ها موضوعات متعددى در خود دارند بدون اينكه بر هيچكدام آنها تاكيد كنند.

بيان عكس به قواعد متعدد زيبائى شناسانه و تكنيكى بستگى دارد. مهمترين اين نكات عبارتند از:

  1. كادربندى عكس
  2. نقش و كيفيت نور در عكس
  3. كمپوزيسيون يا هم چينى اجزاى عكس
  4. وضوح در عكس
  5. پس زمينه ی عكس
  6. عمق در عكس

كادر بندى عكس
اين انتخاب که چه چيزهايی را در عکس جا دهيم و چه چيزهايی را حذف کنيم يکی از مهمترين عوامل در موفقيت عکس است.

صفحه ی نمايش مستطيل شكل دوربين، کادر عکس ما را تشکيل می دهد. پيش از برداشتن عکس، با نگاهی به آنچه در اين کادر قرار گرفته، می توانيم آنچه را برای بيان عکس لازم است حفظ و آنچه را اضافی است حذف کنيم.

اكثراً پاى آدم ها از عكس هاى تمام قد يا گروهى حذف مى شود و اين به تعادل عكس لطمه مى زند. گاهى هم ماشينى يا عابرى در گوشه عكس مى آيد كه اين هم تمركز عكس را مغشوش مى كند.

تصميم گرفتن در باره ی اينكه چه چيزى در عكس گنجانده و چه چیزی از آن حذف شود، بستگى كامل به موضوع عكس دارد. آنچه به بيان موضوع مربوط است و كمک مى كند بايد در عكس باشد. آنچه به موضوع مربوط نيست هم بايد حذف شود. اين كار به روشنى بيان عكس كمک مى كند.

پيش از گرفتن هر عکس از خود بپرسيم چه چيزی ما را به موضوع مورد نظرمان جلب کرده و سعی کنيم همان را به روشنی در عکسی که می گيريم نشان دهيم.

به عنوان مثال اگر در ازدحام بازار ماهى، گردش دو ماهى در ظرف آبى كه نور در آن منعكس شده نظر ما را به خودش جلب مى كند، عكسى كه ما مى گيريم هم بايد همين زيبائى و تمركز را عرضه كند. توجه كنيد كه چشم ما به كمک ذهن مان در يک محل پر ازدحام تنها گردش اين دو ماهى را زير نور ديده است. براى اينكه عكس ما هم همين تمركز را داشته باشد لازم است آنچه مستقيماً به سوژه ی ما مربوط نيست را از آن حذف كنيم و همه ی آنچه مربوط هست را در عكس بگنجانيم.

عكس زير نمونه اى از روشنى بيان يک عكس است. مشكل است كسى اين عكس را ببيند و محتواى آن را درک نكند.

فاصله و زاويه ی مناسب
براى ايجاد بيان روشن در عكس اولين قدم پيدا كردن فاصله و زاويه ی مناسب است. بيشتر عكاس هاى تازه كار جرأت نزديک شدن به موضوع را، به خصوص اگر زنده باشد، ندارند. اين فاصله عكاس با سوژه اش در عكس ايجاد فضاى خالى و بى فايده اى مى كند كه سوژه را كم اهميت جلوه مى دهد و جزئياتش مبهم به نظر مى آيند.

به سوژه عكس آنقدر نزديک شويد كه آنچه احاطه اش كرده و در عكس لازم نيست، حذف شود. اين كار را با زوم كردن عدسى دوربين هم مى شود كرد اما توجه كنيد كه زوم كردن هم از وضوح عكس مى كاهد و هم از عمق آن.

بيشتر دوربين هاى ديجيتال سبک و كوچک هستند. حركت دادن آنها در فضا، كار آسانى است. صفحه ی نمايش آنها هم بزرگ است و احتياجى نيست كه حتماً دوربين جلوى صورت ما واقع شود. دوربين را با دستتان در اطراف سوژه حركت بدهيد و از زواياى مختلف به سوژه نگاه كنيد. هر زاويه اى چيزهائى را حذف و چيزهاى ديگرى را به كادر عكس شما اضافه مى كند. اين جزئيات معناى عكس شما را تغيير مى دهند. در عكس ماهى ها، دوربين بالاى ظرف قرار گرفته كه زاويه ی معمولى براى چشم انسان نيست اما به عكس زيبائى و تمركز بخشيده است.

توصيه ی ١: گاهى دوربين را جلوى چشمتان نگه داريد و بدون عكس گرفتن تمرين كادربندى كنيد. با حركت دادن دوربين و عقب و جلو رفتن به تغييراتى كه در عكس پيش مى آيد توجه كنيد.

توصيه ی ٢: با تمرين كردن ذهن تان را عادت دهيد پيش از فشار دادن دكمه ی دوربين به چهار طرف كادر صفحه نمايش نگاهى بياندازيد و كادر عكس را تصحيح و كامل كنيد.

توصيه ی ٣: چند شئ را كنار هم بچينيد و سعى كنيد از آنها عكس بگيريد. به جاى نگاه كردن به اشياء، به صفحه ی نمايش دوربين نگاه كنيد و با جا به جا كردن اشياء بهترين نظم را براى نشان دادن آنها در كادر عكس ايجاد كنيد.

همچنين، به يک عکس اکتفا نکرده، با گرفتن عكس هاى متعدد از هر سوژه، زوايای متفاوتی را برای نشان دادن موضوع مورد نظرتان تجربه كنيد. اين کار به شما فرصت مى دهد بهترين عکس را انتخاب كنيد.

منبع:درسنامه



 
عكاسى زبان است. زبانى تصويرى كه واژگان، قواعد و دستورات خاص خودش را دارد. آشنائى با اين زبان و تبحر در استفاده از آن به شما اين امكان را مى‌دهد كه از طريق تصوير با بيننده عكس ارتباط برقرار كنيد. به همين دليل است كه مى‌گويند عكس خوب عكسى است كه در ذهن بيننده احساس يا فكرى ايجاد كند.

براى ايجاد فكر يا احساسى در ذهن بيننده لازم است ما حرف روشن و گيرائى براى گفتن در عكس مان داشته باشيم. جهان اطراف ما پر است از موضوعات جالب براى عكاسى. براى انتخاب یک موضوع از اين ميان بايد از ذهن خود کمک بگيريم.

پيش از گرفتن عكس، از خودمان بپرسيم موضوع آن چيست و چه جنبه هائى از موضوع را مى خواهيم پوشش دهيم. گاهى با قدم زدن در یک محل و نگاه كردن دقيق به اطراف مان مى توانيم سوژه هاى مهم و گيرائى براى عكس هايمان پيدا كنيم. گاهى هم مى خواهيم گزارشى مصور درباره ی موضوعى تهيه كنيم كه لازم است از جنبه هاى مختلف پوشش داده شود. در اين درس، هدف ما بيشتر نوع دوم عكاسى است يعنى عكاسى براى گزارشگرى يا بيان داستان.

به عنوان مثال فرض كنيم مى خواهيم گزارشى مصور از یک كلاس موسيقى كودكان تهيه كنيم. گزارش ما لازم است ساختمان مدرسه، كلاس موسيقى، معلم ها، شاگردها، سازها و نت هاى موسيقى را پوشش دهد. تمركز گزارش بر جثه ی بچه ها، رابطه ی آنها با ساز و با معلم خواهد بود.

در اين مرحله فهميده ايم كه موضوع گزارش ما و تاكيد آن بر چيست. حالا كه روشن شده حرفى كه براى گفتن داريم چيست، نوبت آنست كه فكر كنيم چكونه بايد آن را بيان كنيم كه روشن و گيرا باشد.

ايجاد عكس روشن و گيرا كار آسانى نيست. شبيه یک سخنرانى موفق است كه حضار هم متوجه منظور سخنران بشوند و هم تا آخر و با دقت به آن گوش بدهند و كسل نشوند. لازمه اش اينست كه از پيش ببينيم، آماده باشيم و با حضور ذهن كار كنيم.

یک بازبينى اوليه از محلى كه قرار است در آن عكس بگيريم به ما در انتخاب دوربين، عدسى و وسائل نورپردازى کمک مى كند. در مثال مدرسه موسيقى كودكان، با بازبينى محل مدرسه از جمله پى مى بريم كه كلاس موسيقى كوچک و كم نور است. براى عكاسى در محل كوچک لازم است از عدسى اى كه ميدان ديد وسيع داشته باشد استفاده كنيم. به اين عدسى ها در زبان انگليسى Wide Angle مى گويند. در بخش عدسى ها بيشتر در اين مورد توضيح خواهيم داد. با اين عدسى مى شود مطلب بيشترى را در عكس گنجاند. به موضوع عكس هم مى‌شود نزدیک تر شد.

كم نور بودن كلاس هم راه حل دارد. با توجه به اين نكته كه مى خواهيم تا آنجا كه مى شود از فلاش استفاده نكنيم، بهتر است یک روز آفتابى براى عكاسى برويم تا از نور طبيعى كه از پنجره كلاس به درون مى تابد بهره ببريم. بردن چراغ دستى پرنور كه بتواند در گوشه ی كلاس جاى بگيرد و با تابيدن به ديوار به ما نور غير مستقيم و ملايمى بدهد اقدام هوشمندانه اى خواهد بود. اين نور غير مستقيم سايه ها را در عكس ما ملايم تر خواهد كرد. یک سه پايه ی عكاسى سبک و کوچک هم هميشه به كار مى آيد.

اگر از دوربين ديجيتال استفاده مى كنيم لازم است:

  • باطرى هاى دوربين شارژ شده باشند.
  • كارت حافظه ی دوربين (Flash Card) پاک شده و جاى كافى براى تعداد زيادى عكس داشته باشد.
  • با برنامه ی كار دوربين آشنا باشيم و آن را براى شرايط خاص محل و نوع عكاسى اى كه در نظر داريم تنظيم كنيم.

وقتى با دوربين، وسيله ی نورپردازى و سه پايه به محل رسيديم خيلى زود اطراف ما شلوغ خواهد شد. براى اينكه چيزى از قلم نيافتد خوبست از پيش فهرستى تهيه كنيم از موضوع هائى كه بايد حتماً در گزارش از آن ها عكس داشته باشيم.

وقتى در مقابل كلاس مى ايستيم، ذهن ما به چشم هايمان دستور مى دهد چه چيزهایى را به دقت ببيند و از چه نكاتى سرسرى بگذرد. دوربين عكاسى اما چنين قدرتى ندارد و براى اينكه عكس هاى خوبى بگيرد محتاج ذهن عكاس است.

وقتى به صفحه ی دوربين عكاسى نگاه مى كنيد، مراقب باشيد تنها آنچه براى بيان موضوع لازم است در اين صفحه جاى گرفته و مطالب نالازم از آن حذف شوند. براى كنترل اينكه چه چيزى در كادر عكس شما جاى بگيرد و كدام حذف شود مى توانيد:

  • به سوژه‌ی عكس نزدیک يا از آن دور شويد.
  • جاى دوربين را عوض كنيد.
  • جاى سوژه عكس را تغيير بدهيد.
  • زاويه ديد دوربين را تغيير بدهيد.

صفحه ی دوربين را مى توانيم با بوم نقاشى مقايسه كنيم. همانطور كه نقاش مسئول اجراى نقاشى است و براى اضافه كردن هر عنصرى به اثر هنرى اش بايد فكر كند، عكاس هم بايد اجزاى عكس را با دقت انتخاب كند.

عكسى كه مطلبش را روشن و زيبا بيان كند همان عكسى است كه در ذهن بيننده ايجاد فكر يا حسى خواهد كرد.

براى تهيه گزارش كلاس موسیقی بچه ها ما به تصاوير زير احتياج خواهيم داشت:

  • نماهاى كلى از ساختمان مدرسه، كلاس ها از بيرون و نماهاى عمومى از كل فضا
  • نماهاى متوسط از معلم ها و شاگردها
  • نماهاى درشت از سازها
  • شاگردها در حال ساز زدن، خواندن يا بازى كردن
  • عكس هائى كه رابطه ی شاگردها را با هم و با معلم نشان دهند.

براى خلق هر یک از عكس هاى بالا لازم است به نكات زير توجه كنيم:

عكاسى براى گزارشگرى تصويرى يا چندرسانه اى از نظر زيبائى شناسى تفاوتى با عكاسى هاى ديگر ندارد. اما در اين نوع عكاسى از عكس بيشتر به صورت كلماتى كه در كنار هم داستانى را بازگو مى كنند استفاده مى شود در حالى كه در عكاسى هاى شخصی تر، عكس مى تواند پيام يا فكر عكاس را به تنهائى بيان كند. در عكاسى گزارشگر، هر عكسى وجهى از موضوع را گزارش مى كند و به بيننده اطلاعات تازه اى مى دهد.

در اين درس یک نماى كلى از كار عكاسى گزارشگر، نقش عكاس و بعضى نكات لازم براى ايجاد عكس خوب ارائه شد. در درس هاى آينده به نكاتى مى پردازيم كه مى توانند براى گرفتن عكس هاى بهتر به ما کمک كنند.

منبع:درسنامه



 
چهل سال پيش گی تاليز (Gay Talese) به همراه تام ولف (Tom Wolfe) و هانتر تامپسون (Hunter Thompson) جنبش روزنامه نگاری نوين را به راه انداختند که پيشنهاد می کرد گزارشگر بايد برای تهيه ی گزارش های غيرداستانی و حتی خبری هم با استفاده از تکنيک های داستان نويسی و غرق کردن خودش در اطلاعات مربوط به موضوع، اثری زنده، جذاب و در عين حال آگاهی دهنده بيافريند. مجموعه ی بزرگی از روزنامه نگاران در آمريکا و جاهای ديگر دنيا به اين جنبش علاقمند شدند و از اين سبک در کار روزنامه نگاری شان پيروی کردند. بعضی از داستان نويس های مشهور آمريکائی مثل نورمن ميلر و ترومن کاپوتی هم تجربه هائی در روزنامه نگاری به همين سبک انجام دادند.

رابرت بوينتون (Robert Boynton)، استاد دانشگاه نيويورک در رشته ی روزنامه نگاری، مجموعه ای از گفتگو‌ها با ۱۹ روزنامه نگار مشهور اين جنبش انجام داده که در سال ۲۰۰۵ با عنوان «روزنامه‌نگاریِ نوينِ نو» منتشر شد. يکی از اين مصاحبه ها با گی تاليز است و در بخشی از اين مصاحبه تاليز از انتخاب طرف های مصاحبه اش و نحوه ی مصاحبه کردن با آنها صحبت می کند. به عنوان نگاهی شايد متفاوت به موضوع مصاحبه و نشان دادن اين نکته که همه ی قواعدی که در اين درس ها عنوان می شوند فقط راهنمای کار هستند و قضاوت و عقل سليمِ روزنامه نگار، به دلائل موجه، هميشه می تواند از آنها عبور کند، بريده هائی از گفتگو با او را در اينجا نقل می کنيم:

رابرت بوينتون (ر.ب.): چطور تصميم می گيريد که با چه کسی مصاحبه کنيد؟
گی تاليز (گ.ت.): اول اش اصلاً مطمئن نيستم. فقط به جائی می روم که فکر می کنم داستانی در آنجاست. اگر داستان‌ درباره‌ی پل ورازانو است، وقتی من شروع می کنم هنوز چيزی ساخته نشده است. با مهندس اش شروع می کنم که فقط فکری درباره ی پل در سرش هست. مشغول حل و تعديل نيروهای تأثير‌گذار بر ساخت آن، از جمله قوس سطح زمين است. او در حال خلق يک نمايش است، کاری هنری و صحنه‌ی نمايشی که در طی زمان جريان خواهد داشت و هزاران بازيگر روی آن نقش بازی خواهند کرد. يا وقتی درباره ی نيويورک تايمز نوشتم ساختمان اين نشريه برايم صحنه ی نمايش بود. در شروع، من نمی دانم شخصيت ها کدام اند، داستان را نخوانده ام اما صحنه ی نمايش را می بينم. شخصيت ها را به تدريج با آمدن شان به صحنه می شناسم. وقتی زمان بيشتری در آنجا بمانم، شخصيت های بيشتری ظاهر می شوند. مثل اين است که من اول آنها را تخيل می کنم، و بعد، آنها به طرز اسرار‌آميزی به صحنه می آيند.

ر.ب.: آيا در مصاحبه مسير مشخصی را دنبال می کنيد؟
گ.ت.: هر چند من کار را از همراه کسی بودن شروع نمی کنم اما غايت خواسته ام رسيدن به چنان وضعی است. بايد با آدم ها آنقدر بمانم که شاهد تغيير عمده ای در زندگی آنها بشوم. می خواهم همراه آنها در زمان سفر کنم، که خودم را در موقعيتی بگذارم که آنچه آنها می بينند را ببينم. بعد خودم را در جلوی صحنه ی نمايش قرار بدهم.

ر.ب.: چطور مردم را راضی می کنيد که با شما حرف بزنند؟
گ.ت.: بعضی اوقات خيلی‌ زمان می برد. بايد خودم را بازاريابی کنم. اگر من استعدادی داشته باشم در باز کردن سرِ ارتباط است. علت اش هم اين است که واقعاً آدم ها برايم جالب اند و با آنها به احترام رفتار می کنم. هيچ وقت از آنها سوء استفاده نمی کنم. هيچ کسی وجود ندارد که من درباره اش چيزی- موافق يا مخالف- نوشته باشم و نتوانم دوباره ببينم اش.

ر.ب.: آيا از قبل ضوابطی برای تفکيک حرف های خصوصی از بخش قابل پخش مصاحبه تعيين می کنی؟
گ.ت.: من اين طور شروع نمی کنم؛ چون مصاحبه های من يک جلسه ای نيستند. کسی که با او مصاحبه می کنم بايد بفهمد که ما يک رابطه ی طولانی را با هم شروع می کنيم که هيچ چيزی لازم نيست انگ خصوصی و نه -برای- ضبط (off the record) داشته باشد. البته بعضی شرايط را من می پذيرم و به آنها متعهد هم می مانم. اما اگر به من بگويند فلان موضوع خارج از مطلب و غيرقابل پخش است از گفتگو صرف نظر می کنم. اصرار هم می کنم که همه ی نقل قول ها با اسم گوينده همراه باشد.

ر.ب.: سياست شما درباره ی استفاده از اسم مستعار چیست؟
گ.ت.: من نه فقط وحشت دارم از اين کار بلکه اصلاً کسی که در گزارش غيرداستانی از اسم های واقعی استفاده نکند برايم جالب نيست. اصلاً مهم نيست که درباره ی چه کسی می نويسيد. اگر مجله ای بخوانم و ببينم از اسم مستعار استفاده کرده مجله را زمين می گذارم.

ر.ب.: چطور مردم را قانع می کنيد که اين قدر اطلاعات به شما بدهند؟
گ.ت.: اولين کاری که می کنم اين است که به طرف گفتگويم توضيح بدهم چرا او برايم آنقدر مهم است. توضيح می دهم که چه چيزی درباره ی او برايم اهميت دارد، که هر چه هست، تا آن موقع بررسی نشده است. بايد قانع اش کنم آنچه من خواهم کرد ارزش انجام شدن دارد.

ر.ب.: هيچ وقت از طريق تلفن يا ايميل مصاحبه می کنی؟
گ.ت.: من ايميل ندارم. از تلفن برای قرار گذاشتن استفاده می کنم؛ اما مصاحبه هايم بايد حتماً رو در رو باشد. همه جا خودم می روم. من می خواهم افرادی را که مصاحبه می کنم ببينم و آنها هم مرا ببينند. همه‌‌ چيز به ديدن است.

ر.ب.: در جاهائی مثل چين، که زبان را بلد نيستی، چطور مصاحبه می کنی؟
گ.ت.: حصار زبانی واقعاً مسأله ای نيست. هر کجا باشی بيشتر چيزهائی که مردم می گويند واقعاً جالب نيست. چون حرفی که مردم می زنند الزاماً چيزی نيست که به آن اعتقاد دارند. و آنچه امروز به شما می گويند همانی نيست که وقتی شما را بهتر شناختند خواهند گفت. مصاحبه در شروع کار به کلی بی معناست. تمام کاری که من می خواهم بکنم اين است که آدم ها را در متن زندگی خودشان ببينم.

زبان حتا وقتی من در کشوری مصاحبه می کنم که زبان اش را بلدم چندان اهميتی ندارد. من در «فرانک سيناترا سرما خورده است.» نمی خواستم با او حرف بزنم. از تماشای او و عکس العمل ديگران به او بيشتر مطلب گرفتم تا اگر با او حرف می زدم. يا وقتی درباره ی سفر محمدعلی به کوبا در مجله ی اسکواير نوشتم با خود او اصلاً حرف نزده بودم، چون او نمی تواند خودش را به روشنی بيان کند. گزارشگری من بيشتر بصری است تا کلامی. گزارش من کمتر درباره ی گفتگو با افراد است و بيشتر به آنچه من آن را «هنر ظريف باهم بودن» می‌خوانم ارتباط دارد.

ر.ب.: چقدر به جای مصاحبه اهميت می دهی؟
گ.ت.: خيلی زياد. دوست دارم در محل کار آدم ها باشم. يا در جائی مصاحبه کنم که آنها با ديگران ارتباط دارند. مهم نيست با چه کسی: همسرش، دوست دخترش، يا يک رقاصه که با او ارتباط دارد. دوست دارم مکالمه ی ‌دوجانبه ای داشته‌ باشم. در عين حال به دوربين هم فکر می کنم: چه چيزی از نظر بصری کار خواهد کرد؟ دلم می خواهد در اطراف بچرخم و چيزی به مخاطب بدهم که نگاه کند. نمی خواهم فقط تعدادی کله‌ پشت هم بگذارم. دلم می خواهد گفتگو، برخورد و تعامل پيش بيايد.

 

منبع:درسنامه



 
بعضی ها مشتاق اند که با آنها مصاحبه بشود و بعضی ها از مصاحبه می گريزند. اين هر دو گروه می توانند مصاحبه ی شما را با مشکل مواجه کنند. سؤال اما اين است که شما در مصاحبه دنبال چه می گرديد. اگر گزارشگر با آمادگی و مطالعه ی قبلی در مصاحبه حاضر شود از بخش عمده ای از مشکلات پيشگيری خواهد شد.

آنها که به دنبال مصاحبه شدن هستند معمولاً انگيزه های شخصی برای اين کار دارند و تشخيص اين انگيزه ها به تحقيقات اوليه و مهارت های گزارشگر بستگی دارد. کسانی که از مصاحبه می گريزند هم اگر حتی در شرايطی مجبور به شرکت در مصاحبه ای بشوند معمولاً از دادن پاسخ های روشن و کامل طفره می روند و می کوشند با جمله های کوتاه و يک يا دو کلمه ای گفتگو را پايان دهند.

در مورد اين گروه اخير يکی از روش های مفيد ايجاد دوستی و فضای مناسب برای گفتگو و آرامش دادن به مصاحبه شونده است. معمولاً اگر مصاحبه را در جای خلوت تری انجام دهيد هم به مصاحبه شونده کمک خواهيد کرد، هم جلوی مداخله و اظهار‌نظرهای غير لازم حاضران و عابرها را می گيريد و هم اگر اطلاعات دست اولی در مصاحبه تان به دست آورديد قبل از انتشارش توسط خودتان، ديگران از آن استفاده نخواهند کرد.

اگر مصاحبه شونده به شما جواب های کوتاه و يکی دو‌کلمه ای می دهد بايد نوع سؤال خوتان را تغيير بدهيد و پرسشی مطرح کنيد که به ناچار جواب آن توضيحی و بيش از بله و نه باشد. گاهی در اين مواقع، يا اصولاً در هر مصاحبه ای، بد نيست ميزان اطلاع خودتان از موضوع را کاملاً بروز ندهيد. اگر مصاحبه شونده فکر کند که شما کمتر از او درباره ی موضوع مطلع هستيد با اطمينان خاطر بيشتری صحبت خواهد کرد. ايجاد انگيزه برای حرف زدن و شرکت در گفتگو يکی از شگردهای کار مصاحبه کننده هاست.

اما کسی که می خواهد از مصاحبه گر به عنوان بلندگوی نظر خودش استفاده کند معمولاً زياد صحبت می کند و جهت گفتگو را به سمت سخنرانی و ايراد بيانيه می برد. اين گروه از مصاحبه شونده ها اغلب از دادن فرصت پرسش به مصاحبه کننده پرهيز می کنند و پيش از تمام شدن حرف و سؤال او به پاسخ گوئی می پردازند. جلوگيری از اين گونه‌ سخن پردازی ها از مهارت هایی است که بايد گزارشگر فرا بگيرد.

اصولاً مصاحبه های طولانی، به خصوص در موضوع های خبری، مشکل آفرين هستند. يکی به خاطر اين که تدوين و ويرايش آنها به زمان زيادی نياز دارد و ديگر اين که تمرکز مصاحبه شونده ممکن است از موضوع اصلی منحرف بشود. گزارشگر می تواند با قطع مؤدبانه ی صحبت مصاحبه شونده و طرح سؤال های تازه ای که موضوع گفتگو را به مسير اصلی برگرداند جلوی اين پراکندگی را بگيرد. اگر مصاحبه شونده ای يک جانبه به توضيح و تبليغ مواضع خودش مشغول است مصاحبه کننده بايد با چالش غيرمستقيم و طرح سؤال هائی از جانب و زبان مخالفان و مخاطبانِ احتمالی گزارش جلوی او را بگيرد.

داشتن اطلاعات قبلی در مورد مصاحبه شونده و مواضع او در موضوع گفتگو و ايرادهای احتمالی که ديگران به اين مواضع وارد کرده اند به گزارشگر در طرح سؤال های چالش گرانه کمک می کند. طرح اين نوع سؤال ها در عين حال مصاحبه شونده را وادار به فکر کردن درباره ی پاسخ خودش به سؤال و سنجيده تر حرف زدن می کند و راه را برای کشف گوشه های تازه از يک روايت باز می کند. کارِ اصلی گزارشگرِ ماهر بستن راه های کليشه گوئی از جانب مصاحبه شونده هاست.

مصاحبه شونده های حرفه ای، از جمله مقامات مسئول و سخنگو‌های دستگاه های حکومتی، در مواقعی که بخواهند از پاسخ به سؤالی طفره بروند گاهی به جای جواب دادن خودشان سؤال ديگری مطرح می کنند. گزارشگر بايد با هوشمندی از افتادن در اين دام پرهيز کند و با تکرارِ سؤال خودش مصاحبه شونده را به موضوع گفتگو برگرداند. بعضی اوقات اين طفره رفتن از پاسخ تبديل به متهم کردن گزارشگر يا رسانه‌ای که او برايش کار می کند ‌می شود. گزارشگر نبايد به پاسخگوئی به اينگونه اتهام ها بپردازد. درگير کردن مصاحبه کننده در مباحث نامربوط شگرد آشنائی برای پاسخ ندادن به سؤال های حساس است. تمرکز گزارشگر بر سؤال اصلی و بازگشت به آن با تجربه و تمرين به دست می آيد. ‌گاهی هم مصاحبه شونده می کوشد از راه ستايش کردن مصاحبه کننده يا رسانه ای که او با آن همکاری دارد بر فرايند گفتگو تأثير بگذارد. وسوسه ی اين گونه تملق ها نشدن خيلی تجربه و دقت می خواهد.

دقت و پی گيری برای گرفتن جواب روشن به سؤال ها تا وقتی گزارشگر در انجام اين کار مؤدب و آرام باقی بماند از جانب مخاطب ها مورد تأييد قرار می گيرد. آنها هم مشتاق اند که جواب روشنی به سؤال ها داده شود.

از مشکلات ديگری که در هنگام مصاحبه ممکن است پيش بيايد اضطراب، دستپاچگی، خشک شدن دهان، فراموش کردن حرف، و نگرانی از مشکلات اداری و امنيتی از جانب مصاحبه شونده است. همه‌ی اين موارد را مصاحبه کننده با توضيح کافی و شفاف بودن و همدلی می تواند جبران کند. اگر در رفتار و پوشش و برخورد با مصاحبه شونده به شئون و علاقه های آنها توجه کنيد و در گفتگوهای مقدماتی با توجه و علاقه خواسته های آنها را بشنويد و با دلسوزی و احترام با آنها برخورد کنيد بخت زيادی‌ وجود دارد که آنها هم بتوانند بر نگرانی ها و ترديد‌هايشان غلبه کنند.

برای مصاحبه شونده ای که دهانش خشک می شود يک ليوان آب همراه داشته باشيد و به او با کلام و همدلی آرامش بدهيد. اگر کسی از مصاحبه کردن با شما پرهيز می کند ببينيد انگيزه های اين پرهيز چيست و به نگرانی های موجه او پاسخ بدهيد و سعی کنيد مشکلات عملی در انجام مصاحبه را تا جای ممکن برطرف کنيد. دلائل خودتان برای انجام مصاحبه را برايش بيان کنيد اما دست آخر اگر بر نظرش به مصاحبه نکردن پابرجا ماند به نظر او احترام بگذاريد.

يکی از راه های اصلی برای جلب مصاحبه شونده به گفتگوی صريح و شفاف توجه واقعی به حرف های او و ادامه دادن گفتگو بر مبنای آن است. هيچ چيزی به اندازه ی مصاحبه کننده ای که با مجموعه ای از سؤال های پيش نوشته به محل مصاحبه می آيد و بعد آنها را بدون توجه به حرف های مصاحبه شونده به ترتيب نوبت بازخوانی می کند، اسباب بی محتوا شدن يک مصاحبه نمی شود.

گاهی پرهيز افراد از شرکت در مصاحبه با انگيزه ی پنهان کاری است و گاهی به خاطر نگرانی های قابل درک و طبيعی. در مورد دوم توضيح داده ايم اما در مورد اول هميشه اطلاع دادن به مصاحبه شونده که شما گزارش تان را به هر حال و عليرغم تصميم او به شرکت يا عدم شرکت در مصاحبه منتشر خواهيد کرد ممکن است انگيزه ای برای گفتگو ايجاد کند. اما اگر مصاحبه شونده مطالبه ی دستمزدی در قبال گفتگوی با شما بکند بايد با وسواس و دقت خاصی به اين مسير فکر کنيد. معمولاً خريدن مصاحبه، به خصوص در گزارش های خبری، توصيه نمی شود. گاهی بعضی پرداخت ها مثل هزينه ی سفر يا هتل برای کسی که بايد برای مصاحبه از خانه ی خودش دور شود، يا دستمزد ساعت هائی که بايد کارش را تعطيل کند، موجه است اما ورود به اين مبحث بايد با دقت زياد و در صورت لزوم در مشورت با افراد خبره تر باشد.

يکی از مشکلات احتمالی در انجام مصاحبه های چالشی و حقيقت يابی خطری است که ممکن است مصاحبه کننده را به طور تلويحی يا آشکار تهديد کند. سنجيدن اين خطر و پرهيز از آن تا جای ممکن کاری است ضروری. جسارت و شجاعت در گزارشگری لازم است اما اين جسارت نبايد با سخت سری و بی تدبيری اشتباه شود. در مواردی که در معرض تهديد قرار می گیريد بکوشيد راه ها‌ئی را که ممکن است مانع اين تهديد بشود پيدا کنيد. با همکارانتان مشورت کنيد؛ با دستياری در محل حاضر شويد؛ از شخص ثالثی بخواهيد که گفتگو را انجام دهد و... .

نکته‌ی آخر اين که مصاحبه کننده مسئول اصلی دقت و درستی مطالبی است که در يک مصاحبه مطرح می شود. بايد مراقب بدزبانی، فحاشی، اتهام زنی و تندخوئی های احتمالی مصاحبه شونده ها باشد و اگر مواردی را هم در حين گفتگو متوجه نشده بود در ويرايش گفتگو، قبل از انتشار، حذف کند.

منبع:درسنامه



 
همچنان که گفته شد بايد در پژوهش های قبل از مصاحبه تا جائی که برايتان امکان دارد وقت و فرصت بگذاريد اما در زمان مصاحبه بکوشيد در کمترين مدت ممکن بيشترين اطلاعاتی را که لازم داريد از مصاحبه شونده بگيريد. تحقيق اوليه به شما امکان پرسيدن سؤال های مشخص و مورد علاقه ی مردم را می دهد.

اگر شما شخص مناسب را برای مصاحبه تان انتخاب کرده باشيد قاعدتاً او اطلاعات لازم را دارد و می تواند به راحتی پرسش های شما را پاسخ دهد اما گاهی لازم است به مصاحبه شونده هم از قبل بگوئید که موضوع مصاحبه و محور اصلی آن چه خواهد بود تا در صورت لزوم بتواند اطلاعاتی‌ را که برای مصاحبه ی شما مفيد است مرور کند و مستندات مورد نياز را همراه بياورد.

افراد حق دارند از گفتگو با شما خودداری کنند اما اگر شما مصاحبه با کسی را برای تکميل يک گزارش خاص ضروری تشخيص می دهيد بکوشيد تا با ارائه ی دلائل منطقی و با جلب اعتماد اين افراد به اين که هيچ دستکاری و اختلالی در نقل قول هايشان پيش نخواهد آمد آنها را به گفتگو راضی کنيد. در پی گرفتن اين درخواست مؤدب و آرام باشيد و در صورت عدم قبولِ پيشنهادتان، با احترام کامل، خواسته ی آنها را بپذيريد.

سخنگويان دستگاه های دولتی يا مؤسسات تجاری و امثال آن معمولاً جواب های تمرين شده و از پيش آماده ای برای سؤال ها دارند و به ندرت، و فقط با مهارت حرفه‌ای بسيار زياد، ممکن است از آنها حرف تازه ای بيرون کشيد. برای پرهيز از تکرارِ گفته شده ها سعی کنيد از آدم هائی که کمتر مورد مصاحبه قرار گرفته اند استفاده کنيد. اما هميشه پيش از مصاحبه با کسانی که سخنگوی نهادها نيستند مطمئن شويد که در زمينه ی مورد نظر شما اطلاعات لازم را دارند و قادر به بيان آن هم هستند. مقصود اين است که پيش از انجام مصاحبه گفتگوی مقدماتی با آنها انجام دهيد و توانائی و فايده ی آنها برای گزارش خودتان را ارزيابی کنيد. وقت شما در توليد يک گزارش، چه برای خودتان کار کنيد و چه در استخدام مؤ‌سسه ای باشيد، قيمت دارد و نبايد صرف کارهای بيهوده و جمع آوری مطالب نامربوط بشود.

هميشه به انگيزه های مصاحبه شونده برای قبول اين کار فکر کنيد. او چرا درخواست شما را قبول کرده و آيا انگيزه ای جز تقسيم آگاهی و اطلاعات خودش با مردم دارد يا نه. مراقب باشيد که بلندگوی آنها برای تبليغ يک کالا يا يک ديدگاه نشويد. اگر به نوعی فکر يا کالای خاصی را توصيه ‌کردند از زبان مصاحبه شونده ی ديگری نظر متفاوت در آن زمينه را هم عنوان کنيد.

اصل تحقيق در موضوع مصاحبه و ديدگاه های مصاحبه شونده در مورد آن نبايد هيچگاه فراموش شود. بزر‌گ ترين اشتباه يک گزارشگر اين است که از مصاحبه شونده بخواهد به او برای پرسش هايش پيشنهاد بدهد. پيدا کردن سؤال های اصلی بايد قبل از شروع مصاحبه و از طريق بررسی موضوع، کند و کاو در مواضع مصاحبه شونده، پرسش از همکاران و گزارشگران ديگر و تماس با آشنايان مصاحبه شونده انجام شده باشد.

البته در اين زمينه بايد به اين نکته ی اصلی توجه کرد که ادامه و پيشرفت مصاحبه بايد در جريان گفتگو شکل بگيرد. مقصود اين است که مصاحبه کننده بايد به جواب های مصاحبه شونده در هر مرحله به دقت گوش بدهد و نکته های تازه در اظهارات او را پیگیری کند. سؤال های از پيش فکر شده برای تعيين مسير کلی يک گفتگو هستند اما جريان جزء به جزء آن بايد در حين مصاحبه ساخته شود. بدترين شکل مصاحبه اين است که برای مصاحبه شونده و مخاطب ها اين تصور ايجاد شود که مصاحبه کننده بدون توجه به حرف های مصاحبه شونده سؤالی را که از پيش آماده داشته پرسيده است. گاهی در مصاحبه ها ديده ايم که پرسشگر سؤالی را می پرسد که لحظه ای پيش تر مصاحبه شونده در حرف هایش به آن پاسخ داده است. اصولاً سعی کنيد سؤال های خودتان را از پيش به طور کامل يادداشت نکنيد و فقط سرخط ها و اشاره هائی به نکاتی که می خواهيد بپرسيد همراه داشته باشيد.

آنچه کيفيت يک مصاحبه را تعيين می کند و بر موفقيت يا شکست آن اثر می گذارد دانشِ گزارشگر و اعتماد او به خودش در شروع کار است. برخورد اوليه ی گزارشگر با مصاحبه شونده اهميت زيادی دارد. هر چه گزارشگر در اين برخورد صادق تر و روشن تر عمل کند مصاحبه شونده آرامش و آمادگی بيشتری برای گفتگو پيدا می کند. توضيح اين که از اين گفتگو در کجا و به چه شکل احتمالی استفاده خواهيد کرد، هدف تان از کار چيست و خلاصه ‌بيشترين اطلاعاتی را که بر گفتگوی خودتان با مصاحبه شونده تأثيِری نخواهد گذاشت؛ با او در ميان بگذاريد. سؤال هايتان را اما از پيش با مصاحبه شونده در ميان نگذاريد.

مصاحبه شونده ای را که در برابر ميکروفن دست پاچه می شود آرام کنيد و اگر مصاحبه تان برای پخش زنده نيست به او بگوئید می تواند در صورت لزوم جواب هايش را تکرار و اصلاح کند. اما حق بازبينی و ابراز نظر نهائی در باره ی مصاحبه را، مگر در شرايط اضطراری، به مصاحبه شونده ندهيد. دادن چنين حقی به مصاحبه شونده گاهی، به خصوص در گفتگوهای ويدئویی، کار گزارشگر را بی پايان می کند.

در مصاحبه بايد گزارشگر برای گرفتن پاسخ سؤال اش بيشترين تلاش را بکند و جلوی انحراف از موضوع و چرخاندن بحث توسط مصاحبه شونده را بگيرد. اما اين کار بايد با احترام و رعايت شئون انسانی افراد انجام شود. تکرار يک سؤال مجاز است اما پرخاش، توهين يا ارعاب افراد برای پاسخ گوئی قابل قبول نيست. مصاحبه کننده بايد با آرامش و بدون شتاب يا فشار مطالب خودش را بيان کند و از احساساتی شدن در مورد مسأله پرهيز کند.

نکته ای که بايد در نظر داشت اين است که هدف از مصاحبه شنيدن حرف ها، اطلاعات و ديدگاه های مصاحبه کننده است. به همين خاطر بايد سؤال خيلی کوتاه و روشن باشد و تا جای ممکن سخن مصاحبه شونده قطع نشود. هر چه گزارشگر سؤال های دقيق تر و سنجيده تری بپرسد احتمال و امکان اين که مصاحبه کننده جواب های کلی و کم محتوا بدهد کمتر می شود. اگر در برابر بخشی از صحبت های مصاحبه شونده دو يا سه سؤال به ذهن مصاحبه کننده می رسد بايد آن سؤال ها را به تفکيک و يک به يک بپرسد. طرح سؤال های مرکب، حتی اگر نظم فکری مصاحبه شونده را به هم نريزد، مخاطب ها را گيج می کند.

گاهی افراد با پيش شرط هائی به مصاحبه رضايت می دهند. اين که سؤال ها را از قبل بدانند؛ حق پاسخگوئی مجدد به حرف های مخالف را داشته باشند؛ حق بازبينی‌ مصاحبه ی ضبط شده بعد از تدوين و قبل از پخش را داشته باشند؛ هويت آنها در برنامه معلوم نشود؛ و… در وهله ی اول بهتر است گزارشگر به هيچ پيش شرطی برای گفتگو رضايت ندهد و با تدابير مختلف و ممکن از قبول آنها خودداری کند اما در بعضی موارد ممکن است نپذيرفتن اين پيش شرط ها باعث از دست دادن يک موقعيت استثنائی برای گفتگو بشود و يا موقعيت مصاحبه شونده را به خطر بيندازد. در چنين شرايطی گزارشگر، ترجیحاً در مشورت با دبيران رسانه يا همکاران مجرب تر، می تواند شرطی را بپذيرد. اما معنای پذيرفتن شرط متعهد بودن به اجرای آن است.

هيچ چيزی بيشتر از تعهد يک گزارشگر به مسئوليت های حرفه ای اش اسباب اعتبار او نمی شود. اگر افراد در تجربه های شخصی و يا به نقل از ديگران به پايبندی شما به حرف ها و تعهدات‌ خودتان مطمئن باشند راه شما برای گفتگو و گرفتن اطلاعات بعدی از آنها و ديگران هموارتر می شود. و به همين خاطر است که در قبول پيش شرط های افراد نبايد از مرز توانائی ها و اختيارات خودتان فراتر برويد.

در جريان مصاحبه دائماً مراقب احوال مصاحبه شونده باشيد و در مواقعی که نشان اضطراب يا خستگی يا پريشانی در او می بينيد، اگر اين احوال ناشی از اهميت و پيچيدگی سؤال شما نيست به او کمک کنيد که آرامش اش را باز يابد. اگر بخشی از سؤال شما را نفهميده و به اشتباه جواب می دهد با آرامش و حوصله سؤال را دوباره با بيان ديگری طرح کنيد. از لحظه های سکوت و فکر کردن مصاحبه شونده نترسيد و به او فرصت اين کار را بدهيد. اگر مصاحبه را به صورت زنده پخش نمی کنيد هميشه فرصت حذف يا کوتاه کردن اين سکوت ها را در موقع تدوين داريد. بعضی اوقات گذاشتن تکه هائی از سکوت در مصاحبه ی تدوين شده‌ هم برای نشان دادن حالت مصاحبه شونده به مخاطب ها مفيد است. از وقفه در صحبت کردن نترسيد.

در پايان مصاحبه به مصاحبه شونده فرصت بدهيد که اگر به نظر خودش نکته ای را ناگفته و ناتمام گذاشته به روشنی و مجدداً بيان کند.

منبع:درسنامه



 
‎با فراهم شدن طرح اوليه و تهيه ی وسائل و اعتبار لازم کارِ عملیِ توليد يک گزارش شروع می شود.

در درس های بعدی ما به شيوه های استفاده از هر يک از ابزارهای رسانه ای خواهيم پرداخت اما در اين بخش تمرکز کارمان را بر مصاحبه به عنوان يکی از روش های ‌اصلی جمع آوری مواد برای گزارش نهائی قرار می دهيم.

مهم ترين سؤالی که پيش از مصاحبه با افراد بايد از خودتان بپرسيد اين است که چرا می خواهيد با اين يا آن شخص گفتگو کنيد و انتظار و برآوردتان از نتيجه ی اين مصاحبه چيست؟ داشتن اين آگاهی و پژوهشی که از پيش در باره ی موضوع گفتگو و فرد مصاحبه شونده کرده ايد به شما اعتمادی خواهد داد که بتوانيد هدايت مصاحبه را به عهده بگيريد.

بسياری از کسانی که با آنها برای تهيه ی گزارش مصاحبه خواهيد کرد به دلائل متفاوتی، خواسته يا ناخواسته، در بيان نظرشان از موضوع گفتگو دور می افتند. آمادگی های قبلی گزارشگر به او کمک می کند که جلوی اين گونه چرخش ها در گفتگو را بگيرد.

هدف گزارشگر از مصاحبه معمولاً يا گرفتن اطلاعات بيشتر و تازه تر پيرامون موضوع يک گزارش از آدم های مطلع در آن باره است و يا پی بردن به ديدگاه، احساسات و مواضع افراد نسبت به آن. برای اين منظور دقت در متمرکز نگه داشتن گفتگو از ضرورت های کارِ گزارشگر است.

تفاوت ميان گفتگوهای آزاد و شخصی با مصاحبه به منظور گزارشگری در اين است که در يک گفتگوی شخصی شما مقصد خاصی را در نظر نداريد و گردش آزادانه ی گفتگو به هر جهتی که باشد اهميت زيادی نخواهد داشت، اما در مصاحبه قصد گزارشگر دستيابی به اطلاعاتی است که گاهی ممکن است مصاحبه شونده مايل به ارائه ی آن نباشد يا حتی به طور خودآگاه به داشتن آن اطلاعات واقف نباشد.

نکته ی مهم ديگر اين است که گزارشگر بايد محدوديت های زمانی يک مصاحبه را در نظر داشته باشد. مراعات اين محدوديت از يک جانب با وقتی که برای يک مصاحبه در طرح اوليه درنظر گرفته شده مرتبط است و از جانب ديگر با امکانات و زمانی که بعداً برای بازشنود و ويرايش يک مصاحبه پيش بينی شده است. يک قاعده ی متداول در زمان بندی تهيه ی مواد يک گزارش رعايت نسبت يک به سه است. معمولاً به گزارشگرها توصيه می شود بيش از سه برابر موادی که برای گزارش نهائی لازم دارند مطلب جمع نکنند. مقصود از اين تناسب اين است که اگر قرار است مثلاً يک گفتگوی سه دقيقه ای در برنامه تان بگنجانيد مدت مصاحبه ی تدوين نشده را به کمتر از ده دقيقه محدود کنيد.

برای رسيدن به اين تناسب آموختن فن مصاحبه و تجربه ی در اين کار بسيار مفيد است. کار مصاحبه گر تا حدودی تجسس در يک ناشناخته است. اين سؤال که مصاحبه شونده تا کجا حقيقت را می گويد و چه مطالبی را پنهان يا جعل می کند هميشه در ذهن گزارشگر حاضر است. از بعضی جهت ها کار مصاحبه کننده به بازجو شباهت دارد. با اين تفاوت که به جز ذکاوت و تيزبينی خودش قدرتی از او حمايت نمی کند. تشخيص سره از ناسره در حرف های يک فرد، خواه يک مقام مملکتی باشد و خواه هنرمندی که از آخرين اثرش صحبت می کند، نشان دهنده ی مهارت يک گزارشگر است.

دلائل و انگيزه های يک گزارشگر برای انجام يک مصاحبه گوناگون است. اکثراً هدف از مصاحبه دستيابی به اطلاعاتی است که مصاحبه شونده دارد و گاه به ميل و گاه به اکراه آماده است آن را با گزارشگر در ميان بگذارد. اين گونه ی مصاحبه به قصد يافتن پاسخ به سؤال های اصلی خبری، کی، کِی، کجا، چی، چطور و چرا است. در اين گونه ی مصاحبه معمولاً اکثر حواشی صحبت ها زائد است و گزارشگر يا خلاصه ای از گفتگو و يا بريده های کوتاهی از حرف های مصاحبه شونده را در گزارش اش می گنجاند.

به طور معمول مصاحبه شونده، مگر در مواردی که قصد پنهان کاری وجود داشته باشد، در پاسخ به سؤال ها در اين گونه مصاحبه راحت است. گزارشگر می خواهد بداند چه سالی اين مؤسسه شروع به کار کرده، چند نفر در آن آموزش ديده اند و ساختمان جديد آن چه وقت افتتاح خواهد شد. اطلاعاتی که در اين گونه ی مصاحبه جمع آوری می شود هر چند برای گزارشگر بسيار اهميت دارد اما معمولاً، اگر به همان شکل اوليه تکرار و پخش شود، برای مخاطب ها ملال آور است. معمولاً در گزارش ها گفتگو با شاهدان عينی يک واقعه و يا مقامات مسئول از اينگونه ی مصاحبه است.

اما گاهی دانشِ مصاحبه شونده از يک موضوع فراتر از داده های اوليه ی اطلاعاتی است و مثلاً می تواند پيشينه و روند واقعه ای را نيز بررسی و تحليل کند. در اين گونه ی مصاحبه گزارشگر به آمادگی و پژوهش قبلی بيشتری نياز دارد تا بتواند مسير مصاحبه را به سمت اطلاعات و داده های تازه هدايت کند و مصاحبه شونده را از تکرار مطالبی که پيش تر هم گفته شده باز دارد.

گاهی مصاحبه ها جنبه ی نظرسنجی دارند. گزارشگر می خواهد نظر گروه ويژه ای از مردم را در باره ی موضوع پژوهش خودش بداند و سپس با هم گذاری اين نظرها تصويری يا برداشتی از نظر عمومی در يک موضوع را در برابر مخاطب اش قرار دهد. در اين گونه ی مصاحبه معمولاً سؤال ها ساده تر و کلی تر و اکثراً برای همه ی ‌مصاحبه شوندگان مشابه است. البته در بعضی مواقع ممکن است مصاحبه کننده به اقتضای موقعيت و نوع گزارشی که تهيه می کند گفتگوها را بسط بدهد. در اين نوع مصاحبه بايد دقت کرد که تنوع آرا و سليقه ها در انتخاب مصاحبه شونده ها مراعات شده باشد.

يکی از نکات مهمی که گزارشگرها، به خصوص در پوشش دادن به حوادث و موقعيت های دردناک فردی يا اجتماعی، بايد در نظر داشته باشند امکان احساساتی شدن مصاحبه شونده ها در هنگام پاسخ گوئی به سؤال های گزارشگر است. اين احساسات ممکن است گاهی به شکل توهين يا اتهام به کسانی که به نظر مصاحبه شونده در پيش آمدی مقصر بوده‌ اند مطرح شود. هوشياری‌ گزارشگر در پيشگيری از انتشار ناخواسته ی چنين حرف هائی نه تنها لازم بلکه در بعضی مواقع برای پرهيز از درگيری های حقوقی و قانونی واجب است.

يکی از موارد بغرنجی که گاهی گزارشگرها با آن مواجه هستند زمانی است که مصاحبه شونده، به دلائلی، ارزيابی درستی از نحوه ی گردش احتمالی يک گفتگو ندارد و مثلاً در حالی که تصور می کند به سادگی گزارشگر را با جواب هائی از پيش آماده شده به بلندگوی نظر خودش تبديل خواهد کرد با سؤال های چالش برانگيزی مواجه می شود که او را در موقعيت حساسی قرار می دهد. گاهی در چنين شرايطی مصاحبه شونده می‌کوشد به گونه ای از پاسخ گوئی طفره برود. در اينگونه مواقع پافشاری گزارشگر برای گرفتن جواب روشنی به سؤال هایش موجه است اما اگر بنا به دلائلی مصاحبه شونده اعلام کند که مايل به ادامه ی گفتگو نيست بايد خواسته ی او پذيرفته شود.

به خصوص در چنين مواردی گزارشگر بايد از پرسيدن سؤال هائی که لحن متهم کننده ای دارد پرهيز کند. ارائه ی داده های مستند برای به چالش کشيدن اظهارات يک مصاحبه کننده کاری است که از گزارشگر انتظار می رود اما پرخاش و تندی با مصاحبه شونده در هيچ شرايطی موجه نيست.

نکته ی ديگری که بايد در نظر داشت اين است که اگر نوع مصاحبه ی شما تکراری است (مثلاً مصاحبه با يک بازيگر سينما درباره ی آخرين فيلم او) بهتر است از پيش به سؤال هائی فکر کنيد که تازه و غيرکليشه ای هستند. اين تازگی هم برای مخاطبان شما جذاب خواهد بود و هم احتمال گرفتن جواب جالب تری از مصاحبه شونده را افزايش می دهد. گاهی در اين گونه مصاحبه ها چاشنی ای از طنز به عبور از تکراری بودن کمک می کند.

 

منبع:درسنامه



 
ساخت يک گزارش چند رسانه اى يعنى رفتن به محل، عکس گرفتن، مصاحبه ضبط کردن، فيلم برداشتن و نقشه بردارى، بازبينى و ويرايش مطالب جمع آورى شده و خلاصه مجموعه اى از انواع کارهائى که زمان مى برند و هزينه دارند و بايد اسباب شان از قبل فراهم شود.

شما براى تهيه طرح اوليه و پژوهش هاى آن، بسته به نوع گزارشى که در دست داريد زمانى صرف کرده ايد؛ اما بعد از گذاشتن اين زمان اوليه و با در دست داشتن طرح اوليه است که مى توانيد تخمين دقيقى از زمان و لوازم مورد نياز براى ساخت گزارش تان به دست آوريد و براساس آن هزينه ی کلى تهيه گزارش را برآورد کنيد. جواب به اين سؤال ها در اين کار به شما کمک مى‌کند:

  1. براى رفتن به محل هائى که در طرح اوليه فهرست کرده ايد چه مقدار وقت لازم است؟ مجموعه ی سفرهاى لازم براى اين گزارش چند ساعت يا روز است؟
  2. عوامل احتمالى که ممکن است زمان لازم را افزايش دهد کدام هاست و ضريب احتمالى اين افزايش چيست؟

  3. وسيله ى نقليه شما به محل يا محل هاى مورد نظر چيست؟ هزينه ی آن چقدر است و آيا به پيش بينى قبلى نياز دارد؟

  4. اگر زمان لازم براى رفتن به محل هاى تهيه ی گزارش بيش از يک روز است چه هزينه هاى ديگرى، مثل هتل، غذا، و تنخواه گردان روزانه را بايد در نظر بگيريد؟ جمع اين هزينه ها چقدر است؟

  5. در صحنه ی کار به چه وسائلى نياز داريد؟ دوربين، ضبط صوت، سه پايه، سايه بان و...؟ کدام يک از وسائل لازم را داريد و کدام ها را بايد کرايه کنيد؟ هزينه اش چقدر است؟

  6. از لوازم مصرفى به چه چيزهائى احتياج داريد؟ باطرى، مواد پاک کننده، دستمال کاغذى، و...؟ هزينه ى تدارک آنها چيست؟

  7. آيا به مصاحبه شوندگان يا کسانى که در گزارش شما نقش دارند دستمزدى پرداخت می کنيد و چقدر؟

  8. اگر در گزارش شما از سند، عکس، موسيقى يا مدرک ديگرى استفاده مى شود حق مؤلف آن چقدر است؟

  9. از جمع آورى لوازم کار تا رفتن به محل توليد و تهيه ی مواد اوليه ی گزارش چقدر زمان لازم است؟

  10. آيا مجوزهاى لازم براى کار را در اختيار داريد؟

  11. از توليد مواد خامِ گزارش، مصاحبه ها، عکاسى و غيره تا آماده سازى نهائى آن مواد براى انتشار تقريباً چند ساعت/روز فرصت لازم است؟

  12. چه حجم از اين کارها را به تنهائى انجام خواهيد داد و چه مدت زمانى به همکار يا دستيار احتياج داريد؟
  13. کارمزد روزانه ى خودتان و دستيار احتمالى چقدر است؟

بعد از پاسخگوئى به سؤال هاى بالا آماده ايد که بودجه و زمان بندى توليد يک گزارش را براى ارائه به کارفرما و تصويب آن و يا برای تهيه ی اين لوازم با سرمايه ی خودتان آماده کنيد. هر چه محاسبات و توضيحات شما دقيق تر و در عين حال موجزتر باشد تصميم گيرى برای خودتان و پاسخ دادن به پيشنهادتان آسان تر و سريع تر خواهد بود. يک طرح اوليه ی مغشوش، ناکامل و پر از سؤال يعنى به تعويق انداختن کار.

يادتان باشد زمانى که شما طرح پيشنهادى تان را به دبير يک صفحه يا سردبير يک نشريه می دهيد امکان اين که اين طرح مدت ها لاى ده ها پوشه روى ميز او بماند وجود دارد. شما بايد اين نوع احتمال ها را در مجموعه ی مشکلات توليد در نظر داشته باشيد. گاهى در همين تأخيرها ممکن است يک فکر از سکه بيفتد. يا زمان يک رويداد منقضى بشود. واقع بينى و احتساب همه ى عوامل بيرونىِ مؤثر در انجام يک طرح بهترين تضمين براى پيش گيرى از شکست آن است.

با مراجعه ی مکرر و دقيق به طرح اوليه و تنظيم بودجه ای متناسب برای اجرای آن آماده ايد کارهای اوليه ی اجرائی را شروع کنيد. لوازم کار را تهيه کنيد، بليط مسافرت را بخريد، بار سفر را ببنديد و عازم محل توليد گزارش بشويد.

ما در اين پيش بينى ها به مايحتاج شخصى گزارشگر نپرداخته ايم و تدارک وسائل شخصى را بديهيات هر کاری فرض کرده ايم. که گزارشگر بايد تميز باشد. که از دهان يا بدن او بوى بد استشمام نشود. که اگر مجبور است در محلى کفش اش را در بياورد آنجا را به رنجگاه ديگران تبديل نکند! که از داروخانه محل لوازم و درمان هاى لازم براى اين مشکلات را بپرسد و بخرد و استفاده کند. اين نکات هر چند به ظاهر با گزارشگرى نامربوط اند اما قطعاً در کيفيت نهائى کار مؤثراند. اگر مصاحبه شونده دائماً به جاى فکر کردن به سؤال گزارشگر دنبال مفرى براى استنشاق هواى تميزتر باشد به احتمال زياد بعضى از پاسخ هايش نادقيق مى شوند!

در درس های بعدی با فن آورى ها و ظرائف کار با ابزار و نرم افزارهاى توليد بيشتر آشنا می شويم اما پيش از آن بد نيست به يک مجموعه ى نسبتاً جامعِ چندرسانه اى نگاه کنيم.

پيش تر به اين مجموعه ی گزارش ها زير عنوان ايرانيان در کانادا اشاره کرده ايم. اين مجموعه در بخش فارسی بی بی سی در سال ۲۰۰۵ درباره ی زندگی ايرانيان مقيم کانادا، يا به طور دقيق تر دو شهر تورنتو و مونترال، ساخته شده است. وعده ی اوليه اين بود که اين صفحات شروع مجموعه هاى مشابهى در باره ى تجمع های بزرگ مهاجران ايرانى و زندگی آنها در کشورهاى مختلف باشد اما ظاهراً اين کار ادامه پيدا نکرد. حتی ادامه ی همان صفحات ويژه ی‌کانادا هم بعد از تغيير شکل و جابه جا شدنِ سايت بی بی سی فارسی به خانه ى تازه اش متوقف شد و تحرک در اين صفحات هم از ميان رفت.

در اين مجموعه از يک سو مباحث مربوط به مهاجرت از زبان اهل آن در ميزِگردهائى در مونترال و تورنتو دنبال شده است و از سوى ديگر دو گزارشگر تازه وارد به کانادا از گردش خودشان در اين دو شهر اصلى گزارش هائی ارائه کرده اند. صحبت ايرانی های مقيم اين دو شهر در آن مقطع زمانی، همراه با آلبوم های عکس از گوشه های متفاوتی در دو شهر، تصويری از اين سرزمين را در برابر کاربرها می گذارد و روايت هاى شخصى چند مهاجر به صورت ويدئوهای کوتاه و گفتگو با وبلاگ نويس هاى کانادائى، که به روايتى پيشگامان وبلاگ نويسى فارسى بودند، کاربران را با نحوه ی زندگی و برخورد اين افراد با جهان پيرامون شان آشنا می کند.
در اين درس از شما دعوت مى کنيم که به همه ى گوشه هاى اين مجموعه سر بزنيد و برای خودتان طرح اوليه ی ‌احتمالی اين مجموعه و برآوردهای هزينه و زمان آن را بنويسيد. اين تمرين فقط برای فکر کردن به نحوه ی نگارش و توليد يک گزارش چندرسانه ای است و در روند کلاس های ما و آزمون های مربوطه مورد ارزيابی قرار نخواهد گرفت.

براى آسان کردن پیگيری اين مجموعه روايت هاى اصلى آن را از ملحقات بعدى اش جدا و در زير فهرست کرده ايم:

 

منبع:درسنامه



 
بعد از اين که موضوع گزارش خودتان را انتخاب و اطلاعات لازم پيرامون آن را بررسى کرديد بايد طرح اوليه ی نسبتاً جامعى فراهم کنيد که موضوع و نحوه ى برخورد شما با آن و خلاصه‌اى از آنچه براى انتشار نهائى در نظر گرفته‌ايد را در خود داشته باشد.

گزارشی از ويرانی های ناشی از طوفان در شهر پارکرزبرگ در ويرجينيای غربی در آمريکا نمونه ی جامعی از گونه های مختلف رسانه ای و لايه های متعدد يک گزارش است. با مرور در بخش های مختلف اين گزارش و تقه زدن بر نشانه های فعال در نقشه ای که در صفحه ی اول اين گزارش آمده به لايه های اطلاعاتی، صوتی و تصويری ديگری دسترسی پيدا می کنيد که ميزان خرابی ها پس از اين طوفان در سال ۲۰۰۸ و نحوه ی بازسازی و مراحل پيشرفت آن را نشان می دهد. اين صفحه نمونه ای از کارِ برنامه ريزی شده برای يک گزارش چندرسانه ای است. گزارش های چندرسانه ای از اين نوع را می توان طوری طراحی کرد که بخش های متفاوت آن در طی زمان قابليت تکميل و روزآمد شدن داشته باشد.

گزارش های چندرسانه ای، به خصوص به علت زمينه های گوناگون کار و پراکندگی نحوه ی جمع آوری مواد لازم، بيش از گزارش های تک رسانه ای به يک طرح توليد جامع و از پيش برنامه ريزی شده نياز دارند. اين طرح اوليه در مرحله ی نخست به گزارشگر يا دبير صفحه و مدير نشريه‌ انگيزه های توليد اين گزارش را نشان می دهد و در مرحله ی بعد او را در مسير توليد گزارش متمرکز نگه می دارد. طرح اوليه ی يک گزارش چندرسانه ای بايد حاوى اين اطلاعات باشد:

  1. موضوع گزارش همراه با پيش زمينه و مقدمه اى که دليل انتخاب آن را توجيه کند.
  2. فهرستى از انواع رسانه هائى که در گزارش به کار برده خواهد شد.

  3. جاها و نوع اتفاقاتى که گزارش پوشش خواهد داد.

  4. شخصيت هاى اصلى که در گزارش مطرح مى شوند. فهرستى از کسانى که احتمالا از صدا، تصوير يا اطلاعات آنها در گزارش استفاده خواهد شد.
  5. اطلاعات در مورد گزارش هاى احتمالى ديگرى که در اين زمينه، به هر شکل، منتشر شده است.

  6. اگر قبلاً گزارشى در اين باره منتشر شده، زمينه و زاويه ی تازه اى که شما به آن خواهيد پرداخت.

  7. موضوع هائى که گزارش شما به دنبال پاسخى براى آنهاست.

  8. ديدگاه هاى مختلفى که در گزارش عرضه خواهد شد.

  9. ساخت و پيوند لايه هاى گوناگون گزارش و نحوه ی ارتباط آنها با همديگر و همگذارى اين لايه ها و جاى شروع و پايان گزارش.

  10. تخمين مدت تهيه ی گزارش و زمان تحويل.
  11. فهرست منابع و مستندات اعتبار آنها.
  12. مطالب ديگرى که ممکن است به تفهيم بهتر موضوع کمک کند.

با اين که در اينجا فهرست شماره دارى از مطالب رديف شده اما با توجه به چندرسانه اى بودن گزارش، و اهميتِ موازىِ همه ى لايه هاى آن، بهتر است گزارشگر چه در يادداشت ها و چه در پرداخت ذهنى گزارش اش به هيچ تقدم و تأخرى قائل نباشد و گزارش اش را به صورت مجموعه اى سيال از داده ها شامل عکس، نقشه، صدا، فيلم، متن، لينک ها و غيره در نظر بگيرد. گزارش پارکرزبرگ نمونه ی خوبی از تنوع لايه ها و هم عرض بودن بخش های گوناگون آن است.

پژوهش و کند و کاو اوليه در مورد موضوع يک گزارش در مرحله ی نوشتن طرح اوليه به انتخاب رسانه هاى متناسب براى هر بخش آن مى انجامد. چه چيزهائى بايد در نوشتار همراه گزارش توضيح داده شوند؟ کدام قسمت ها را بايد با عکس يا فيلم پوشش داد؟ آيا لازم است تصاويرى از محل گزارش را ارائه کنيد يا گذاشتن عکس/نقشه ی محل در گوگل کافى است؟ آيا صدا هم لازم داريد؟ اگر حرف هاى مصاحبه شونده ها را در متن بگذاريد خواننده بيشترى خواهد داشت يا گذاشتن باند صدا در کنار متن لازم است؟ شايد بايد هردو کار را بکنيد.

در نوشتن طرح اوليه بهتر است گزارش را به لايه هاى مختلف تقسيم کنيد و لايه هائی را که به يک رسانه مرتبط هستند در کنار هم بگذاريد. مثلاً در گزارش کودکان افغان که در درس قبلی به آن اشاره کرديم برای هر کدام از سرفصل ها پوشه ی جداگانه ای باز کنيد و در هر پوشه بخش های نوشتاری، صوتی و تصويری را جداگانه دسته بندی و هر بخش را در يک صفحه يا لايه ى جدا بنويسيد. اين کار اولاً به شما دائماً امکان افزودن لايه هاى تازه اى به طرح را مى دهد و ثانياً با تقسيم ابزارهای رسانه ای کارِ توليد مرحله ای گزارش ها را منظم می کند.

اين فصل بندی ها به گزارشگر در انتخاب رسانه ی لازم برای هر بخش نيز کمک می کند. امکانات شما در نوع ارائه ى مطالب بسيار زياد است اما داشتن توجيه منطقى براى اين که چرا شما يکى را بر ديگرى ترجيح داده ايد لازمه ى يک طرح اوليه ى مناسب است. همچنان که پيش تر هم گفته شد هيچ قانونِ بر سنگ نوشته اى در اين موارد وجود ندارد. بهترين ميزان خِرَدِ فردى شما و مشورت با همکاران تان است.

گاهى ممکن است اگر نظر يک کارشناس را به صورت فيلم در صفحه قرار دهيد عوامل متحرکى در تصوير باعث اختلال در تمرکز شنونده اش بشود؛ در چنين موردى شايد تنها صداى او همراه با يک تک عکس کافى باشد. اگر گذاشتن نقشه ى مفصلى با امکان دوسويه گى (Interactivity) باعث پريشانى ذهن کاربر از مطلب مورد نظر شما مى شود بهتر است به جاى آن يک نقشه ساده و غير فعال بگذاريد و با توضيح ساده اى نقطه تمرکز آن را برجسته کنيد.

مقصود از امکان دو سويه گى اين است که هم کاربر بتواند مطلب را به شکل دلخواه خودش و به صورت غيرخطى پیگيرى کند و هم فرصتى در اختيارش گذاشته شود که از طريق گپخانه Chat Room و يا جعبه هاى اظهارنظر و سخنگاه پيام و اطلاعات متقابلى را با کاربران ديگر در ميان بگذارد.

وقتى همه ى اين تصميم ها گرفته شد زمان بازنويسى طرح اوليه به شکلى کامل تر و با ذکر جزئيات بيشتر است. اگر مى توانيد يک طرح را که به ذهن تان رسيده و قصد داريد آن را برای خودتان يا نشريه ای که با آن ارتباط داريد آماده کنيد به يک طرح اوليه بر مبنای پيشنهادهای اين درس و درس قبلی تبديل کنيد.

فايده ی تهيه طرح اوليه اين است که اولا همه ی جوانب يک داستان جمع آورى شود و ثانياً هيچ بخشى از آن در ازدحام توليد از قلم نيفتد.

منبع:درسنامه



 
گزارش کودکان بی سرزمين که در درس قبل به آن اشاره کرديم به زندگی سه کودک افغان که پدر و مادرشان را در زلزله ی بم از دست داده اند پرداخته و روايتی از زندگی امروز آنها را به صورت آلبومی گويا همراه با نوشتاری کوتاه از زندگی آنها ارائه کرده است. اين گزارش هر چند جنبه ای از اين مسأله و روايت شخصی اين کودکان را به خوبی نشان داده اما بسياری نکات ناگفته دارد که اگر قرار بود آن را مثلاً برای مخاطبان غير ايرانی يک نشريه ی معتبر اينترنتی تهيه کنند بايد به آنها توجه می‌شد. حتی برای مخاطبان ايرانی هم بسياری نکات قابل بررسی و گسترش در اين گزارش وجود دارد.

پيش تر گفتيم که گزارشگر بايد به هوشمندی مخاطبان اش باور داشته باشد و در ميان آنها حداقل يک مخاطب کاملاً آگاه به موضوع در نظر بگيرد. اين توصيه برای اين بود که گزارشگر در اظهارات و نتيجه گيری هايش بی پروا و بدون داشتن سند عمل نکند. اما اين موضوع روی ديگری هم دارد و آن اين که گزارشگر نبايد اطلاعات پايه ای را در گزارش اش از قلم بيندازد و فرض کند که نکته هائی در زمينه ی بحث او برای همه ی‌مخاطب ها روشن است و نياز به گفتن ندارد. در مورد گزارش مورد نظر ما اطلاعات مربوط به زلزله ی بم از اين گونه است.

در بخش قبل به زمينه های اصلی پژوهش برای تنظيم اين گزارش اشاره کرديم. در اين بخش به جزئيات آن، به عنوان نمونه و راهنمائی برای پژوهش احتمالی در تهيه ی چنين گزارشی، می پردازيم:

الف- زلزله ی بم. به ظن گزارشگر، که بنا به قرينه ها تا حد زيادی درست هم هست، مخاطبان فارسی زبان او زلزله ی هول آور بم در دی ماه ۱۳۸۲ را به خاطر دارند و نيازی به دادن اطلاعات بيشتری در باره ی آن نيست و مخاطب ها با اشارتی همه را به ياد خواهند آورد. اما فقط با رفتن به پيوستی که در اينجا اضافه شده ما با انبوهی از اطلاعات اوليه پيرامون اين زلزله و تلفات و خسارت های آن مواجه می شويم که به احتمال زياد بسياری آن را فراموش کرده اند. دادن اين اطلاعات يا حداقل پيوندی که در صورت لزوم يادآور نکات برجسته ی آن واقعه باشد از يک سو به کاربر کمک می کند که با راحتی اطلاعات مورد نيازش را رديابی کند و از سوی ديگر با توجه به نحوه ی خوانش اينترنتی، که در بخش های قبلی بررسی کرديم، بخت اين را که او وقت بيشتری صرف پی گرفتن گزارش شما کند، افزايش می دهد.

اما همين اطلاعات هم هنوز قابل گسترده شدن است. توضيح های لازم، مفصل و دقيقی در مورد زلزله در اينترنت وجود دارد که هم به صورت پيوند (لينک) قابل افزودن به گزارش است و هم امکان ارائه ی خلاصه و اشاره ی مفيدی به آن در متن وجود دارد. نکته ی بعدی که به خصوص برای کاربران غيربومی اين گزارش اهميت دارد اطلاعات مربوط به شهرستان بم و موقعيت جغرافيائی آن و پيوندهائی به عکس ها و داده های اطلاعاتی پيرامون اين شهر و زلزله ی آن است. گزارشگر همچنان می تواند گزيده ای از اين اطلاعات و تصاوير را نيز با ذکر مأخذ و رعايت حق مؤلف در متن گزارش خودش بگنجاند.

ب- مهاجران افغان. نگاهی به سوابق و دلائل مهاجرت افغان ها به ايران می تواند بخش مهمی از اين گزارش باشد. اين که افغان ها در چه زمانی و تحت چه شرايطی به ايران مهاجرت کردند و نحوه ی پراکندگی آنها در ايران بر چه اساسی است. به چه کارهائی اشتغال دارند، بيش تر به کدام طبقه ی اقتصادی و اجتماعی تعلق دارند، و برداشت کلی ايرانی ها از مهاجران افغان تا چه اندازه به وضعيت واقعی آنها نزديک است.

سؤال های مربوط به وضعيت افغان ها در ايران دامنه ی گسترده ای دارد و گزارشگری که می خواهد گوشه ای از زندگی اين مردم در ايران را در قالب داستان زندگی سه کودک افغان ارائه کند بايد حداقل شخصاً از اين مباحث مطلع باشد تا بتواند مهم ترين و مرتبط ترين نکته های آن را در گزارش خودش بگنجاند.

پ- دشوارى هاى اقامت افغان ها در ايران گونه های متعددی داشته است. از نداشتن مدارک لازم برای اشتغال و تحصيل تا دستمزدهای پائين و کمبود امکانات بهداشتی و نبود حمايت های قانونی همه بخش هائی از مشکلات مهاجران افغان در ايران است. وضعيت کودکان گزارش مورد نظر ما در رابطه ای مستقيم با وضعيت تحصيل و اجازه ی کار و اقامت آنها در ايران دارد. شرحی در اين زمينه و پيوندهائی به منابع مربوط در اينترنت می تواند پاسخگوی ابهام ها در مورد وضعيت اين گروه از کودکان در ايران باشد. در رابطه با وضعيت کودکان افغان وضعيت تحصيلی آنها به ويژه حائز اهميت و توجه است.

کار کودکان اما در ايران معضلی فراتر از افغان ها و مشکلات آنهاست. گزارشگر با پژوهش در اين موضوع می تواند ابعاد گوناگون مشکلی را که اين کودکان افغان با آن مواجه اند برای مخاطب روشن کند. قوانين بين المللی در زمينه ی کارِ کودکان و نيز نهادهای متنوع دفاع از کودکان اطلاعات مفيد و زيادی در اختيار گزارشگر قرار می دهد. تماس با دست اندرکاران و مسئولان اين نهادها و نيز جستجو و گفتگو با کارگران خردسال زمينه ی مناسبی برای پژوهش در اين مسأله و برنامه ريزی برای گزارش مورد نظر ماست.

به همین ترتيب گزارشگر می تواند نکات ديگر اين داستان را مورد بررسی و تحقيق قرار دهد. صنعت مسگری در ايران يکی از صنايعی است که در رقابت با واردات انواع محصولات ارزان تر از چين و جاهای ديگر با مشکلاتی مواجه است و دست اندرکاران اش دچار سختی های معيشتی هستند. پرداختن به وضعيت شهر يزد، ارائه ی اطلاعات جغرافيائی، اقتصادی و مردم شناسی درباره ی آن می تواند به ساختن تصور جامع تری از آنچه اين سه کودک افغان با آن درگير بوده اند کمک کند. گزارشگر در وهله ی اول با جمع آوری اين اطلاعات از اينترنت و کتابخانه و منابع کشورى برای تماس با افغان هائی که در محل زندگی خودش ساکن هستند آماده می شود و پس از گفتگو با آنها و رفتن به چند كانون تجمع افغان ها و مقابله اطلاعاتی که جمع آوری کرده به جمع بندى از واقعيت زندگى افغان ها در ايران می رسد. سپس در پيوند اين برداشت ها با روايتِ شخصى سه کودک افغانی که در مرگ پدر و مادرشان در زلزله ی بم به يزد کوچ کرده اند تصويری کلی از مسأله ای فراتر و جامع تر را در برابر مخاطبان اش قرار می دهد.

البته تشخيص اين که کدام يک از اين زمينه ها مناسب و در خور اندازه و نياز نشريه ی اينترنتی گزارشگر خواهد بود مهمترين موضوع تصميم و از شاخص های توانائی اوست.

منبع:درسنامه



 
وقتى براى يک روزنامه مطلب تهيه مى کنيد تنها وسايلى که لازم داريد قلم و کاغذ است يا حداکثر يک تخته کليد و صفحه ی نمايش کامپيوتر. اما در گزارش چندرسانه اى اسباب کار متعدد است و هر چه امکانات يک گزارش گونه گون تر بشود جاذبه اش برای کاربر بيشتر خواهد بود.

البته هر گزارشی الزاماً قابليت چندرسانه ای شدن ندارد. انتخاب گزينه ی چندرسانه ای برای ارائه ی يک گزارش به نوع مطالبی که پوشش خواهد داد بستگی دارد. اما امروز، به خصوص در نشريه ها و سايت های اينترنتی، گزارش ها، تقريباً بدون استثنا، از بيش از يک شکل رسانه ای استفاده می کنند. هر گزارشی معمولاً از يک متن و حداقل يکی دو عکس يا نقشه و پيوست ترکيب شده است.

گزارش چندرسانه اى همچنان که گفته ايم غيرخطى است و از لايه هاى گوناگونى تشکيل مى شود که هرکدام معنا و بُعد متفاوتى را به گزارش اضافه مى کنند. در يک لايه روايت را نقل مى کنيد، در لايه اى ديگر مطالب مربوط به آن در سايت هاى ديگر را مى آوريد، در لايه ی سوم نظر کاربرها را مى پرسيد، در لايه ی چهارم همین گونه و هکذا.

اولين قدم برای شروع توليد يک گزارش چندرسانه ای ارزيابی گونه های مختلف رسانه ای است که احتمالاً به بهتر شدن و تکميل يک گزارش کمک می کند. هميشه توليد يک گزارش چندرسانه ای به وقت و امکانات بيشتری نياز دارد تا يک گزارش صرفاً نوشتاری يا صوتی. غير از زمان بيشتر، لوازم اين کار هم بايد فراهم باشد. گزارشگر چندرسانه ای به دوربين های عکاسی و فيلمبرداری و وسائل ضبط صدا نيز نياز دارد. به همين خاطر است که از اين روش چندرسانه ای بيشتر برای گزارش های مفصل تر و پژوهشی استفاده می شود.

البته در نشريات و رسانه های معتبر اينترنتی گاهی يک تيم از گزارشگرها با تخصص های مختلف برای پوشش يک موضوع مأمور می شوند اما به طور معمول و به ويژه در گزارشگری شهروندی يک نفر است که همه ی جنبه های يک رويداد را بايد تشخيص و پوشش بدهد. در هر دو شکل، چه در رسانه های بزرگ و چه در گزارشگری شخصی، نياز به امکانات و زمان توليد بيشتر هزينه های يک گزارش را بالا می برد.

اما اگر شما به کار گزارشگرى علاقه داريد و فکر و طرح هائی در ذهن تان داريد که به نظر خودتان بهترين شکل ارائه اش به صورت چندرسانه ای است و قصد داريد آن را به يک نشريه ی اينترنتی بفروشيد، يا حتی اگر قصد توليد و انتشار آن در سايت خودتان را داريد، بهتر است طوری آن فکر را پخته و آماده کنيد تا اولاً هر کس طرح شما را ديد مطمئن شود که بهترين روش ارائه ی آن چندرسانه ای است و در ثانی خودتان بتوانيد با دنبال کردن آن طرح محصول نهائی را آماده کنيد.

برای بررسی و انتخابِ نهائی موضوع برای گزارش، نکته ی اصلی اين است که ظرفيت های مختلف آن برای چندرسانه اى شدن را بسنجيد. داستانى را مى توان چندرسانه اى کرد که اولاً لايه هاى گوناگونى داشته باشد و ثانياً نمايش اين لايه ها ضرورت استفاده از شکل هاى مختلف بيانى (تصوير، صدا، طرح و فيلم) را موجه کند. اما کدام داستان است که چنين ظرفيتى را به شکلى نداشته باشد؟

يک گزارش چندرسانه ای می تواند ارائه ی يک داستان با ابزار گوناگون بيانی باشد يا سلسله ای از داستان های مختلف در رابطه با يک موضوع خاص. در نمونه ی اول که عنوان آن در اسارت طالبان است، يک خبرنگار روزنامه ی نيويورک تايمز، که در پائيز سال ۲۰۰۸ توسط طالبان ربوده شد و به مدت هفت ماه در اسارت آنها بود، داستان دستگيری تا فرارش را همراه با دريافت ها و تحقيقات اش درباره ی طالبان و خاستگاه ها و خواسته های آنها را در مجموعه ای شش قسمتی ارائه می کند. در نمونه ی دوم با عنوان ايرانيان در کانادا بخش فارسی بی بی سی با مجموعه ای از گزارش های متنوع به گوشه های زندگی مهاجران ايرانی در کانادا می پردازد.

يکی از اين دو گزارش بر تجربه های شخصی يک نفر و برداشت های او از وضعيتی که شاهد بوده مستقر شده و گزارش ديگر به تجربه های پراکنده ای پيرامون يک موقعيت واحد پرداخته است. اما مهم ترين نقش گزارشگر در اين دو مجموعه انتخاب اين گونه های متفاوت بيانی برای نمايش موضوع و بيش از آن تخيل و تجسس برای يافتن جلوه های چندرسانه ای يک گزارش است.

وقتی گزارشگر موضوع گزارش خودش را، به طور مستقل يا در مشورت با دبير نشريه و پس از فکر و جستجوی اوليه، انتخاب کرد تازه کار شروع می شود. در اين مرحله است که گزارشگر بايد منابع و مطالبی را که می تواند در گزارش اش به کار بيايد جمع آوری و فهرست کند. با کسانی که احتمالاً در زمينه ی گزارش صاحب نظر يا آگاه هستند تماس بگيرد و از امکان مشارکت اين افراد در تهيه ی اين گزارش مطمئن شود. اگر چنين افرادی وجود ندارند يا حاضر به همکاری نيستند راه های بديل برای پژوهش اطلاعاتی را پيدا کند.

روش ها و وسائل تحقيق متفاوت اند. اين روزها اولين جا براى شروع تحقيق اينترنت است. اينترنت مرجعی گسترده نه تنها برای يافتن اطلاعات پيرامون يک موضوع بلکه جائی برای ارتباط يافتن با کسانی است که ممکن است در موضوع گزارش شما آگاهی و اطلاعاتی داشته باشند. رفتن به سخنگاه ها و اتاق های گپ پيرامون مباحث خاص و کمک گرفتن از کسانی که در شبکه های اجتماعی فعال اند راه ها و امکانات تازه ای است که به گزارشگرها کمک زيادی می کند. البته يکی از لوازم مهم در اين نوع پژوهش آشنائی نسبی به يک زبان جهانی تر، مثل انگليسی، است. حجم مطالبی که به زبان انگليسی در اينترنت منتشر می شود با هيچ زبان ديگری قابل مقايسه نيست.

البته بايد توجه داشت که اين انبار فراخ اطلاعاتى پر از مطالب غير موثق هم هست. اگر با يک منبع اطلاعاتى باز (Open Source) مثل ويکى پیديا سر و کار داريد احتمال اين که کسانى داده هاى غلطى را در آن گنجانده باشند وجود دارد. بايد مراقب باشيد که از منابع موثق استفاده کنيد، درجه ی اعتبار هر منبع را تشخيص بدهيد و مهم تر از همه داده هائى را که در اينترنت مى بينيد با عقل خودتان و مطالب ديگر در همان موضوع محک بزنيد.

منابع باز اطلاعاتی به منابعی گفته می شود که دستاورد و حاصل کارِ جمعی مردم است. در اين گونه منابع که يکی از مهمترين های آن دانشنامه ی ويکی پيدياست، همه ی افراد می توانند در زمينه های مورد علاقه و اطلاع خودشان چيزی به مجموعه اضافه کنند. آنچه امروز يک جستجوگر در ويکی پديا پيدا می کند حاصل کار يک نفر يا يک گروه بسته ای از متخصص ها و فرهنگ نويسان نيست بلکه هر کس و در هر زمانی که بخواهد می تواند به آن وارد و مطالبی را ذيل هر عنوان موجود يا عنوان تازه ای که خودش ايجاد کند به آن بيفزايد. اين ذخيره ی جهانی اطلاعات هر چند در بسياری زمينه ها از هر دانشنامه ی ديگری روزآمدتر و دقيق تر است، اما گاه ممکن است حاوی اطلاعات غير موثق يا نادقيق نيز باشد.

گزارشگر بايد پيش از شروع به تحقيق پيرامون يک گزارش عوامل اصلی گزارش و نيازهای پژوهشی خودش را شناسائی و برجسته کند. برای شروع به اين تجربه می توانيد يک گزارش در تارنمای جديدآنلاين را در نظر بگيريد. اين گزارش به زندگی سه بچه ی افغان می پردازد که در زلزله ی بم پدر و مادرشان را از دست داده اند و حالا دوتاشان در يزد شاگرد مسگری شده اند. فکر کنيد اگر شما می خواستيد از اين موضوع يک گزارش چندرسانه ای تهيه کنيد چه اطلاعاتی لازم داشتيد و از چه مسيری پژوهش خودتان را دنبال می کرديد.

شايد عوامل اصلى و اوليه ی اين گزارش را بتوان به اين شکل طبقه بندی کرد:

  • زلزله ی بم
  • مهاجران افغان در ايران
  • شرايط و دشوارى هاى اقامت افغان ها در ايران
  • کارِ کودکان
  • مسگرى
  • يزد

با ديدن اين گزارش و فکر کردن به جزئيات آن نکات ديگرى را که به نظر شما در پی گیری اين گزارش اهميت دارد فهرست کنيد. در درس بعدی می کوشيم اين فهرست را بازتر کنيم و برای توليد چنين گزارشی برنامه ريزی کنيم.

منبع:درسنامه



 

زیاد شدن راه های ارتباط و انتشار گزارش در اینترنت و تازه شدن مداوم خبرها در نشریات اینترنتی در کنار امکانی که فراهم می کند تاثیر منفی و نگران کننده ای هم داشته است.

بررسی های انجام شده در ایالات متحده نشان می دهد که زمان توقف کاربرها در صفحات نشریات اینترنتی بسیار کوتاه است و بخت خواندن گزارش های مفصل و تحلیلی در اینترنت تا به حال بسیار اندک بوده است. این کم بودن فرصت مخاطب ها در سایت باعث شده که آگهی دهندگان حاضر نباشند پول زیادی برای تبلیغات در نشریات اینترنتی هزینه کنند.

براساس این پژوهش ها مراجعان سایت های اینترنتی به دو دلیل عمده به خواندن مطالب مفصل و عمیق تر علاقه ای نشان نمی دهند. اولا چون بیشترین مراجعه به این سایت ها در ساعات و محل کار است و کاربرها در مقطع های کوتاهی در روز و بیش از همه در وقت نهار به سرعت و سرسری نگاهی به مهم ترین خبرها می اندازند و از آن عبور می کنند. ثانیا به دلیل تنوع منابع و تبدیل شدن خبرها به سرتیترهای موجز و رسا نیاز به خواندن شرح مفصل تر آن از میان می رود.

یک بررسی توسط مؤسسه ی تحقیقاتی دانشگاه نورت وسترن در آمریکا می گوید زمان متوسط خواندن یک روزنامه چاپ شده برای هر نفر در روزهای هفته ۲۷ دقیقه و در پایان هفته ۵۷ دقیقه است. با توجه به این که متوسط زمان توقف یک کاربر در یک روزنامه ی آنلاین اندکی بیش از یک دقیقه است تفاوت کیفیت برخورد کاربرها با این دو گونه ی ارائه ی خبر مشهود می شود.

البته باید در نظر داشت که خوانندگان نشریات چاپی جمع کوچک تری هستند که با تعلق بیشتری به یک نشریه وابسته اند و در نتیجه متوسط دقت آنها به نسبت جمع بسیار بزرگ تری که به وبسایت یک نشریه مراجعه می کنند به طور طبیعی باید بالاتر باشد. اما نکته ای که همین بررسی به آن اشاره دارد این است که گروه اول، یعنی کسانی که با حوصله و دقت نشریات چاپی را می خوانند، از گروه دوم مسن تر هستند و تعدادشان رو به کاهش است؛ در حالی که تعداد مراجعان نشریات اینترنتی همچنان رو به افزایش است.

از آغاز انتشار روزنامه های اینترنتی سوال مهم این بوده که آیا باید مخاطب را به سمت مطلب مفصل تر و عمیق تر جذب کرد یا با ارائه ی خلاصه های جذاب و رسا بیشترین میزان آگاهی را در کمترین فرصت به او داد و کارِ تحلیل و نقد را به رسانه های چاپی و رادیو و تلویزیون واگذار کرد.

یکی از پیشنهادها و راه حل های فعلی این است که سرخط ها و خلاصه های کمتر از ۱۵۰ کلمه ای برای گیرنده های موبایل (تلفن های هوشمند و لوحه های کامپیوتری) تهیه شود و تحلیل ها و گزارش های مفصل تر در نسخه ی کامل نشریات در آنلاین گذاشته شود.

راه حل دیگری نیز که بسیاری از نشریات اینترنتی را به خود جلب کرده انتشار نسخه های محلی است. اینگونه نشریات با افزودن بخش های تخصصی و محلی به نیازهای ویژه ی گروه های کوچک تر اما وفادارتری از کاربران پاسخ می دهند و در نتیجه آنها را به مراجعان جدی و مکرر سایت نشریه تبدیل می کنند. این نوع کاربرها به ویژه برای جلب آگهی دهنده ها به یک نشریه اهمیت زیادی دارند.

امروز سایت های خبری مثل یاهونیوز یا گوگل نیوز یا شبکه هایی مثل سی ان ان و بی بی سی به طور منظم و پیوسته آخرین رویدادهای خبری را گزارش می کنند و کمتر کسی برای دریافت اینگونه گزارش ها به نشریات کوچک تر با هیات های تحریریه محدودشان مراجعه می کند.

به همین دلیل نقطه ی قوت نشریه های کوچک تر و گزارشگران مستقل رفتن به سمت گزارش های محلی و موضوع های ویژه شده است. طبیعی است که رفتن به سمت موضوع های محلی و ویژه از تعداد مراجعان به یک گزارش کم خواهد کرد اما براساس آمار کم شدن تعداد مراجعان معمولا با افزایش متوسط زمان توقف آنها همراه است. این افزایش توقف به معنای افزایش دقت و کارآمدی بیشتر اطلاعات است.

بسیاری از نشریه های مهم اینترنتی نیز با توجه به موفقیت سایت های تخصصی تر در جلب مخاطب ها به افزودن بخش های ویژه ی شهرها یا حتی محله ها به ایجاد و حفظ یک رابطه ی نزدیک تر با مخاطب ها پرداخته اند. بخش های فعالیت فرهنگی، اجتماعی، و حوادث در محدوده های جغرافیایی کوچک از ستون های مهم نشریات اینترنتی شده است.

راه دیگر برای جلب مخاطب ها ایجاد سخنگاه های باز در کنار گزارش ها و دادن فرصت و امکانات اضافه کردن مطالب، عکس، فیلم و نظر از جانب کاربرهاست. این روش به خصوص وقتی گزارش ها برای گروه های کوچک تری از مخاطب تهیه شده باشند کارآیی زیادتری دارد.

داشتن سخنگاه از یک سو کسانی را که مایل اند صدایشان شنیده شود وارد بحث خواهد کرد و از سوی دیگر با حضور آنها جامعه و گروه های مرتبط با آنها به این تبادل افقی اطلاعات و دانش جلب می شود و در عین حال گفتگو برای بقیه ی مخاطبان هم آسان فهم تر و دست یافتنی تر می شود.

اصولا یکی از راه های موفقیت در اینترنت همچنان که در بحث شبکه های اجتماعی گفته شد به راه انداختن جوامع مجازی از افرادی با خواست ها و علائق مشترک است. یکی از بهترین روش ها برای ورزیده شدن در کار گزارشگری راه اندازی اینگونه جوامع و گسترش تدریجی آن است. امکانات امروز اینترنت به هر کسی فرصت اولیه ی این کار را می دهد. تکمیل و موفقیت آن البته به ابتکار و تسلط دست اندرکارانش به اصول گزارشگری نوین بستگی خواهد داشت.

امروز شبکه های مهم اجتماعی هم به این تجربه ی محلی کردن اطلاعات جلب شده اند. فیس بوک با ارائه ی Facebook Places و یاهو با ایجاد Yahoo Local سایت های جهانی خودشان را به رویدادهای محلی پیوند زده اند. مشارکت فعال کاربران در فراهم کردن گزارش ها، تصاویر، و فیلم هایی از رویدادهای محلی و پذیرش و انتشار آنها توسط رسانه های معتبر راه را بر گزارشگری شهروندی کاملا گشوده است.

امروز تعداد گزارش های شهروندی ساخته های نهادهای رسمی خبری را با فاصله ی زیادی پشت سر گذاشته است. به اعتقاد بسیاری این تحول پیروزی روزنامه نگاری آماتوری بر حرفه ای و قابل ستایش است. حتی اگر این پیروزی ستایش انگیز هم نباشد لااقل می تواند برای حرفه ای ها راهگشای روش های تازه ای باشد. شما هم اگر به این حرفه علاقه مند هستید می توانید با کمک دوستان و هم فکرهای خودتان نشریه ی محلی خودتان را راه اندازی کنید و به تدریج گسترش اش بدهید.

منبع:درسنامە